28-01-2015

گل رحمان فراز

چطور میتوان یک مــــدرس خوب بود؟
28-01-2015

گل رحمان فراز

چطور میتوان یک مــــدرس خوب بود؟


 

روی این محـور موضوعـات:

- استاد خوب باید چه ویژگی ها را داشته باشد؟
- استاد چگونه با شاگردان تماس برقرار نماید؟
- استاد چگونه شاگردان را رهنمایی نماید؟
- در صنف کی باید حرف بزند؟
- بهترین روش های تدرس کدام ها اند؟
- تعقیب پلان از قبل طرح شده چقدر اهمیت دارد؟

 

1. استاد خوب باید چه ویژگی ها را داشته باشد؟:

به کوشش جستجو و برای درک اینکه کلیه افراد جهان در رابطه به استاد و تدریس چه فکر میکنند، این سوال را اخیرا از افراد مختلف پرسیدم اینکه "چه استاد را یک استاد خوب میسازد؟" ویا "یک استاد خوب باید دارای کدام ویژگی ها باشد؟" من کاملاً میخواستم ببینم اینکه جواب فوری شان چه خواهد بود و آرزوی این را داشتم که از معتقدات عمیق آنان در رابطه به این بخش اساسی تجربه بشری معلومات حاصل نمایم.
این سوال از چندین شخص مختلف پرسیده شده است، و اکثر وقت ها همرایی ثبت کننده صوتی برای ضبط صوتی جواب های شان. استادانیکه مصاحبه گردیده اند، از کشور های چون: ایالات متحده امریکا، اکراین، لیتوانیا، ایران و پاکستان بودند، بعضی از آنان آموزگار مربی ها و روش شناسان بوده اند. اخیرا – من همرایی شاگردان با ملیت های مختلف که مشغول آموزش مضامین در انستیتیوت های مختلف و در صنف های متوسط آموزشی در مکاتب جامع اند، مصاحبه نمودم.
جواب های ذیل نشان دهنده و بیان کننده کلیه نظریات است که داده شده است؛
 استادان باید دروس خویش را دلچسپ بسازند اینکه شاگردان نباید در جریان دروس خسته، خواب آلود و دل تنگ گردند. "این گفته یک شاگرد جوان یکی از مکاتب خصوصی در کابل میباشد."
 استاد باید مسلک اش را دوست داشته باشد. هرگاه استاد از صمیم قلب وظیفه اش را دوست داشته باشد، درس بسیار دلچسپ خواهد شد. "این همچنان گفته یک شاگرد جوان از کشور ایران که از طریق شبکه اجتماعی فیسبوک از ایشان پرسیده بودم، است" ؛ استادانیکه برای داشتن پی آمد منفی از شاگردان همرای مواردیکه انجام میدهند، رنجیده و یا پریشان اند حتی وقتیکه/اگر احساس خطر میکنند (بیرون از صنف درسی)، آنها هرگز با چهره بشاش و خوشآیند با شاگردان رفتار نمیکنند حتی هنگامیکه در داخل صنف درس هم باشد."
 من استاد را خوش دارم که از خود شخصیت و خلاقیت فوق العاده داشته باشد و آن دو ویژگی را از شاگردان پنهان نکند برای اینکه وی نه تنها یک استاد بلکه یک شخص نیز است و همچنان – و از طریق دروس بوجود میآید. "شاگردان همیشه تمایل به پسندیده شدن شان توسط استادان، را دارند – اقلا در مراحل اولی، کسیکه خلاقیت شخصیت خود را در صنوف خویش پخش میکنند، اکثراً پیامد خوب دارد نسبت به آنانیکه نمیکنند."
 من استادی را خوش دارم که علمیت عمومی قوی داشته باشد، نه تنها منوط و مربوط به مضمون خودش. "اشتغال فکری همراه با شخصیت استاد همچنان در اینجا انعکاس یافته است: استاد نباید از آوردن علاقه و خوشی در داخل صنف، ترسیده باشد. (البته، با استدلال)."
 استاد خوب یک هنرمند است، هدفم در مفاهیم مثبت است نه در مفاهیم منفی. شاگردان از سر گرم بودن و مشغول بودن به تدریس و آموزش، لذت میبرند. (که همیشه برای استادان یک بازخورد لذت بخش میدهد). بعضی اوقات، قبلی تحت تاثیر بعدی قرار خواهد گرفت.
اگرچه، قسمیکه می بینیم، سیرت و شخصیت استاد یکی از موضوعات عمده در داخل صنف می باشد، از اینرو جواب عده زیاد در رابطه به سوال "چه استاد را یک استاد خوب میسازد؟" زیادتر اش در رابطه خود استادان نبوده است، بلکه در رابطه به تعلقات و رابطه استاد و شاگرد بوده است. که موضوع اصلی، به جوابات ذیل خلاصه میگردد؛
 این موضوع از اهمیت کاملاً خارق العاده ای برخوردار است اینکه شما بتوانید با استاد تان در رابطه به مشکل که با مضمون دارید، صحبت نمایید. "گفته ای فوق الذکر، سخنان یک جوان میباشد. که استاد باید قابل حصول باشد."
 معلم و یا استاد کسی است که یک وابستگی خاصی با شاگردانش داشته باشد. "استادان موفق اشخاص اند که امیدواری ها، دلخواست ها و مشکلات شاگردان را در هنگام تدریس، درک کرده و تشخیص نماید."
 یک استاد خوب باید کوشش نماید اینکه شاگردان خاموش و همچنان شاگردان پرگو را شناسایی و کنترول نماید. "استادان مجرب میتوانند به صنوف که دارای شاگردان روشن، شوخ، پر غوغا و بیرون گرا اند، خوبتر معامله کنند. استادان متذکره توانایی تحت تاثیر آوردن، خموش کردن، و شرمنده نمودن (مجازات) و همچنان مکافات شاگردان را دارند. این نظریه یک شاگرد مکتب متوسط بود که من از آن پرسیده بودم، "استاد کسی است که همیشه سوالات را از اشخاص در داخل صنف میپرسد که توجه جدی به گوش گرفتن دروس جاری صنف بخرج نمیدهند."
 استاد باید توانایی اصلاح شاگردان را بدون مجازات شان داشته باشد. "تشریح (برای خود شاگردان) اینکه شاگردان در تشریح و یادگیری درس اشتباه کرده اند، یکی از پر مخاطره ترین اتفاقات صنفی میباشد. این موضوع باید با یک ظرافت و فراست کامل اجرا گردد. استاد باید ارزیابی کند اینکه برای یک شاگرد مشخص در یک موضوع مشخص، چه مناسب است!
 استاد خوب کسی است که کمک کردن با شاگردان را از چیغ زدن بالای شاگردان ترجیع دهد. "گفته ای یک شاگرد از یک مکتب متوسطه است، این هم از جمله یکی از نظریات چندین شخص در رابطه به انضباط و نظم بود. اکثر اشخاصیکه از رفتار های نادرست و نا خوشایند متنفر اند، استاد نیست. بلکه، شاگردان اند که فکر میکنند با دادن وقت به شاگردان بد رفتار و پرگو، وقت شان ضایع میگردد. آموزش نحوه تنظیم و اداره شاگردان و روش کنترول صنوف پر سروصدا، یکی از بنیادی و اساسی ترین مهارت های تدریسی بشمار میرود.
 استاد خوب کسی است که نام شاگردان را بدرستی به یاد دارد و یا به یاد میسپارد.
مدیریت، مهارت و یا کنترول صنف – کسب توانایی کنترول، مهارت و کنترول یک صنف – نیز یکی از مهارت های اساسی تدریس بشمار میرود. استاد بزودی در می یابد اینکه هرگاه شاگردانش باور داشته باشند که آنها خالصانه علاقمند استاد شان هستند و استاد بخاطر آنها به صنف آمده است.
 در یک کتاب تحقیقاتی تحت نام "ایجاد مفاهیم تدریسی" مولف این کتاب یک گروه از استادان مجرب و خوب را انتخاب کرده است که همان استادان نخبه توسط شاگردان لایق صنوف توصیه شده بودند. علت اصلی این تجربه این بود که بدانند اینکه چطور (این استادان خوب) وظایف شان را بخوبی انجام داده اند که رضایت شاگردان را با خود دارند، از آنها بخاطر روش تدریس استادان پرسیده شده بود. این مورد بود که آنها دریافتند.
یک ویژگی عام و کاملا آشکار از روشهای مختلف تدریس استادان این بود که در جواب دادن به سوالات ما در رابطه به نحو تدریس شان، آنها همیشه میگویند اینکه شاگردان شان چه انجام داده اند.
یک جواب ساده برای این سوال (چه استاد را یک استاد خوب میسازد؟) از اینرو، آیا استادان با تجربه و خوب زیادتر در رابطه به آموزش شاگردان فکر میکند و یا در رابطه به تدریس خود. استادان هرگز نمیتوانند کاملا مطمین باشند اینکه شاگردان در رابطه به ایشان چه فکر میکنند. اگرچه، موضوعات پیش بینی شده ای اخیر، میتواند تعبیر و برداشت شان را از/ نسبت به شاگردان شان متاثر نماید. یک شاگرد 13 ساله طوری نظر داشت اینکه استاد باید مفاهیم ملوس بودن را بکلی درک نماید و به پوشیدن بوت، نکتایی و لباس همیشه تغییرات بیاورد!.
2. استاد چگونه با شاگردان تماس برقرار نماید؟
روش که استاد همرای شاگردان صحبت میکند - روش ها و رفتار های که آنها از آن طریق وسیله جذب شاگردان میگردند – از مهارت های عمده استادی بشمار میرود، اما مستلزم مهارت های تخنیکی نیست. اگرچه میشود اما به استادان نیاز است که توانایی همدل ساختن افرادی را که همرایشان صحبت میکنند، دارند. 
یک گروپ از مردمیکه بنظر میرسد لسان خود را بطور طبیعی بالای خوانندگان و شنوندگان تحمیل و یا وفق بدهند، والدین اند هنگامیکه با اطفال بزرگتر خود صحبت میکنند. مطالعات نشان میدهد که آنها زیاد تر از درجه صدای بلند استفاده مینمایند، و هنگام صحبت با جوانان کمتر با جملات ساختاری مغلق دستور زبانی صحبت میکنند. گفتنی است که ذخیره لغات شان نیز بسیار محدود است و کوشش برقراری تماس چشمی (و اشکال دیگر برقراری تماس فزیکی) زیاد تر است. انجام این کار ها توسط آنها اکثراً ناخودآگاهانه است.
اگرچه استادان و شاگردان با والدین و اطفال یکسان نیستند، این توانایی نیمه خودآگاهی برای خشن ساختن لسان گفتاری، یک مهارت است که آنها دارند. روش خشن سازی صدا همان ساده سازی ناخودآگاه است که استاد و والدین از خود میسازند. هیچکدام از گروپ ها گرفتن سطح درست و دقیق لسان و صدا را تنظیم نمیکنند. آنها بر عکس، آنها به برداشت ها و تعبیر های که توسط مردم گفته شده است، اتکا میکنند و به آنها گوش میدهند. همدلی شان به آنها اجازه میدهد که تقریباً احساس کنند اینکه آیا سطح لسان را که آنها استفاده میکنند برای مخاطبین مناست است یا خیر.
استادان مجرب با لحجه ای غلیظ در رابطه موضوعات صحبت میکنند. استادان جدید ضرورت به انداختن تمرکز روی درک شاگردان خویش مثل معیارکه توسط آن بتوانند روش گویش خود را در صنف درسی اندازه کنند، دارند.
درکنار سازگاری لسانی آنها، استادان مجرب از فعالیت ها و حرکات فزیکی مثل حرکت دست و پا، اصطلاحات و نمایشات طنز آمیز استفاده میکنند. برای نشان دادن خوشی، خستگی، حرکت، سلسله وقت، نظریات از این تکنیک ها استفاده میگردد که تقریبا طبیعت دومی نیز خوانده میشود. اصطلاحات فوق خصوصا همرای شاگردان با سطح پایین تر، جز از لسان گویشی استادان شده است.
3. استادان چگونه شاگردان را رهنمایی نماید؟: این موضوع "چطور باید با شاگردان روابط برقرار کرد؟" زمان موضوع حیاتی میشود که استادان به شاگردان شان هدایات و سفارش میدهند. بهترین فعالیت در جهان، همان ضایع وقت است هرگاه شاگردان ندانند اینکه قرار است چه کار را انجام دهند. 
دو روش عمومی برای دادن هدایات وجود دارد: باید به هر اندازه که امکان داشته باشد، ساده نگهداشته شود، و باید منطقی باشد. البته قبل از دادن هدایت، از اینرو، استادان باید سوالات ذیل را از خودشان بپرسند: مهمترین معلوماتیکه میخواهم ارایه بدهم، چه است؟ شاگردان باید چه را بدانند هرگاه آنها در حال تکمیل کردن فعالیت شان بصورت موفقانه اند؟ اول از همه به کدام معلومات ضرورت دارند؟ بعدی اش باید چه باشد؟
هنگامیکه استادان هدایات میدهند، برای شان ملاحظه کردن مهم است اینکه آیا شاگردان به موارد که از آنها خواهش انجام شده بود، فهمیده اند یا خیر. استاد میتواند این موضوع را بعد از تشریع هدایت از یک شاگرد بپرسد اینکه از موارد تشریع شده چه برداشت، داشته است؟ شاگردن سوال شده میتواند موضوع را بطور تمرین به شاگردان متباقی برساند، این روش باعث جذب انگیزه شاگردان دیگر که به هدایت پی نبرده اند، میشود. جاییکه شاگردان حین لسان مادری (لسانیکه استاد نیز به آن میفهمد) را به اشتراک گذارند. یک روش دیگر هم میتواند ارایه کننده این موارد باشد. طوریکه: استاد باید یکی از شاگردان را وادار به ترجمه هدایت اش کند که این روش به شاگردان دیگر خوبتر میتواند بیاموزاند که از طریق روش های شاگرد محوری موضوعات درس را حل سازند.
4. در صنف کی باید حرف بزند؟ اینجا، ادامه یک مباحثه در رابطه به مقدار تعیین شده وقت که استاد باید به صنف باشد، وجود دارد. صنوف دانش آموزان بعضی اوقات بخاطر پرگویی استادان، انتقاد میکنند که در آن صنوف وقت گویش به شاگردان نمی ماند.
نظر به تجربه موضع قبلی، وادار کردن شاگردان برای صحبت کردن – نیز میتواند به آموزش لسان کمک نماید و اساسا یکی از وظایف و مسئولیت های استادان بشمار میرود. شاگردان از جمله افراد اند که به تمرین نیاز دارند و یا به عبارت دیگر استادان نیاز ندارند. در دوره های عمومی خصوصا دوره های که صنوف توسط استادان مجرب اداره میشود، آنها همیشه در صدد افزایش وقت صحبت شاگردان و کاهش وقت صحبت استادان (شاگرد محوری) اند. 
اگرچه، وقت صحبت خوب برای استادان شاید از جمله وقت های ارزشمند بشمار رود، هرگاه شاگردان بدانند اینکه چگونه با شاگردان صحبت نمایند – هرگاه آنها بدانند اینکه چگونه خود و یا زبان خویش را در سطح شاگردان خشن نمایند، قسمیکه قبلا روی آن محور صحبت نمودیم – سپس شاگردان چانس شنیدن لسان را که کاملا از سویه تولیدی شان بالا است، میگیرند. اما چیزیکه آنها میتواند زیادتر بدانند.
بهترین و موثرین ترین دروس زمان است که وقت صحبت زیاد تر به شاگردان داده شود تا استادان و باید خاطر نشان ساخت اینکه استاد نیز در این هنگام، در انتظار ختم کار صنفی شاگردان باشد که بعد از ختم دروس، استاد صلاحیت نتیجه بندی و خاتمه بخشی دروس را دارد که در نتیجه بندی دروس، استادان موفق و مجرب همیشه کوشش میکنند تا تجارت و سرگذشت های گذشته خویش را برای شاگردان منحیث یک موضوع پند آمیز، به تصویر بکشند.
5. بهترین روش های تدریس کدام ها اند؟ بزرگترین دشمن تدریس موفقانه همان خستگی شاگردان میباشد. که این اکثر زمان سروصدا های احتمالی سقف و یا در و دیوار صنف درسی بوجود می آید. معمولا شاگردان میدانند اینکه احتمالا به صنف ایشان چه واقع خواهد شد و این موضوع را بخاطر میدانند اینکه در صنف گذشته شان به حین موضوع و مورد مواجه شده بودند – و قبل از آن، کل صنف های سلسله آمیز دیگر. باید کاری برای شکستن این سلسله و زنجیر انجام داد.
در کتاب جاویدان "شکستن قواعد" تالیف جان فن سیلو، توصیه مینماید که برای سلامتی روانی شاگردان و لاینقطع گرفتاری شاگردان، استاد نیاز به نقض نمونه های رفتاری خویش دارد. هرگاه استاد خود را از سهل انگاری به لباس های عادی تدریسی اش ملبوس نماید، او باید روز دیگر با پوشیدن کرتی روش ملوس کردن خویش را تغییر دهد. هنگامیکه استاد بصورت عادی در داخل صنوف هنگام تدریس، می نشیند. وی باید بعد از این تغییر روش دهد و ایستاده تدریس نماید. هنگامیکه استاد پر انرژی و پرشور است. وی باید به رفتار آرام و خاموش به صنف رفتار نماید. آنها یک موج را به صنف میرسانند. که همان موج ترکیب از تعجب و کنجکاوی است و برای گرفتار و جلب توجه شاگردان، نقطه ای شروع عالی میباشد. 
نیاز برای تعجب و گوناگونی در جریان درس صنوف کمتر از 50 دقیقه ای همچنان دشوار است. اگر، مثلا، شاگردان کلیه اوقات همان وقت را صرف نوشتن جملات کنند، آنها شاید احساس خستگی کنند، اما اگر در همان 50 دقیقه، وظایف مختلف با انتخاب مقالات مختلف باشد، به احتمال قوی، برای شاگردان دلچسپ خواهد بود. این موضوع بصورت واضح در میان شاگردان سطوع ابتدایی و متوسط دیده میشود، اما حتی شاگردان جوان نیز نیاز به جلوگیری مجدد ترغیب شان دارند.
اگرچه، تنوع و هرج و مرج یکسان نیست. با وجود چیزیکه گفته شد، شاگردان تمایل به خوش کردن مقدار معین قابلیت پیشگویی را دارند: آنها از ساختار محفوظ که به آن متکی باشند، قدردانی مینمایند - پرتکان و تغییرات نیز شامل آن میگردد - تنوع بی حد در دروس 50 دقیقه ای = میتواند ناپایداری را به همراه داشته باشد. استادان مجرب و خوب توازن بین قابلیت پیشگویی محفوظ و تنوع غیر منتظره را در می یابند. 
6. تعقیب پلان از قبل طرح شده چقدر اهمیت دارد؟ یگانه چیزیکه میتواند به طرح ریزی دروس کمک کنده، تنوع خواهد بود – موضوع ایکه به بخش های آینده کتاب ذکر خواهم کرد – اما انعظاف پذیری هنگامیکه صنف در واقعیت شروع میگردد، موضوعی دیگری است. بار دیگر، یک توازن بین کوشش استادان برای کمایی چیزیکه آنها مقرر کرده اند از یک سو و پاسخ دهی چیزیکه شاگردان میگویند و یا انجام میدهد از سوی دیگر، مرتبط باشد. 
فرض کنید که استاد طرح زیری کرده است اینکه شاگردان باید به تهیه یک گفتگو بپردازند و بعد آنرا بصورت عملی نشان دهند. بعد از اینکه متن برای خواندن و بعضی از تمرینات برای آموختن اساسی آنها وجود داشت. استاد برای شاگردن بیست دقیقه وقت برای آماده سازی گفتگو و عملی آن برای شاگردان در نظر خواهد گرفت. هویدا است که شاگردان به وقت زیادتر نیاز دارند. بعد از آن استاد درک خواهد کرد اینکه شاگردان میخواهند نیم وقت درسی را صرف عملی کردن درس بکار برند. که شاگردان روش عملی را کمک کننده و لذت بخش میخوانند. در همان لحظه، اومرد و یا او زن باید تصمیم بگیرند اینکه پلان طبیعی را ترک نمایند و نظر به خواست های جمعی شاگردان عمل نمایند و یا بهتر است به بی توجهی به روال خود پیش بروند. 
سناریوی دیگری نیز امکان پذیر است: تا هنوز کلیه شاگردان برای آماده سازی گفتگو کار میکنند. به استثنای دو جوره ایکه قبلا این موضوع را خاتمه بخشیدند. استاد باید تصمیم بگیرید اینکه آیا به آنها بگوید که به دیگران انتظار باشند (که موجب خستگی ایشان خواهد شد) و یا مانع متباقی شاگردان صنف از انجام همان کار شود. در این حالت شاگردانیکه وادار به ختم ناگهان دروس بدون خاتمه میشوند نیز احساس خستگی خواهند کرد برای اینکه آنها جبرا وادار به ختم ناگهان دروس بدون خاتمه شده بودند. 
دو بحران نیز وجود دارد: ثبت کننده صوت ناگهان کار نمیدهد؛ استاد آوردن آله که آنها به آن اتکا دارند را فراموش کرده است، شاگردان به خواندن متن طرح ریزی شده می بینند و میگویند که "ما قبلا به اجرای آن پرداختیم" 
استادان خوب به اندازه کافی برای غلبه و مقابله به این موضوع انعطاف پذیر اند. برای اینکه آنها بالای شاگردان که ضرورت به تمرکز دارند، تمرکز میکنند، آنها توانایی عکس العمل سریع را در مقابل حادثات غیر پلان شده دارند. شاید در این مورد که یکتعداد از جوره ها که قبلا وظیفه خویش را ختم کرده اند، مثلا، آنها میتوانند به آن جوره ها کار صنفی دیگری را پیشنهاد کنند نسبت به انتظاری شان. استادان خوب تشخیص مینمایند اینکه پلان های آنها فقط پیش نمونه هستند و آنها شاید بتوانند بطور کلی و یا جزئی به ترک بعضی از موارد آن بپردازند البته در صورتکه موارد به کندی و یا سریع به پیش برود. در یک مصرح و بطور خلاصه باید گفت که: استادان خوب همیشه انعطاف پذیرند.


نتیجه گیری (خاتمه): 
در این چپتر: 

• بعضی از ویژگی ها شرح داده شد که استادان خوب با خود دارند: توانایی ارایه تدریس بطور دلچسپ، استفاده از مربته عالی شخصیت شان، تمایل دلسوزی و صمیمت با شاگردان، رفتار مساوی و متوازن با کلیه شاگردان و دانستن نام های کلیه شاگردان.
• روش لسان استادان در حالت استفاده همرای شاگردان، بحث گردید. در کلیه اوقات باید جامع باشد، و خصوصا هنگام هدایت دادن باید واضح و با استیج و صحنه خاص مدیریت گردد.
• شایستگی های مرتبط به وقت صحبت شاگردان و وقت صحبت استادان بحث گردید، وقت صحبت استادان میتواند به بعضی اوقات کاربرد خاص داشته باشد = کمک کردن شاگردان برای آموزش و اندوخت لسان دیگر = اما نباید مسلط بر ضایع وقت صحبت برای شاگردان نکند.
• بر موضوع نیاز برای تنوع با تنظیمات منظم، اصرار ورزیده شد. گفته شد اینکه استادان به گام نهادن روی خط درست قابلیت احتمال و تعجب بدون کشاندن آن به یک نواختی و هرج و مرج، نیاز دارند. 
• به توانایی های معلمین در پاسخ دهی انعطاف پذیز اینکه در صنف چه بوقوع میپیوندد، حتی هنگام کوشش برای تعقیب پلا و طرح از قبل طرح شده و پلان شده، تمرکز شده بود.


پیش نگری:
• بسیاری از موضوعات در رابطه به سازگاری استاد با شاگردان به چپتر های بعدی این کتاب ذکر خواهند شد، هنگامیکه به تکنیک های تدریس نظر میاندازیم.
• موضوع تنوع و انعطاف پذیری موضوعات مطلقا مهم برای برنامه ریزی/ طرح زیری و پلان دروس بشمار میرود. این موضوع به چپتر های بعدی ژرفا مباحثه شده است.
• از زمانیکه ما این چپتر افتتاحی را در رابطه به ویژگی های استاد خوب، خواندیم، چپتر بعدی را روی موضوع ویژگی های آموزنده خوب اختصاص خواهیم داد. و یا روی این موضوع که: آیا بعضی از اشخاص از اشخاص دیگر برای حفظ حرکت و دیسیپلین بهتر اند؟ و چرا؟

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب