15-04-2015

عبدالقدیر علم

خدا یا خلافت را از انسان پس گیر
15-04-2015

عبدالقدیر علم

خدا یا خلافت را از انسان پس گیر


 
(إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ.)
ترجمه: و آن هنگام را كه پروردگارت به ملائكه گفت: من در زمين خليفه ‌اى قرار دهنده ‌ام.
]آنها[ گفتند: آيا در آن كسى را قرار مى ‌دهى كه فساد مى ‌كند و خون ‌ها مى ‌ريزد و حال آنكه ما تو را تسبيح به حمد مى ‌گوئيم و براى تو پاكى و قداست قائليم.
]خدا[ گفت: همانا من آنچه را شما نمى ‌دانيد مى ‌دانم.
مقدمه: قرآن کریم به روشنى بر خلافت انسان از سوى خداوند تأکید کرده است. در این‏باره سؤال‏هایى وجود دارد؛ مانند اینکه چرا خداوند براى خود جانشین انتخاب فرمود؟ دلیل انتخاب انسان به عنوان جانشین خدا چیست؟ گستره جانشینى انسان از خداوند تا کجاست؟ این مقاله به رویکرد تحلیلى و بررسى اسنادى به تبیین چیستى خلافت انسان در قرآن و بررسى ابعاد آن مى‏پردازد. بر این اساس، مهم‏ترین یافته‏هاى این تحقیق، راز برگزیده شدن انسان به عنوان خلیفه، همان ظرفیت ها وتوانائی بالقوه وبالفعل آن در علم ، دانش ومدیریت است اما دریغ که انسانها جهان را بسوی نا بودی وافتضاح کشانیده اند وگاهی میشود فریاد زد که خدایا خلافت را ازین موجودات بی رحم پس گیر که  زمین را خراب کرده اند ودست به اسمان تو هم انداخته اند.
محاکمه صحرائی ومحاکمه هوائی: مردم افغانستان در بین محاکم صحرائی ومحاکم هوائی دولت ومخالفین  آ نا نیکه در جریان مبارزه  انسانها را سر میزنند حین حکومت داری چگونه رفتار خواهند کرد؟حوادث فرا تر از خونین ووحشت در افغانستان  ذهن وفکر انسان را به کدام مقطع تاریخ زندگی بشریت  بر میگرداند  واین رسم ویا قانون  از کدام شیوه وقانون تعامل با انسانها به ارث مانده وچه کسی بیاد دارد که انسانها چه گنهکار وچه بیگناه با این بی رحمی وسنگدلی سر بریده شده اند ؟بلی مخالفین سر می برند ویا محاکمه صحرائی میکنند در داخل حکومت هم وضع ازین بد تر است.چنانچه  مردم افغانستان بخاطر ظلم، بیعدالتی وبی کفایتی  در ادارات دولتی  در برابر نا هنجاری های بیرونی عکس العمل نشان نمیدهند وبا توجیه اعمال مخالفین پاداش این حکومت مزدور، بی کفایت، بی قانون فاسد را همین جسارت غیر اخلاقی وغیر شرعی  میدانند.حکومتیکه در زیر ریشش  شهروندان کشور محاکمه هوائی میشوند از سنگباران تا آتش زدن انسانها وزنده بگور کزدن ها وده ها مورد دیگر نمیتواند از محاکمه صحرائی دیگران انتقاد کنند.
خلافت انسان:انسان ادعای خلافت بر روی زمین دارد اما معلوم نیست این انسان در کدام خطه از زمین الهی رسالت خلافت را ادا کرده است. خلیفه خدا نائب وجا نشین اوست ودرست همان چیزی را باید انجام میدهد که مستخلف  برایش من حیث جا نشین وخلیفه تفویض نموده  اما انسانهای روی زمین بر خلاف هدایات ناب الهی  کاری جزء فساد وخونریزی وویرانی ندارند، از یک قاره بر قاره دیگر میتازند  کشور ها با هم در گیر اند واختلافات وجنگ وکشتار در گیر بهای داخلی در برخی کشور ها جهنم بر پا کرده واز جهان ومنطقه اگر بگذریم  انسانها در افغانستان کار های انجام داده اند که در هیچ جنگل آباد وجود ندارد.خصوصا در سال جاری بد ترین نوع خشونت وجنایت در سر زمین ما تکرار شد.در شهر ها وحوزۀ حکومت داری اخبار خشونت وتجاوز جنسی بر اطفال وفساد وبیعدالتی واهانت به مقدسات وتا ختن بر فر هنگ وکلتور مردم  سر خط اخبار است ودر ساحه حا کمیت مخالفین مسلح کشتار بیرحمانه وهولناک چون بریدن سر ها وجدا کردن تنها ی خون آلود  که در هیچ عرف وفرهنگی مشاهده نشده ودرین جاست که میگوئیم کاش بفریاد ملا ئکه که انسان را سفاک وخون ریز خواند تر تیب اثر داده میشد و خلافت خدای عادل ورحیم به این سنگدلان بی رحم سپرده نمیشد ولی باز هم به حکمت بالغه الهی باید سر تعظیم فرود آورد ورنه عقل قاصر ومنطق رائج انسان عصر حاضر را به هیچ صورت شایسته خلافت وجا نشینی خدا نمیداند.
کشتار های بی رحمانه وسر بریدن هموطنان ما در بدخشان بدست انسانهای سفاک وخون آشام باعث شد تا بنویسم  که یک چهرۀ انسانها خونریز وخون اشام بوده خلافت شان  حکمت بالغه الهی را زیر سوال برده  انجا ئیکه ملا ئکه با تردید از خداوند  ج می پرسند آیا همین انسان مفسد وتبهکار را خلیفه زمین میسازی لی خداوند ج در پاسخ میفر ماید درین گزینش حکمتی است که من میدانم نه شما .اما ظاهرا قضاوت شان در حق انسان مجا ل برای انکار ندارد  چون خلافت انسان در روی زمین  با عث فساد وخونریزی شده  و پیشگوئی های فرشتگان  نسبت به  عملکرد انسانها از ارائه استدلال واقامه شهود بی نیاز است اگر از تاریخ باز گوئی نکنیم تنها پیکر های بخون تپیده فرزندان میهن را که در بدخشان وولایات دیگر فجیعانه شرحه شرحه وپر پر شده اند  را من حیث سند وارد این صفحه نمایم کافیست.دوستان وخوانندگان محترم شاید فکر کنند که نویسنده  از کشتار ها ی ملیونی  وویرانی کشورها در جنگ های جهانی وحتی جنگ های صلیبی ویا جنگ های قبل از اسلام آگاهی ندارد تنها بر کشتن بیرحمانه چند تن افغان ویا عرب در کشور های عربی بدست داعش اشک می ریزند  در پاسخ این سوال فرضی باید عرض کرد که کشتن مسلمان بدست مسلمان و سربریدن آن  اگر چه از رهگذر کمیت نسبت به قتل وکشتار های ایکه در دوام تاریخ بشریت صورت گرفته اندک است واما  از رهگذر کیفیت وماهیت واثر گزاری خیلی  بیشتر میسازد.
خدا از ملا ئکه بیشتر وبهتر میدانست : خدا  یا به علم وقدرتت باور دارم اما  وقتیکه بفساد وخونریزی انسانها  نگاه میکنم درست همان چیزی اتفاق افتاد که ملائکه با تردید ودلهره گفته بودند که این انسان زمین را کثیف وحکمتت را بخاطر خلافت انسان زیر سوال برند.همه می پرسند که  دانستنی های خدا وحکمت آن ازین گزینش چه بوده ؟ خدا یا اگر کسی خودش به کرامت خود عقیده وباور نداشت تو چرا برایش کرامت قائل شدی ولقد کر منا بنی آدم گفتی ؟  حال همان گفته خواجه عبد الله انصاریست  که بدست صیاد کمان  دادی  وآهو را فر مان فرار  ! انسانه موجودات دو بعدی ویا دو چهره  که از علمیت بر ملائکه سبقت جوید ودر سنگدلی از گرگ بد تر است .یکی بهشت میسازد دیگری جهنم ،یکی کشتی میسازد دیگر توپ وتانک آتش زا ، یکی طیاره ای  مسافر بر و دیگری جت بم افگن .من از خود می پرسم اگر علمیت انسان باعث بر تری وخلافت آن شده  برای بهبود وآسایش بندگان خدا چه سودی دارد .حالا که پیامبری دیگری هم  نیست از کی باید پرسید که راز وسر این علم تو در مورد خلافت انسانها چه بوده  ؟ خدا یا کاش راز وحکمت این گزینش را به زبان جبرئیل  وسردار پیامبران حضرت محمد ص واضحتر وروشنتر میگفتی  تا بندگان صادق وصالح تواز شر مندگی نزد ملائکه وشیاطین نجات  میافتند  ولی حال که نزد شیطان هم شر منده اند.من هم می پرسم آیا این آدم شایسته خلافت بود؟ درست است که انسان علم دارد دانش دارد، آسمان را میخراشد وزمین را میشگافد اگر بخاطر رفاه وآسایش  هوا پیما ساخته ویا کشتی  ویا باغ وبستان در کنارش بخاطر تعذیب انسا نها  بم وتنور آتش وتوپ وتانک نیز آفریده .
.برخی در تفاسیر خود نوشته اند.دلیل پرسش ملائکه  از خدا ج  تنها براى دريافت حقيقت بود، نه اينكه در انديشۀ چون و چرا باشند..اما حالا معلوم است که ملا ئکه حقیقت را درست می فهمیدند وچون وچرای شان نیز بر بنیاد همین درک از واقعیت بوده وعدۀ هم نگاشته اند که : منظور از دادن خلافت به انسان، آشكارشدن سركشى و خود بزرگ‏بينى ابليس در سجده ‏نكردن به آدم بود. خدا یا اگر واقعیت این باشد آیا ارزش این را داشت که این خلیفه نام وحکمت تورا زیر سوال ببرد؟ وزمین تورا آلوده سازد وهمنوع وهم جنس خودرا خشن تر از موجودات دیگر به قتل برساند. شیطان حالا فریاد میزند که آدم پیدا کند که آراسته به زیور کرامت وشایسته خلافت باشد من سجده میکنم  .خدا یا ما انسانها از اول تا حال شر منده  میگذاشتی  همان ملا ئکه خلیفه وجا نشین تو میشد اگر زمین واسمان را نمی شگافتند وتخنیک وصنعت نمی داشتند اقلا پاکی وقدسیت تو وزمین وآسمان تو را حفظ میکردند .  عدۀ از علماء گفته اند که  راز وسر حکمت الهی در خلیفه ساختن انسان این است که  پیامبران واما مان از نسل آدم اند.بلی  فرعون وشداد وقارون وچنگیز وموسیلینی  استالین وهتلر وقاتلین این عصر همه آدم اند .آنها ئیکه پیامبران چون حضرت مسیح ویحیی وزکریا وخلقا ء را به قتل رسانیده اند نیز از نسل آدم اند.
انسان شیطان را سر بلند ساخت: کشتار های هولناک فعلی نه تنها ملا ئکه بلکه ادعای شیطان را نیز بر سکوی حق وافتخار نشانده  آنجائیکه شریعتی  در کتاب هبوط از آدرس شیطان مینویسد:  شیطان میگوید :خدایا کی را سجده کنم ؟ کسی را که به خاطر نشان دادن ایمان و اخلاصش به تو,یک دسته گندم زرد و پوسیده را به قربانگاه می آورد؟ او را که فرزندش  به خاطر خوشگلی خواهرش حرف تو را زیر پا می گذارد, پدرش را لجن مال می کند؟ برادرش را می کشد همان آدم  زاده را سجده کنم؟نه, سجده نمی کنم, فقط  تو را سجده میکنم, نه این آدمک های کثیفی را که از "گل متعفن" ساخته ای, این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکم چرانی, خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حق شناسی و محبت و همه چیز و همه کس را فراموش می کند سجده نمی کنم!

حال انسان دو مخالف دارد.:با مشاهده جنایات که انسان در روی زمین مر تکب میشود فکر میکنم ملا ئکه از سکوت شان در برابر خدا واز سجده خود در مقابل آدم  پشیمان شده باشند وبعد ازین شیطان را حق بجا نب فکر کنند.واز نظر من هم وقت عزل خلافت ادم در روی زمین فرا رسیده بس است خلیفه تا وقتی مستحق این افتخار است که از مستخلف اطاعت کند اما انسان سرکش کاری را انجام داده که از کنترول خارج است. انسا ن علاوه از شیطان دشمنی ملا ئکه را نیز خریده است ملا ئکه وشیاطین هردو از انسان دل خوشی ندارند.ملا ئکه به دلیل اینکه خودرا موجودات مقدس ومطهر وبر تر از انسان فکر میکردند اما با قرار گر فتن انسان در مسند خلافت ما یوس شدند. هنگامى كه خداوند اعلان كرد كه در زمين جانشينى پديد مى‏آورم، فرشتگان به انديشه فرو رفتند كه اگر اين خليفه و جانشين از جنس آنان باشد، نه شرك و كفرى خواهد بود و نه تباهى و خونريزى؛ امّا اگر از فرزندان انسان باشد، تباهى و خونريزى پيوسته در زمين ادامه خواهد يافت؛ پس آفرينش آنان چه نتيجه‏اى درپى خواهد داشت؟ من فکر میکنم همان دل سردی ملا ئکه با عث شده که در کار های نا شایسته دست انسان را نگیرند تا دربرابر خدا اتمام حجت کنند که نگفته بودیم اینها چنین اند؟ البته دشمنی شیطان با انسان از متون ونصوص شرعی بوضاحت معلوم است اما طبیعتا هم شیطان با انسانهای صالح سر ساز گاری نداشته وگاهی انسانها را در رکاب خویش قرار میدهند به همین دلیل در قرآن شریف شیاطین انس وجن یکجا تذکر رفته است. خدا حالا ما تنها ئیم بندگان ظالم وستمگرت را هدایت کن ویا نا بود شان ساز .


 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب