27-01-2015

محمد دین محبت انوری

مکتب بـــــــدون معلم و شاگرد
27-01-2015

محمد دین محبت انوری

مکتب بـــــــدون معلم و شاگرد

 

ولسوالی دولینه درسمت جنوب ولایت غور موقیعت دارد قریه جات چهل گزی، خواجه اعلی، هزاربز، دهن قلعه آهن،لشکری، چشمه سرخ درکناره دریای فراهرود قراردارند که این منطقه از زیبای خواص برخوردار است.
جریان آب دریا کوه پایه ها وتپه ها با رنگ های طبعی مختلف سرخ، زردرنگ، قهوی، سرمی، سفید وسیاه به قشنکی وزیبای طبعیت آنجا افزوده زمین های زراعتی جنگلات کنار دریا وکشت گندم، جو، مشنگ،رشقه، کچالووشفتل منظره وسرسبزی اطراف دریا را بیشتراز بیش زیبا ودل پذیرساخته است مردمان آنجا به جمع آوری شیره انغوزه که یک نوع مواد مفید بوده وبخارج صادر میگردد نیز مشغول هستند.
مالداری وگاو داری پیشه اکثریت ساکنان این مناطق را تشکیل میدهد.
مردمان آن مناطق آزاده، دیندار با غیرت، حقجو وعدالت پسند هستند.
سفری ما درین جا به یک شبانه روز طول کشید مهمان نوازی وتواضح باشنده گان قریه جات مارا شرمنده نموده وبه حیرت انداخته بود آنها از مهمانان خویش با زبح گوسفند بزغاله وتکشاد استقبال میکردند.درشام افطار کباب دیگی، پلو، گوشت قورمه ماست، کشته نم کرده و ترکاری و سردسترخوان به درپیش روی ما حاضربود.
ماازبرخورد نیک ودوستانه هموطنان خود درایام سفر به هیچ وجه توصیف کرده نمیتوانیم آنها مارا به قلب های شان مهمان مکردند ومحبت وعزت شان شرشار ازاحساسات پاک وبی آلایش بود.
دررفت وبرگشت توجه ام به تعمیر مکتبی عصری وقشنگ دومنزله افتید که تاهنوز درساحات دیگر ولایت ندیده بودم وساخت این مکتب مرا بسوی خود کشاند وازمردم قریه پرسان کردم بچه ها به مکتب میروند؟
متاسفانه که گفتند اززمانیکه این مکتب ساخته شده تاهنوزهیچ کسی به داخل آن نرفته وبچه ها درس نخوانده اند.
از علت وعوامل نرفتن بچه ها پرسیدم گفتند که به نسبت اختلافات قومی وذات البینی باشنده های دوسمت دریای فراهرود حاضرنشده اند تا پسران خودرا به مکتب بفرستند هرچند این مکتب به پول گزاف ساخته شده و درجوار سرک عمومی متصل به ولسوالی پسابند وکنار دریای فراهرود موقیعت دارد ولی با تاسف باید یاد آورد شد که مشکل منازعه مردم باعث شده تا یگانه مکتب عصری خالی از شاگرد ومعلم بماند.
ظاهرآ به نظرمیرسد که مقامات محلی نیز درمورد حل مشکل پا درمیانی مردم نکرده بخاطر باز شدن دروازه مکتب بروی فرزندان مردم ورفتن آنها به مکتب کوشش نکرده اند وهمچنان در رابطه به حل خصومت های قومی بین مردم مقامات ولسوالی وولایت بی تفاوت مانده ومتوجه اهمیت موضوع نیز نبوده اند.
معارف که اساس جامعه را تشکیل میدهد باید همه توجه وتلاش درراه توسع تعیلم بخرچ داده شود اما مردمان قریه جات میگویند که وضیعت معارف نسبت به سالهای قبلی خیلی خراب بوده وتمام مکتب ها تعطیل میباشند واز معلم وشاگرد خبری نیست ما که مدت چند روز درولسوالی دولینه بودیم چند مکتب جوارهم نزدیک بازار ولسوالی ساخته شده که هرصبح وقتی ازکنارآن میگذشتیم هیچ کس درمکتب دیده نمیشد.ما بکار معارف نظر ویا انتقاد نداریم ولی دراکثریت مناطق که سفر داشتیم مردم از نبود درس ومعلم شکایت داشتند وحتی میگفتند ماها میگذرد ما بچه های خودرا به مکتب روان نکرده ایم چون معلمین به مکتب حاضرنمیباشند.خیرمکتب ومعارف را خدابکند تادر زمینه گام های مفید وعملی برداشته شود چون درسالهای اخیر کیفیت تعلیم درمکتب ها عمومآ پایین آمده حتی درلیسه های شهر نیز بی توجهی وبی پروای وجود دارد که من چند بار به لیسه سلطان علاوالدین رفتم شاگردان مصروف شوخی بودند ومعلمین دروازه های صنف هارا بروی شاگران محکم کرده بودند تافرار نکنند وخودشان چوب ها وخمچه ها در دست کنار هم نشسته بودند البته چشم دید من مرا زیاد مایوس کرد ودرفکر اولاد خود ودیگران فرو رفتم.

مکتب بدون معلم و شاگرد

این مکتب قربانی اختلافات قومی شده است واز وقت اعمار تاحال هیچ شاگردی به مکتب نرفته است
پایان
چغچران
سرطان١٣٩٣

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب