27-01-2015

محمد دین محبت انوری

سخنی از هــــــــــر جا و...
27-01-2015

محمد دین محبت انوری

سخنی از هــــــــــر جا و...

 

روز 27حمل 1393 وقتی از چغچران بسوی هرات میرفتم تا آن وقت ما درخانه خود بخاری داشتیم وصبح وشب یک بار آتش میکردیم. در دشت وکوه سبزه ها تازه سر زده بود اما بسیار کوچک بودند ولی گوسفندان شاید میتوانستند به مشکل خودرا سیرکنند ومردم مصروف کشت گندم دیمه یا للمی بودند ازطرف شب دروقت خواب یک کمپل ازبابت سردی بالای خود می انداختیم.
طیاره حامل ماهمان روز بسوی هرات پرواز کرد نزدیک هرات که رسیدم زمین ها سبز بود وازداخل طیاره همه منظره سرسبز خوش ودلکش به نظرمیرسید وبهار بستر سبز خودرا در کوه وشت هموار کرده بود برای ما دیدن منظره بهار وسبزه خوش آینده بود وتغییر آب وهوا را به چشم میدیدیم.
درشهر هرات همه درختان برگ کرده ودرپارکها گل وسبزه قد کشیده بود که مردم بالای سبزه نشسته واز بهار وهوای آن لذت میبردند گندم ها خوشه کرده بودند وشب ها بدون کمپل بخواب میرفیتم.
از هرات به کابل از طریق زمینی با موترهای 303 سفرکردم درمسیر راه ولایت فراه وهلمند میگذشتم تریاک نیش زده شده بود وبعضی جاها درحال نیش زدن بودند.وگندم نزدیک به پخته شدن بود وبعضی جاها خوشه های گندم زرد شده بود.
درزابل درختان بادام برگ کرده وغوره های شان دیده میشد درغزنی ومیدان وردک بهار شده بود ولی سبزه وگندم مانند هرات وهلمند بزرگ نشده بودند. درکابل همان هوای گرد آلود ولی دربعضی از پارک ها سبزه دیده میشد وبیروبار وراه بندی سرک ها یک روند عادی به نظرمیرسید مردم کابل با مشکلات ترانسپورت آب وغیره دست وپنجه نرم میکردند ولی باآنهم با همین مشکلات عادی شده بودند ولی درکابل مانند هرات پارک ها ومحلات تفریح کمتری وجود دارد ومردم نیز ازین بابت خاطرجمع بودند ولی درهرات پارک های زیاد ومحلات سرسبز وجاهای برای تفریح شهروندان وجود دارد ومردم نیز به تفریح ومیله عادت دارند.
ازکابل که گذشتیم سرک کابل جلال آباد ازمنطقه ماهیپر،سروبی،تنگی ابریشم،سرخکان ودرونته ازبین تونل ها ودره ها وکوه های زیبا وپرخم وپیچ میگذرد سفردرین مسیر جالب ودیدنی است از سروبی تا ختم تنگی ابریشم تمامآ دره وکوه باهم چسپیده وهمزمان درین مسیر آب دریا همجوار سرک درحرکت بوده وصدای شرشر وغرش عجیبی از صدا ها بگوش میرسد وسفربرای هرمسافری راحت بخش
وتسکین کننده است.
شهرجلال آباد همیشه بهارموجی از سبزه وگل وزیبای طبیعت را با خود داشت. درین شهر گندم ها زرد شده ونزدیک به درو کردن بودند.
از جلال آباد تا تورخم درمسیر راه فارم های متعدد از درختان نارنج ، مالته زیتون سنتره وغیره وجود داشته که در اثر جنگ های سالهای گذشته تخریب شده ولی حالا درحال بازسازی است ازجمله سرسبز ترین محلات بوده وساحه زراعتی مدرنیزه به شمار میرود در نزدیکی تورختم که خطر دیورند قرار دارد کوهای سیاه وخاکستری بلند به نظرمیرسد درختان قشنگ مانند بید که شاخه ها یش بزمین غلتیده در بین خانه ها ودشت ها به زیبای طبیعت افزوده ویکی از درختان کم پیدا قشنگ وزیبای است که دیدنش برایم جالب بود درین جا علف ها زرد شده بودند وگندم پخته شده ودربعضی جاها دروشده بود.
ازتورخم کتله های زیادی ازمردم درحال عبور ازمرز هستند این جا پولیس پاکستان مشغول جلوگیری وبازرسی اسناد مردم است واکثرآ کسانیکه از دروازه تورخم عبور میکردند بدون پاسپورت واسناد قانونی بودند خصوصآ زنان واطفال بدون مدرک از پیش چشم پولیس میگذشتم وپولیس هم به بازرسی آنها اهمیت نمیداد ولی ازمردها برعلاوه تقاضای پاسپورت خواهش پرداخت پول را نیز میکرد وحتی دربعضی موارد با مسافرین جدی رفتار میکرد وبدون گرفتن پول اجازه عبور ازمرز را نمیداد.
ازتورخم گذشته کوتل (لندی کوتل) به پیش رو می آید سرک این کوتل کاملا تخریب شده وخاکی است برعلاوه که سرک خراب است تردد ازدهام موترهای مسافربری وباربری زیاد بوده وراه بندان صورت میگرد وهمچنان باید گفت درین جا سرک چپ است یعنی موترها بدست چپ سرک میروند.
ازمنطقه خیبر گذشته هوا گرم شده میرود درنزدیکی پشاور سرک قیر یا پخته شروع میشود وراننده ها موترهای خودرا میشوند وگرد وخاک راه را از جان موترها دور میکنند ودمی دم گرفته بسوی پشاور حرکت میکنند. پشاور شهری نسبتآ سرسبز با ازدحام موتر ونفرمیباشد مناطق که درین اواخر ساخته شده خانه های عصری وپارک های سرسبز است. ولی قسمت های شهرکهنه پشاور بیروبارمردم وموترزیاد بوده وهمچنان کثافت وناپاکی به چشم میخورد.
از پشاور تا اسلام آباد سرک استندرد وکلان وجود داشته که هر سمت به دست خود میرود وهیچ مشکلی ازین ناحیه وجود ندارد وهمچنان اندازه مسافت راه درهر ده کیلومتری در روی لوحه ها نوشته واین سرک ازهرنگاه منظم ودرست است. درمسیر راه پشاور اسلام آباد زمین های زراعتی منظم آباد شده و در پهلوی چند تکه زمین سرک وجود دارد وهمچنان درتمام مسیر خانه های دهقانان دارای برق وآب هستند خوبی دیگر اینکه درمسیر سرک درمسافت های معین محلات برای نان ونماز ساخته شده که مسافرین براحتی میتوانند دروقت نان ونماز از آن استتفاده کنند.
از پشاور تا اسلام آباد زمینی خالی برهنه وبدون زرع دیده نمیشود وهمچنان تمام مناطق مسیر راه یا کشت زراعتی بود ویاهم پوشیده از درخت وعلف بود که معلوم میشد توسط دولت آباد ومواظبت میشود. درین مسیر گندم پخته ودرحال درو کردن بود وهمچنان در زمین های اطراف سرک برعلاوه گندم حبوبات وسبزیجات مفید خوردنی ورنگارنگ کشت شده بود که به ثمر رسیده بودند. در پشاور آدم احساس گرمی میکند وازطرف شب باد پکه وکولر چالان بود.
ازین مسیر گذشته به شهر اسلام آباد داخل شدیم در یک پوسته بازرسی پولیس از مسافرین اسناد وکارت خواسته شد هرکس اسناد خودرا نشان داد ومن هم که پاسپورت داشتم ودخولی خوره بود وهمچنان یک ورق اضافی بنام اسپیشل برانچ را نیز گرفته بودم نشان دادم ولی بازهم پولیس مرا بخاطر بازجوی ازموترپایین کرد ومدتی تقریبآ یک ساعت در داخل غرفه اش نگاه داشت بعد از پرس وپال بعضی ملاحظات داشت که میگفت ورق اضافی را باید ازپشاور میگرفتم وغیره ولی درآخر گفت:
غیر است حاجی صاحب شیرینی مارا بدهید من که تمام پول های خودرا به زیر کالا پنهان کرده بودم مبلغی کمی کالدار وافغانی درجیبم بود وبرایش دادم پولیس گفت: کم است قبول نکرد تا اینکه مبلغی بیشتری برایش دادم ودر آخر برایم گفت: این پول را برایش بخشش کنم ولی من چیزی نگفتم وخودرا از چنگ شان خلاص کرده به شهر اسلام آباد رفتم درهوتلی مسکن گزین شدم بعداز مراجع
شفاخانه شفا وداکتر معالج واخذ هدایت دوباره همرای یک دوستم به مناطق تاریخی شهر به سیاحت رفتم. (باید گفت که معاینات،تداوی وتشخیص داکتران شفاخانه شفا بسیار دقیق بوده ودوای آن با کیفیت است)  از جمله مسجد شاه فیصل، پارک نزدیک به کوهای پوشیده از جنگل وبعضی پارک ها وفروشگاهای بزرگ شهر را دیدم که خیلی زیبا قشنگ منظم وخوب شاخته شده بودند وهمچنان سرسبزی وگل های رنگارنگ که چشم من از دیدنش به حیرت افتاده بود وتاهنوز چنین گل ها وگیاهان قشنگ را ندبده بودم زیبای شهر را بیشتر کرده بود.

درشهر اسلام آباد گرمی زیاد بود وشب ها بدون کولر سردکننده وبادپکه مشکل بود که بخواب بروی وهمچنان چیزیکه من مشاهده نمودم مردم عام پاکستان ازنبود گاز وبرق دچار مشکل جدی بودند ومدتها موترها بخاطر گرفتن گاز وپطرول درکنار سرک ها سف بسته و
درانتظار بودند این مشکلی بود که من درافغانستان ندیدم درشهر اسلام آباد نظم وقانون برقرار است ولی پولیس همان عادت خودرا که از افغانها پول میگرد فراموش نکرده است.


این بود سخنی چند از سفرغور تا اسلام آباد


پایان
چغچران
ثور1393

 

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب