27-01-2015

محمد دین محبت انوری

گــنــــــــج پنهان
27-01-2015

محمد دین محبت انوری

گــنــــــــج پنهان


در روزگار قدیم مرد متدین ، صادق ، ساده وکسبه کاری دردهکده بین کوها ودورازآبادی ها زندگی میکرد وبه کارآهنگری وریختن تیش وساختن ساجمه تفنگ وغیره مشغول بود او برعلاوه که کسبه کار بود یک شکارچی خوب وماهرنیزبود چندین بارشکارکرده بود وهمیشه گوشت حیوانات کوهی را میخورد وبرای همسایه هایش نیز ازگوشت پخته آن میداد شکاری های آنزمان رواج داشتن که گوشت خام شکار خودرا برای کسی نمیدادن .
شکاری شبی ازشبها درخواب می بیند که درنزدیکی قریه اش درسریک تپه غاری است ودرآن غار ظروف طلا وجواهرات بیساراندر اوست.
روزی دیگرعزم میکند که برود وگنج را پیداکند ونشانی وجای آنرا مشخص نماید تادرفرصت مناسب گنج را به خانه آورد.همان روز ازخانه بیرون میشود وبه پالیدن گنج مصروف میشود تااینکه به همان سرتپه میرسد وکمی خاک آنرابرمیدارد ومی بیند که تخته سنگی بزرگی مانند دورازه نمایان میشود وتخته سنگ رابرمیدارد که یک دروازه داخل بازمیشود وداخل غارمیرود وانواع اجناس طلائی وجواهرات قمیت بها درآن غاراست همه جارا می بیند وخودرا مطمئن میسازد، وبدون اینکه چیزی ازگنج با خودبگیرد ازآنجا بیرون میشود وبخانه می آید ازینکه گنج را یافته است خوشحال میباشد ولی از حکمت وقت ترس دارد که اگرخبرشود تمام گنج را ازوی میگرد.
ازین موضوع بکسی چیزی نمیگوید.شب دیگربرادر خودرا میگوید که همرایش برای آوردن گنج برود.
هردو با چند راس اولاغ بسوی محل گنج میروند وقتی به محل نشانی شده رسیدن وخاک های سرتپه ر ابرداشتن اما گنج رانیافتن، چند جای دیگررا پالیدن بازهم چیزی پیدانکردن همان شب تاصبح هردو برادرهمه اطراف تپه را کندن کاری نمودند ولی ازگنج که قبلا پیداکرده بود هیچ نشانی نیافتن وچیزی بدست شان نه آمد. هردو ناامید شدند وشخص که گنج را یافته بود پشیمان بود که چرا بار اول ازگنج با خود چیزی نگرفت. ولی دیگرپشیمانی سودی نداشت آنها چند مراتبه دیگرشبانه به محل رفتن وبرای یافتن گنج همه جاهای که شک داشتن پالیدن ولی هیچ چیزی را یافت نکردند گنج دیگرازدست شان رفته بود وبخت یک باربرایش یاری کرده بود.میگویند اینگونه گنج ها باراول یافت میشود اگر ازآن نگرفتی باردوم بدست نمی آید این اصطلاح مردم قدیم است که گنج روان یاگنج پنهان برای یک مرتبه دیده میشود وباردوم پیدانمیشود.
آن مرد دوباره به کسب خودش مصروف می شود وهمچنان به شکارگوسفند های کوهی می پردازد ودیگرتاآخرعمر به گنج روبرونمیشود.

پایان
چغچران
جوزا ١٣٩١
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب