28-01-2015

گل رحمان فراز

چطور میتوان آموزش و تــــــــــــــدریس را تنظیم کرد؟
28-01-2015

گل رحمان فراز

چطور میتوان آموزش و تــــــــــــــدریس را تنظیم کرد؟

 


روی این محور موضوعات؛
- استادان چطور میتوانند از حضور فزیکی شان در صنف استفاده نمایند؟
- استادان چطور میتوانند از درجه و حنجره آواز شان در صنف استفاده نمایند؟
- استادان چطور میتوانند مراحل یک درس را علامت گذاری نمایند؟
- بهترین روش تنظیم چوکی های برای شاگردان کدام است؟
- استاد میتواند از کدام روش های مختلف گروپ بندی شاگردان استفاده نماید؟
- استادان موفقیت و ناکامی شاگردان را در دروس چگونه ارزیابی مینمایند؟


1. استادان چطور میتوانند از حضور فزیکی شان در صنف استفاده نمایند؟: طوریکه از نظریات در باره نحوه پوشیدن لباس استاد در صفحه های قبل دیده شد، حضور فزیکی استاد نقش برازنده ی را در مدیریت ساحه صنف درسی اش بازی میکند و گفتنی است که آن تنها حضور نیست، روشیکه استاد حرکت میکند، چطور ایستاده شود و بطور فزیکی چگونه اشاره مینمایند – کلیه ی این موارد موثریت خویش را در مدیریت صنفی نشان میدهد.
کلیه استاد مثل کلیه افراد جامعه، از خود مشخصات و عادات فزیکی دارند، و این مشخصات را با خود در صنف درسی انتقال میدهند. اما موارد است که باید مد نظر گرفت که آنها نه تنها خصوصیات اخلاقی نیستند بلکه یک اثر مستقیم در آگاهی و درک شاگردان ما دارند.
مجاورت (نزدیکی): استادان باید ملاحظه نمایند اینکه چقدر آنها میخواهند با شاگردانیکه همرایشان کار میکنند، نزدیک باشند، بعضی از شاگردان از نزدیکی فاصله بین استاد و شاگرد متنفر اند. اما برای عده یی دیگر، هر قدر که فاصله بین استاد و شاگرد دور باشد به همان اندازه سردی را احساس میکنند. استادان باید از مجاورت شان با شاگردان آگاه باشند و عکس العمل شاگردان را از مجاورت فاصله ی خویش و یا دوری فاصله خویش دیده و خود را به خواسته ی شاگردان تنظیم نماید.


اختصاصی کردن: تصمیم گیری بر اینکه فاصله شما از شاگردان تان چقدر باشد، موضوع اختصاصی است. پس این روش عمومی است که استاد در صنف درسی می نشیند. اکثریت استادان هنگام کار جوره یی شاگردان فضایی کاملاً دوستانه ی را ایجاد میکنند.
در این صورت، آنها دارای حین سویه اند که شاگردان شان میباشند. (البته هنگام استادان در چوکی شاگردان برای اجرای کار جوره یی با شاگردان می نشینند) اگرچه این روش برای بعضی از شاگردان یک نوع تشویش غیر رسمی را ایجاد مینماید. بعضی از استادان با کمال میل میخواهند به چوکی شاگردان همرایی شاگردان شان بنشینند و در وضعیت معین، این شاید مناسب باشد اما، برای دیگران این شاید شاگردان را به وضعیت بکشاند که شاگردان انگیزه مثبت شان به یاس تبدیل شود.
کلیه مکان های را که استاد برای تدریس اختیار میکند – مثلل نشستن در کنار میز، ایستادن در عقب تریبون، ایستادن در سایبان بالا... وغیره. بیانیات قوی را در رابطه به شخصیت استاد نمایان می سازد. که رعیت آن مهم و اساسی میباشد، از اینرو، برای ملاحظه اینکه چه نوعه اثر مثل رفتار فزیکی دارد که ما بتوانیم به روشی رفتار نماییم تا مناسب برای شاگردانیکه داریم و روابط که میخواهیم با ایشان ایجاد نماییم، باشد. هرگاه بخواهیم یک صنف را بصورت موثر اداره نماییم، چنان ارتباط و وابستگی مهم و با اهمیت پنداشته میشود.


حرکت (جنبش): بعضی از استادان میکوشند تا بیشتر وقت معینه صنف شان را در یک محل بگذرانند – مثلاً در پیشروی صنف درسی، یا در یک کنار صنف و یا در بین صنف درسی، عده ی دیگر میکوشند تا وقت معینه را با قدم زدن از اول الی آخر صنف، گذشتن از بین چوکی ها بگذرانند. 
تجربه نشان داده است اینکه استادانیکه تحرک ندارند، زود تر شاگردان را از روش تدریس شان خسته میسازند تا استادانیکه متحرک اند.
اکثریت استادان موفق در محیط داخلی صنف درسی حرکت میکنند و از آن طریق میتوانند علاقه شاگردان را معیناً بطرف دروس جلب نمایند (هرگاه رهبری فعالیتی را بر عده داشته باشند) و یا اینکه بطور کاملاً نزدیک با گروپ های کوچک تر کار نمایند (هنگامیکه برای کمک کردن یک جوره و یا یک گروپ می روند).
هر آنقدر که استادان در محیط داخلی صنف حرکت نمایند، بستگی به سبک شخصی ایشان دارد، جاییکه ایشان خویش را کاملاً راحت برای اداره صنف اش به آسانترین روش می بیند. هرگاه وی بخواهد با گروپ های کوچک تر کار کند و یا کار نکند.
بر قراری ارتباط: اکثر موارد را که یاد آور شدیم در رابطه به موضوع برقراری ارتباط است، استاد چگونه میتواند با شاگردان روابط برقرار نماید؟ برقراری ارتباط بین شاگرد و استاد باید چقدر فاصله داشته باشد؟
برای اینکه یک صنف را موفقانه اداره نماییم، استاد باید آگاه باشد اینکه شاگردان چه انجام میدهند؟ چه احساس میکنند؟ این بدان معنی که قوه دید و شنید استاد نیز مثل روش تدریس اش دقیق و فعال باشد. یعنی توانایی حرکت در مدور صنف درسی، گرفتن سطح مجاورت و یا برقراری تماس چشمی با شاگردان (گفته شد اینکه این روش از لحاظ فرهنگی نا مناسب نیست) گوش گرفتن به اینکه آنها چه گفتند و جواب دادن بصورت مناسب برایشان.
آموزاندن و یا آموزش دادن یک لسان برای شاگردان در یک صنفی درسی بدون برقراری ارتباط بین استاد و شاگردان تقریباً نا ممکن و دشوار میباشد. روش دقیق این برقراری ارتباط از معلم به معلم و از صنف به صنف متفاوت است. 
رسیدگی و شخصیت فزیکی استاد در صنف یکی از اساسات مدیریت صنف شمرده میشود که قابل ملاحظه است و موضوع دیگر اثباب دست داشته استاد می باشد یعنی درجه و حنجره ی آواز استاد.


2. استادان چطور میتوانند از درجه و حنجره آواز شان در صنف استفاده نمایند؟ شاید مهم ترین اثباب و وسیله ی استاد همان صدا و آوازش باشد. نحویکه سخن میزنیم و همان قسمیکه صدای آواز مان معلوم میشود که تاثیر بسا مستقیم را در صنف ایجاد میکند. هنگام ملاحظه استفاده آواز در مدیریت تدریس، سه مورد وجود دارد که در رابطه اش باید فکر کرد:
رسائی صدا: بطور واضح، استادان باید در آواز هایشان رسائی داشته باشند. آنها باید متیقین شوند اینکه شاگردانیکه در عقب صنف درسی نشسته اند مثل شاگردان پیشروی صنف میتوانند آواز را بدرستی بشنوند. اما رسائی صدا نمیتواند از کیفیت صدا جدا گردد، مثلاً: صدای سوهان و یا تراشیدن شی همیشه دلخراش است.
استاد مجبور نیست که بخاطر رسائی آوازش جیغ بزند. در حقیقت، در اکثریت صنوف درسی، احتمال خطر از زیاد بودن درجه آواز استاد بروز مینماید. استادان خوب میکوشند تا توازن را بین رسائی صدا و درجه ی صدا ایجاد نمایند.
تنوع: تغییر کیفیت صدا برای استادان موضوع با اهمیت پنداشته میشود – و درجه صداییکه آنها با همان درجه سخن میگویند – و تعلق به نوعیت درس و نوعیت فعالیت میگیرد.
پس نوعیت صداییکه برای دادن هدایت استفاده میکنید و یا یک فعالیت جدید به معرفی میدارید. از صداییکه برای محاوره مناسب است، کاملاٌ متفاوت خواهد بود و یا تبادله غیر رسمی نظریات و معلومات.
در یک وضعیت معین و مشخص، استادان معمولاً از صدای بلند استفاده میکنند، و آن در حالی است که بخواهند شاگردان را آرام کنند و یا شاگردان را وادار به منع اجرای یک شی نمایند (در بخش بعدی روی این موضوع به جزئیات پرداخته میشود). اما، آرامی صدا هم میتواند برای شاگردان خسته کن باشد، استاد میتواند به مسائل و موارد مهم که در آن توجه جدی شاگردان بکار است، لغات اصیل و کلیدی که ارایه کننده مفهوم اصلی متن است، فشار لازم ایجاد نماید و توجه شاگردان را نسبت به موضوع مهم درسی جلب بدارد. 
مکالمه (محاوره): فقط مثل خوانندگان اپرا، استادان باید توجه جدی به مدیریت آواز شان بخرج دهند. این مهم است که نفس را از میان پرده (دیافراگم) بگزرانند. یعنی آنها نباید به معجزه و یا حلقوم خویش فشار وارد نمایند. مهم تر از همه این است که آنها در تغییر دهی آواز شان در تمام روز کوشش نمایند، تا حدالامکان کوشش نمایند اینکه جیغ نزنند و آن برای شان کمک میکند تا انرژی صوتی خویش را محفوظ بدارند.


3. استادان چطور میتوانند مراحل یک درس را علامت گذاری نمایند؟: طوریکه در بخش اول متذکر شدیم، هرگاه استاد نیاز به آوردن تنوع داشته باشد، پس بطور مشخص و واضح وی مجبور به شامل سازی صحنه های مختلف به دروس خواهد بود. 
هنگامیکه وی به صنف درسی حضور میابد، وی باید به شروع دروس بپردازد. در هر وضعیت ممکنه و مناسب وی باید به شاگردان بگوید که ایشان چه انجام میدهند و یا در دروس نوع مختلف باید با شاگردان مذاکره نماید که چه را شاگردان میخواهند بدست آورند.
استادان همیشه دقیقاً به تشریح این نمی پردازند که ایشان میخواهند چه انجام بدهند، اگرچه، از اینکه آنها بعضی اوقات میخواهند با یک عنصر متعجب شروع نمایند.
اما، حتی در این حالات، یک شروع واضح درس مهم و با اهمیت است فقط مثل یک بازی معمولاً با بر افراشتن پرده آغاز میگردد و یا با ملاقات یک داکتر که با خواستن شما به دفتر خویش شروع میشود. پس، فعلاً چه موانع بنظر میرسد؟ و یا چطور میتوانیم کمک تان کنیم؟ 
هنگامیکه یک فعالیت ختم گردد و یا فعالیت دیگر در حال شروع باشد، این کمک میکند هرگاه استادان این موضوع را از طریق روشهای که رفتار میکنند و مواردیکه میگویند، واضح سازند.
این به شاگردان کمک مینماید هرگاه آنها بطور واضح با خبر از انتهای مواردیکه بعداً آغاز میگردد، باشد. بکرات، استادان نیاز به تمرکز دوباره برای جلب توجه شاگردان و یا سوق دهی شاگردان به مسیر های جدید دارند.
برای اینگونه تغییرات سوق دهی که موثر باشد، استادان نیاز به جلب توجه شاگردان دارد. این بعضی اوقات میتواند مشکل و دشوار باشد، خصوصاً هنگامیکه استادان میکوشند یک فعالیت محاوره ای را در خاتمه به تصویر بکشند. و یا هنگامیکه شاگردان در گروپ ها کار میکنند. بعضی از استادان دست های خود را به هم میکوبند تا توجه شاگردان را جلب نمایند. بعضی از استادان به بلند صحبت میکنند و بعد از جلب توجه میگویند: تشکر از شما...، حالا میشه توجه تان را بخود داشته باشم؟ و یا درست است....تشکر.
میتود دیگر برای استادان این است که دستش را بلند میکند هنگامیکه شاگردان بطور انفرادی دیدند، دست های خود بصورت فشرده و آرام بلند کرده و نشان میدهند که بطور آرام و مودبانه آماده رفتن به مرحله بعدی دروس اند.
اخیراً، هنگامیکه یک فعالیت و یا یک درس ختم شد، این کمک میکند هرگاه معلم توانایی تهیه بعضی از دریچه ها و یا خاتمه ها بپردازد – یک خلاصه از مواردیکه واقع شده است، شاید، و یا پیش بینی که در دروس بعدی چه واقع خواهد شد.
بعضی اوقات، استادان خود را در موضوع که تدریس میکنند، خود را کاملاً آشفته آن میدانند و خوش دارند که بطور اساسی برای شاگردان موضوع را بفهمانند و هنگامیکه زنگ مکتب زده میشود، بد بختانه زنگ یک مزاحمت برای دروس بحساب میآید برای اینکه موضوع را نا کامل بجا میگذارد و موضوع بصورت کامل درک نمی گردد، بهترین روش اش این است که اول استاد باید بکوشد موضوع را ختم نماید و بعد به تفریح شاگردان را فرا خواند. (البته بهترین روش همان است که قبل از قبل موضوعات درسی را در قالب همان ساعت یعنی قبل از اجرای زنگ مکتب، بگنجاند.)


4. بهترین روش تنظیم چوکی های برای شاگردان کدام است؟: در اکثریت صنوف درسی جهان، شاگردان در ردیف های منظم می نشینند. بعضی اوقات، چوکی های شان دارای یک لبه چوبی در سمت راست برای راحت نوشتن است. بعضی اوقات، میز شاگردان طوری طرح ریزی شده که تخته چوبی در پیشروی شان ایجاد شده و برای دو شاگرد سهولت می آفریند. بعضی از میز ها در کف منزل نت و بولت شده است. در مغایرت با اینها، تعلیم گاهایی نیز وجود دارد که شاگردان بطور منظم بشکل دایروی جمع شده اند و یا شاید دیده باشید که به شکل گروپ های کوچک در نقاط مختلف صنف درسی مشغول کار صنف اند. بعضی اوقات شاگردان بشکل نعل اسب بدور استاد جمع می شوند. بعضی اوقات حتی دقیقاً معلوم نیست که استاد کدام شخص است.
بطور واضح، آمار مختلف رسیدگی ها را با ترتیبات مختلف چوکی ها و میز ها می بینیم و این موجب ازدیاد پرسش سوالات از طرف شاگردان میشود. آیا مکتب های که از طرح هی مختلف ترتیب و تنظیم چوکی ها در صنوف استفاده میکنند، پیشرفته تر و یا شیک تر از مکاتب دیگر اند، مثلا؟ آیا آنجا چیزی ذاتاً عالیتر در ترتیبات و تنظیمات وجود دارد – و یا چنین صنوف تولید از فریوری سنتی است؟ آیا یک روش نشستن در صنف از روش دیگر اش بهتر و با اهمیت تر است؟ مفاید هر کدام اش کدام ها اند؟ در موضوعات ذیل کلیه موضوعات مختلف ترتیب چوکی و میز ها تذکر یافته است.


ردیف های منظم: هنگامیکه شاگردان در صنوف درسی به رف ها و ردیف ها نشسته اند. فواید کاملاً آشکار و هویدا وجود دارد، بدان معنی که استاد میتواند بدرستی و بدون کدام مشکل کلیه شاگردان را تحت نظر داشته باشد و همه شاگردان میتوانند استاد را به خوبی ببینند – به هر هدایتیکه روبرو میشوند، روش لکچر دهی را آسان میسازد و به استاد اجازه میدهد تا با شاگردانیکه استاد با ایشان در حال صحبت اند، تماس چشمی برقرار نماید. این روش دیسپلین را آسان تر میسازد در حالیکه مختل نمودن نظم صنف در حالت نشستن شاگردان به ردیف ها منظم مشکل و دشوار بنظر میرسد. هرگاه در صنوف راهرو ها وجود داشته باشد، استاد بخوبی میتواند در بین شاگردان قدم بزند و با هر شاگرد بطور انفرادی تماس چشمی برقرار نماید.
ردیف و رف های منظم، استاد را وادار مینماید تا با کلیه شاگردان صنوف درسی ارتباط برقرار نماید. بعضی از فعالیت های مخصوصاً برای این نوع ترتیبات اختصاص یافته است، مانند: تشریح موضوع دستوری، تماشای یک ویدیو کلیپ، استفاده از تخته سیاه و سفید برای نوشتن، هرگاه شاگردان برای اجرای وظیفه صنفی شان متمرکز باشند، کلیه افراد صنف حین پیام و برداشت را از درس خواهی گرفت. 
هنگامیکه استاد شروع به تدریس میکند به کلیه شاگردان بطور منظم در قطار ها و ردیف های منظم نشسته اند، این اساساً مهم است که مطمین باشید اینکه استادان با شاگردان تماس چشمی برقرار کرده اند و فرد فرد شان را بطور انفرادی تحت چشم دارند. پس زمانیکه آنها در صنف درسی سوالی میپرسند، آنها باید این موضوعا را بیاد آورند اینکه باید شاگردان آخر صنف را نسبت به شاگردان دیگر باید زیادتر سهم داد و سهیم ساخت و یا شاید هم همان شاگردان سکوت و خاموش را نسبت به کسانیکه در نزدیک اش نشسته اند، استاد باید در هر ساحه صنفی شاگرد نشین حرکت نماید و توجه کلیه شاگردان را به درس و بخود معطوف بدارد. 
یک نیرنگ که اکثریت استادان به انجام آن میپردازند، همان نیرنگ است که شاگردان را وادار می سازد تا در رابطه به موضوعی فکر و حدس بزنند. خصوصاً هنگامیکه استاد میخواهد از شاگردان بصورت انفرادی سوالاتی را بپرسد، مهم تر از همه اینکه استادان نباید دروس را از شاگردان به ترتیب بپرسند، یعنی نباید شاگرد به شاگرد و یا ردیف به ردیف سوال بپرسند. بهتر از همه این است که استاد سئوالات خویش را بصورت انفرادی از هر شاگرد و از هر نقطه صنف بپرسد. (هر از چمن سمنی) این روش به شاگردان کمک میکند تا زیادتر به درس خویش متمرکز گردند. 
در اکثریت صنوف درسی جهان، استاد به صنوف سر میخورد و یا روبرو میشود که تعداد شاگردان در آن صنوف حدود 40 و یا 200 تن شاگرد در یک وقت میباشد. در همچو حالت، روش نشست به ردیف های منظم یگانه راه حل محسوب میگردد.


دایروی و یا نعل اسبی: در صنوف کوچکتر، اکثریت قریب به اتفاق شاگردان و استادان، روش دایروی و نعل اسبی را ترجیع میدهند. در روش نعل اسبی موقعیت استاد شاید در ساحه باز آخری ترتیبات که شاید تخته برای نوشتن، پروجکتور و تایب ریکوردر در آنجا وجود داشته باشد، است. در دروس دایروی، موقعیت استاد – محل که تخته وجود دارد است – که موجب کاستی تسلط آن میگردد. 
صنوف که بشکل دایروی ترتیب گردیده اند، یک بیانیه آرام و قوی را در مورد مواردیکه استادان و شاگردان به آن باور دارند، میسازد. روش ترتیب صنف بشکل دایروی برای اولین بار توسط پادشاه افسانه ای شاه آرتور طراحی شده بود و این روش نمایان میسازد که هیچ شخص از شخص دیگر که در دور میز جمع شده اند، برتری ندارد – شاه آرتور حتی در هنگام جلسات و ملاقات خویش نیز از این روش استفاده میکرد. با نشستن در دور میز گرد نشان دهنده این است که همه اشخاص دارای شخصیت مساوی و متوازن اند. پس روش نعل اسبی بخاطر میگویند که چوکی ها بشکل نعل اسب تنظیم میشوند و استاد اکثراً در موقعیت مرکزی آن حضور می یابد. و خوبی دیگر از این روش این است که استاد فرصت زیاد تر و طلائی برای نزدیک شدن با شاگردان را در می یابد. 
هرگاه در این حالت استادان برای کائش سازی موانع بین ایشان و شاگردان شان بکوشند، این نوع روش نشست کمک کننده خواهد بود، مفاید دیگری نیز در این وجود دارد، مهمتر از هر چیز دیگر این است که شاگردان میتوانند یکدیگر را بخوبی ببینند. در صنوف با ردیف های منظم، شما نباید دور بزنید و یا اینکه مدور را طی کنید – که فاصله تان از استاد دور تر میگردد - هرگاه میخواهید تماس چشمی به کسیکه در عقب شما نشسته است برقرار کنید، در روش دایروی و نعل اسبی چنین مزاحمت و مختل سازی نیاز نیست. 
صنف درسی محل است که شاگردان بتوانند احساسات و معلومات خود را از طریق صحبت و مکالمه، برقراری تماس چشمی با هم صنفی هایشان برسانند.


روش میز های جداگانه: به مقایسه صنوف که شاگردان در گروپ ها کوچک و میزهای انفرادی نشسته اند، حتی روش های دایروی و نعل اسبی رسمی تر بنظر میرسند. در همچو صنوف درسی، استادان دیده میشوند که در اطراف شاگردان قدم میزنند و کار و فعالیت شاگردان را ارزیابی میکنند و شاگردانیکه مشکل دارند به مشکل ایشان رسیدگی صورت میگیرد. 
هنگامیکه شاگردان در گروپ های کوچک و میز های انفرادی می نشینند، محیط صنفی نسبت به ترتیبات صنفی دیگر کاملاً سلسله مراتب کمی را دارا میباشد. کار کردن همراه با یک میز برای استاد خیلی ساده و آسان میباشد در حالیکه متباقی شاگردان در گروپ های دیگر مشغول انجام کار های صنفی خویش اند. کمتر احساس میشود که شاگردان و استادان برای موضوع آموزشی مسئولیت پذیر باشند. 
اگرچه، این ترتیبات هم مشکلات خاص خود را دارد. در مرحله اول، شاگردان شاید میل بودن با همکار های قبلی شان را نداشته باشند، در حقیقت؛ صلیقه شان به مرور و گذشت زمان تغییر میکند، ثانیاً، تدریس را برای کلیه افراد صنف سختر مینماید از زمانیکه شاگردان پراکنده و جدا جدا باشند.
اکثریت استادان میل دوباره منظم سازی صنف را در روش ردیف های منظم دارند و قالباً میکوشند تا شاگردان را که بنظر شان دلنشین نیستند، از پیشروی صنف گرفته و به عقب صنف درسی منتقل سازند.
5. استاد میتواند از کدام روش های مختلف گروپ بندی شاگردان استفاده نماید؟: در هر نوع مختلف روش تنظیم چوکی ها در صنف درسی، شاگردان را میشود به روش های مختلف تنظیم نمود: کلیه شاگردان صنف می شود بطور دسته جمعی، گروپی، جوره ئی و یا انفرادی کار نمایند.


روش صنفی: قسمیکه دیده شد، موقع ها و فرصت های زیادی برای ترتیب و تنظیم صنوف وجود داردکه بهترین اش روش تدریس صنفی است. (سهم دهی کل صنف در یک درس و در یک وقت)، اگرچه، این بدین معنی نیست که شاگردان باید همیشه در ردیف های منظم بنشینند؛ در هر نوع روش تنظیم نشست، استاد میتواند تمرکز شاگردان را نسبت به خود داشته باشد. 
کار جوره یی و گروپی: از زمانیکه دیده شده است اینکه این روش ها مفاید زیاد را دارا میباشند، بطور وسیع در تدریس لسان شهرت یافته است. کار گروپی یک فعالیت وابسته به تشریک مساعی می باشد، شاید در این، پنج شاگرد یک مقاله را مذاکره نمایند و نقش کلیدی را برای حل مشکلات خویش ایفا نمایند. در گروپ ها، شاگردان متمایل اند اینکه بطور کاملاً متوازن اشتراک داشته باشند و گفتنی است که آنها همچنان زیاد توانایی تجربه و یا استفاده لسان را نسبت به ترتیب صنف به روش صنفی دارند.
کار جوره یی از همچو مفاید زیاد برخوردار است. و از نظر ریاضیکی جذاب بنظر میرسد، آن لحظه ایکه استاد شاگردان را به انجام کار صنفی شان با روش جوره یی می گمارد، اکثر شاگردان میکوشند تا کار صنفی را بشکل منظم و درست اش انجام دهند. در حالیکه هر استاد از روش صنفی استفاده نماید، تنها یک شاگرد لایق و با جرئت بر سئوالات استاد جواب خواهد داد. و آن روش موجب رشد سویه تنها یک شاگرد خواهد شد.
کار جوره یی و گروپی هر دو استقلالیت بیشتر برای شاگردان چانس خواهد داد. برای اینکه آنها کار خویش را بدون نظارت و کنترول استاد انجام میدهند. آنها بعضی از تصامیم آموزشی خود را توسط خودشان میگیرند. آنها تصمیم میگیرند اینکه کدام لسان را برای اجرای وظایف معینه باید استفاده کرد. و آنها میتوانند بدون فشار شنیدن صدای افراد صنف از چیزیکه انجام میدهند، کار کنند؛ تصامیم بصورت تشریک مساعی میرسد، و مسئولیت های تشریک گذاشته میشود.
یکی دیگر از فواید عالی کار گروپی و جوره یی (خصوصاً کار گروپی) فرصت دادن معلم در کار کردن با شاگردان بطور انفرادی است. 
هنگامیکه گروپ A و گروپ C در حال انجام وظیفه خود اند، استاد میتواند چند دقیقه ای از وقت خویش را همرای گروپ B که به توجه خاص استاد نیاز دارند، بگذراند. 
نه کار گروپی و نه کار جوره یی کامل و جامع و بدون مشکل اند. همانطور، روش نشست میزهای جداگانه، شاگردان همراه با همکارانیکه به صورت اتفاقی همرایشان افتاده اند شاید راضی نباشند. در هر کدام اش چه در گروپی و یا چه در جوره یی، یک شاگرد بالای درس تسلط دارد در حالیکه یکی دیگر آرام و خموش در یک گوشه ی از صنف نشسته است. در صنوف مشکل، کار گروپی شاید شاگردان را به مختل سازی تشویق نماید نسبت به روش ترتیب صنفی و خصوصاً در صنوف که شاگردان حین زبان اولی را تشریک میگذارند هنگامیکه استاد همرایشان مشترک کار نمی کند، آنها شاید به زبان اولی شان نسبت به زبان انگلیسی رجوع نمایند. 
مجزا از کار گروپی و یا جوره یی، گزینه ی دیگر برای تدریس روش صنفی، کار انفرادی میباشد.
کار انفرادی: این میتواند فواید زیاد داشته باشد: این به شاگردان اجازه میدهد تا به سرعت خودی خودشان کار نمایند، برای شان اجازه میدهد تا در رابطه به وقت فکر نمایند، بطور فشرده، برای شان اجازه میدهد تا انفرادی باشند. این روش را نمیتوان به صنوف که تعداد شان زیاد است، تطبیق کرد. هنگامیکه کار انفرادی صورت میگیرد، شاگردان میتوانند ذهن خویش را آرام و راحت نمایند و در عقب صنف برای ملاحظه ضروریات و پیشرفت های انفرادی شان بپردازند. 
اینکه چقدر استادان از روش های کار گروپی، کار جوره یی و کار انفرادی استفاده میکنند، بستگی دارد به یک پیمانه ی وسیع سبک استاد و صلیقه شاگردان. آیا شاگردان در واقعیت از کار جوره یی لذت میبرند؟ بیرون از آن چه را حاصل می نمایند؟ آیا مفاید کار گروپی – همکاری، گرفتاری، خود مختاری – مفاید روش گروپی صنفی سنگین تر از – روشنی، بالقوه نمایشی، کنترول استاد؟ است؟ آیا شاگردان در جریان جلسات کار انفرادی بشکل وظیفه شناس عمل میکنند؟ استادان خوب توانایی استفاده گروپ بندی های صنفی مختلف را برای فعالیت های مختلف دارند. هنگامیکه آنها به انجام این می پردازند، آنها نظارت مینمایند اینکه کدام زیادتر موفق است و برای چه موفق است؟ پس آنها همیشه میکوشند تا اینکه زیادتر موثر واقع گردند. 
6. استادان موفقیت و ناکامی شاگردان را در دروس چگونه ارزیابی مینمایند؟: هر یک از استادان، یا در آغاز شغل استادی شان و یا بعد از چند سال تدریس، نیاز به توانمند کردن شان برای فعالیت ها و تکنیک های جدید، دارند. مهمتر از همه این است که به همچو نظریات جدید باز باشید و نظریات جدید را با خود در صنف درسی انتقال دهید. اما این تجربه استفاده کمتری خواهد داشت تا زمانیکه این فعالیت ها را ارزیابی نکنیم. چرا موفقانه اند؟ آیا شاگردان از آن لذت میبرند؟ آیا شاگردان از آنها چیزی آموختند؟ فعالیت ها چگونه تغییر یابد که به دفعه بعدی آنرا زیاد تر موثر نماید.
یکی از روش های گرفتن بازخورد و نتیجه همان پرسیدن سئوالات ساده از شاگردان میباشد مثل اینکه؛ آیا آن تمرین را خوش کردید؟ آیا برایتان موثر واقع شد؟ و ببینید که آنها چه میگویند. اما همه شاگردان مثل این مقالات را بصورت واضح در صنوف مذاکره نمی نمایند. بهتر از هر روش این است که از ایشان بخواهید تا جواب هایشان را در یک صفحه کاغذ نوشته و بدست شما بدهند.
روش دیگر جذب عکس العمل بر تکنیک های جدید دعوت همکاران در صنوف درسی و تقاضا کردن از ایشان اینکه چه واقع میشود و ساختن پیشنهاد ها بعد از آن. دروس همچنان باید به شکل تصویری ثبت گردد.
در عموم، این یک مفکوره خوب است تا عکس العمل شاگردان را به دروس جذب نماییم و آرزوهایشان در رابطه به خودشان که کاملاً واضح شده است. اکثر استادان، شاگردان را تشویق مینمایند تا بگویند اینکه در رابطه به دروس چه احساس دارند و فکر میکنند که رشته و کورس چگونه به پیش میرود. آسانترین راه برای انجام این، پرسیدن از شاگردان هر دو هفته یکبار است. مثلاً: نوشتن دو مواردیکه آنها زیادتر میخواهند از دو مورد دیگر کمتر میخواهند. جواب را که شما حاصل میکنید شاید محل مثمر را برای شروع یک مذاکره ثابت نماید. و بعداً شما قادر به تشخیص اینکه در صنف چه میگذرد، خواهی بود. هرگاه به آن بصورت مناسب فکر کنید، در روشنی احساسات شاگردان تان. همچو مشخصات بطور عالی توانایی استاد را در تنظیم و اداره صنفی درسی تقویت خواهد بخشید.
استادان مدیران موفق اند و آنها نیاز به ارزیابی این دارند که چگونه شاگردان شان بخوبی رشد می نمایند. این روش با در نظر گرفتن اقدامات گوناگون میتوان انجام شد. مثل: کار خانگی، فعالیت های محاوره یی جاییکه استاد اشتراک شاگردان را نمره میدهد و چندین امتحان های کوچک رشد ذهن. استادان خوب همیشه دست آورد های شاگردان را ثبت مینمایند و شاگردان همیشه مطلع اند اینکه استاد همچو خوبی را به حق ایشان انجام داده است، نتیجه ی که بعد از ثبت بوجود می آید، همیشه مثبت است و این روش ایشان را وادار میسازد تا به موضوعات روزانه آمادگی کامل بگیرند و درس را تنها برای امتحان نخوانند.


نتیجه گیری:
در این چپتر ما،

• در رابطه به حضور فزیکی استادان مذاکره نمودیم و گفته شد که باید به مجاورت شاگردان توجه صورت گیرد، گفته شد که استاد چگونه در مدور داخلی صنف درسی بگردد و مناسب بودن رفتار ما بصورت عمومی ملاحظه گردید. 
• گفته بودیم که استاد باید با شاگردان خود به نحوی ارتباط برقرار نماید، خصوصاً برقراری ارتباط و تماس چشمی.
• واقعیت مذاکره شد اینکه استاد باید کاملاً شنوا باشد و بدون جیغ زدن به روش غیر قابل قبول و نظر به ضرورت استاد باید میزان آواز اش را بلند و خفیف نماید. فعالیت های مختلف نیاز به صدای مختلف دارد، استفاده گوناگون صدا صنوف را زیادتر دلچست می نماید. 
• متذکر شدیم اینکه برای استادان مهم است تا صدای خویش را حفظ نمایند، شاید مهمترین اثباب استاد، آوازش به حساب آید. 
• تاکید کردیم اینکه استاد نیاز به نشانه گذاری مرحله ها و تغییر فعالیت ها بطور کاملاً واضح دارد و از اینرو شاگردان میدانند که چه میگذرد. گفتیم که استادان موفق میدانند که چگونه صنوف را شروع نمایند و چگونه به صنوف خاتمه دهند، پس اینجا یک احساس تکمیلی وجود دارد.
• به روش های گوناگون تنظیم صنوف بصورت فزیکی را دیدیم، از ردیف های منظم تا میز های جداگانه.
• استفاده صنوف با ردیف های منظم را مذاکره نمودیم و گفتیم که استاد باید در موضوع درسی با شاگردان تماس برقرار نماید.
• پیشنهاد نمودیم که روش های دایروی، نعل اسبی و خصوصاً روش میز های جداگانه که صنف را کمتر تنظیم میسازد و استاد را کمتر مسلط بر مضمون شان نشان میدهد. در حالیکه تشخیص اینکه ردیف ها استفاده های خاص خود را دارد و ترتیبات و روش های دیگر بدون فواید نیست.
• دیدیم به روشیکه استادان، شاگردان را گروپ بندی میکنند: روش صنفی، کار گروپی، کار جوره یی و کار انفرادی. در فواید کار گروپی و جوره یی اصرار ورزیدیم و دیده شد به وقتیکه کار انفرادی بحیث یک کمک عالی برای شاگردان میرسد. روش تدریس صنفی نیز از وضعیت های معین کاملاً مفید برخوردار است.
• گفتیم که استاد نیاز به اجرای تکنیک های جدید دارد و اساساً نیاز به ارزیابی شاگردان نیز دارد. بطور مشخص؛ آنها نیاز دارند تا دریابند اینکه آیا شاگردان خود را به موضوع مناسب دانستند؟ و آیا موضوع برایشان لذت بخش بوده است؟ که راهای انجام آن نشان داده شد.
• با پیشنهاد اینکه استاد میتواند از روش های گوناگون استفاده نماید که برای ترقی سویه شاگردان مهم است، ختم کردیم- و این بخش مهم مدیریت صنفی بشمار میرود.
پیش نگری:
• در اکثریت فعالیت ها در چپترهای 6-10، شما به استفاده روش های گروپی و جوره یی توصیه میشوید. اکثر این فعالیت ها فقط همانطور به خوبی کار میکند هرگاه با تبدیل نمودن ترتیب چوکی ها روبرو گردد.
• هنگام ملاحظه طرح ریزی درس در چپتر 12، تنوع موارد، مراحل علامت گذاری، نشست و گروپ بندی...وغیره. اهمیت اساسی خواهد بود. 
• برای کلیه فعالیت های پیشنهاد شده در چپتر های 6-10، ارزیابی اینکه فعالیت ها چقدر موفقانه انجام یافته است، یک اساس میباشد. 
• در چپتر دیگر "چه میشود اگر؟" می بینیم که چه باید کرد هرگاه: ذهن شاگردان مختل گردد – یکی از موضوعات اصلی مدیریت.
• چپتر بعدی یک مدل را برای استادان در تعقیب و مذاکره مختصر آن مدل و مدل های دیگر که برای تمرین تدریس زبان انگلیسی با اهمیت است، توصیه میشود.

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب