30-04-2015

عبدالقدیر علم

فر هنگ سیاسی هفت وهشت ثور
30-04-2015

عبدالقدیر علم

فر هنگ سیاسی هفت وهشت ثور



اینکه سیا سیون وفر هنگیان کشور دارائی دیدگاه های سیاسی متفاوت اند شکی وجود ندارد  واین تفاوت دید گاه متاثر از حوادث بد فر جام  من حیث   فرهنگ سیا سی به یک حس وعاطفه غیر ارادی تبدیل شده که فاصله بین سیا ستمداران را وسیع وزمینه های تفاهم وهم نظری را محدود ساخته .طوریکه امروز برخی ازآنا نیکه  از اثر تحول هفت ثور با قدرت وسیاست آشنا شده اند بدون توجه به منبع مشروعیت و ما هیت نظام ویا تعمق به پیامد ها  ی نا میمون ونا گوار این حادثه خو نین  به لحظات حاکمیت وحکمرانی خود غرق بوده وبیاد نشئه ای سرود گرم شه لا گرم شه نمیداند ویا فراموش کرده ند که  شعاع سوزان آفتاب آنروز ها چگونه خرمن هستی وزندگی ملت  وکشوررا بباد داد .تنها نام ویاد هفت ثوربرای شان همای سعادت بوده از قدسیت این روز که تنها  خودش را گرم ساخته  د فاع میکند ، به همین تر تیب آنا نیکه بعد ازطلوع آفتاب هشت ثور سرین بر چوکی هفت ثوری ها گذاشته اند بر محاسبه  سلف خط بطلان گذاشته ادعا دارند که همای سعادت در روز بعد به پرواز آمده وخوشبختی را نصیب مردم ساخته این دو طیف از عاشقان قدرت خودرا ملت فکر میکنند که چنین نیست ، درست است که این دو تحول از منظر مبدأ ومنبع وماهیت تفاوت های دارند واما از رهگذر پیامد واثر همین است که می بینیم.
هفت ثوری های دیروز وامروز.
هفت ثوری ها با شعاری که امروز سر میدهند فکر میشود ماهیت عوض کرده اند ویا اینکه چهره گذشته خودرا از یاد برده اند. ظهور وتولد این گروه  تک حزبی با کلیمه دیکتاتوری پرولتاری  وشعار مرگ بر امپر یالیزم وفیودالیزم و ورحانیون متعصب مذهبی آغاز شد.طوریکه نام بردن از هر حزب سیاسی دیگر وحتی شنیدن اخبار را دیو بی بی سی مجازات جز مرگ نداشت . این گروه در اولین اقدام  بحکم قانون حزبی  رئیس جمهور وقت یعنی داود خان وفامیلش را بدون محاکمه بخاک وخون کشیدند ورئیس جمهور های خود شان  هم بدون محاکمه  در نیمه های شب خفه شده ویا از طرف روسها به قتل میرسید وبه همین روش قناعت داشتند وحتی آخرین رئس جمهور شان که در دفتر ملل متحد پناه برده بود وتا آخرین روز های حاکمیت مجاهدین مصئون بود توسط عمال همین گروه هفت ثوری ها در رکاب طالبان بجوخه اعدام سپرده شد که خیلی هولناک وتعجب آور بود. اما امروز همان گل های سر سبد هف ثور شعار پلورالیزم سیاسی ومذهبی ،دموکراسی وجامعه مدنی وحقوق بشر را ارزش زندگی دانسته وشب روز در دروازه ها انتظار ملاقات سفرای کشور های امپر یالستی را داشته و بجای کمپ سوسیالیزم به پای پیمانهای امنیتی واستراتیژیک امپریالستی مهر وامضا میگذارند وخاک بر چشم دیگران میپاشند واما در شعار باز هم بیاد روز های آغازین هفت ثور اند روز ها ئیکه گرفتاری واعدام وبستن و کشتن از ویژهگیهای انکار نا پذیر آن بود.
  منبع مشروعیت نظام سیاسی بعد از هفت ثور  کودتا و ما هیت آن دیکتاتوری بود  روزیکه برای افغانها سر آغاز مصیبت ها شد ، آفتاب این روز که در سرود ملی  ای مقدس لمره ترنم شد شاید وجود برخی را گرم کرده باشد اما با هجوم لشکر خون آشام روس افغانستان را به تنورآتش مبدل وملت را کباب کرد وآغازی شد برای مصیبت های هولناکی بعدی. روز گاریکه مردم در نیمه های شب از خانه بیرون کشیده میشد وبدون محاکمه بجرم داشتن نا ن وزمین وکالای نو به رگبار بسته شده ویا در پولیگون پل چرخی زنده بگور میشدند .حالا برای عده ای از جوانان روز های وا پسین که رعب ووحشت هفت ثور را بیاد ندارند.تحولات بعد از پیروزی مجاهدین تلخ کامی ببار آورده جوانان که روز های نخستین اقتدار داکتر نجیب در خاد را بیاد ندارند وحال از نرمی مزاجش در عهد ریاست جمهوری اش حرف میزنند ،مزاجی که از اثر مقاومت وخشم مردم نرم شده بود.نجیب هم مانند  هفت ثوری های امروز در روز های اخیر ماهیت بدل کرده بود جوانان انان کابل نشین حر ف ها واکت های زمان ریا ست جمهوری اش را بیاد دارند درست زما نیکه شعاع اثر گزاری این شعار ها وسخنرانی در شهر ها محدود بود.هفت ثوری ها علاوه از بخش نظامی درسطح نلدوان هم به مشوره روسها کار میکردند. اینکه آنها روز های نخستین را که باعث ویرانی های بعدی شد بیاد ندارند و نمیدانند آنا نیکه طعم تلخ فضای استبداد ،دیکتاتوری و کشتار بی دلیل تحول هفت ثور را چشیده اند وبعد بار پیامد های خطر ناک این تحول را تا امروز بدوش میکشند چقدر زجر کشیده اند ..وجود تحول برای بیداری ملت خوابیده وزیر بار ستم افغانستان خیلی ضروری بود اما ظلم بی کفا یتی ووابستگی رهبران مردم را بیزاراز تحول وانقلاب کرده است...مستند سازی عملکرد جباران زمان بدون دستکاری قضاوت تاریخ را درین راستا عادلانه تر میسازد
هشت ثوری ها:منبع مشروعیت هشت ثوری ها نسبتا آگا هانه وملی بوده وحامیان این روز مربوط به اکثریت ملت وتوده های مردمی بوده همین حالا هم  بین اقشار جامعه ودهات محبوبیت دارند برخلاف هشت ثوری ها که  جزئ شهر ها در بین عام  مردم منفور بوده محبوبیت ندارند واما  پیامد ومسیر حکومت داری همان انارشیزم وبی نظمی  بوده که پیامد شبیه هفت ثور داشت لذا ماهیت دیکتاتوری وانارشیزم از رهگذر پیامد مشترکات فراوان دارد که مردم افغانستان اثرات آنرا عملا لمس کرده اند. آنچه برای مجاهدین قابل افتخار است روز اخراج قوای اشغالگر شوروی وقت است که باید تجلیل شود واین شکست روسها زمینه ساز آزادی کشور های آسیای میانه وحتی شکستن سد ها ودیوار ها در اروپا شد.  از بعد دیگر هشت ثور روز آمدن غیر منظم مجاهدین به کابل بود که نسبت عدم حمایت جامعه جهانی ازین نظام تا اخر غیر منظم ادامه یافت و مانند هفت ثور برای برخی سعادت وشاد کامی ببار آورد وعده ای را به خاکستر سیاه نشاند...اما جالب اینکه این روز در سال های نخست بمثابه روز پیروزی مجاهدین با رژه نظامی وجشن وسخنرانی وتکبیر تجلیل میشد اما با چسپیدن رهبران  به قدرت وثروت دیگر خبری از تجلیل وبزرگداشت هشت ثور نیست وحالاازطرز خرام بزرگان معلوم میشود که قدسیت وبزرگی روز ها وتحولات بستگی دارد به سطح عاید واقتدار، حالا که مناصب کاهش یافته  ودر آمد ها متوقف شده ارزش روز ها نیز به زمین خورده است .با گذشت زمان دیگری خبری از ارزش روز ها ی هفت وهشت نخواهد بود که شاید بهتر از حالا باشد چون فراموش کردن این دو روز به نفع مردم افغانستان است.
حکومت های بعد ازین روز ها نیز مصیبت کمتر از زمان دو حکومت قبلی نداشت رژیم طالبان امنیت تهدید آمیز داشت واختناق وفشار با بستن دروازه مکاتب ودانشگا ها در ولایات ونظام تحت الحمایه امریکا هم افتخار جزء فساد قاچاق وبیعدالتی ندارد.اگر پیشرفهای به چشم میخورد نتیجه کمک خارجی ها وتلاش مردم است که در نظامهای گذشته نبوده وجنگ وخونریزی مانند دوره های بعد از هفت وهشت ادامه دارد ومناطق از کنترول دولت خارج است ونا امنی ما نند شرائط قبل از سقوط نظامها ی ما قبلش بیداد میکند..
شعار های متناقض حکومت وحدت ملی:
بعد از هجوم ناتو به افغانستان وباران کمک های سر شار از طرف جامعه جهانی وعبور از چندین پل انتخابات باز هم در جای قرار داریم که قرار داشتیم .من باور ندارم که نیرو های امنیتی قادر به تا مین امنیت کشور باشند .وبا این نا هم آهنگی در بدنه نظام دور نمایی بدی در انتظار مردم افغانستان است.ووزیر خارجه حکومت فعلی تمام سفر های خارجی خودرا لغو کرد ه وبه احترام این روز وبر مزار پدر بزرگوار و رهبر پیروز مند مجاهدین ورئیس جمهور اول وآخر عصر پیروزی با مراسم خاص اکلیل گل نثار خواهد کرد .او ستاد سیاف نماد دیگری این پیروزی از فراز تپه های پغمان عظمت این روز را ماندگار خواهد ساخت وشاید از مزار شهدای بزرگ چهاد که در تپه های کابل وسائر قله های افغانستان غنوده اند نور جهیده باشد نمیدانم . حالا کع قدرت کاهش یافت قدسیت وعظمت روز هشت ثور هم از بین رفته من در کنار خانه های مکرویان که روزی یکی از رهبران مجاهدین انهارا آشیانه کبوتر ها میگفت وعزم تخریب شانرا داشت وحالا مصئون ترین وبا آبرو ترین جای برای زندگی است حرکت دست وپای نداف هارا مشاهده میکنم که پخته پرانک دارند واز رخصتی این روز بهره میگیرند...معلوم نیست دیگر بزرگان که روز هشت ثور برای شان افتخار معنوی و وجویبار سر شار مال وثروت بوده در کدام سوراخ خزیده اند .نه امروز از پیروزی صحبتی است ونه هم افتخاری ..وقتی فرزند اولین وآخرین رئیس جمهور مجاهدین و رهبر جهاد ومقاومت درین روز خودرا از افغانستان کشیده باشدبما چه از هشت ثور؟!
من در سال 1383 مقاله نوشتم که روز هشت ثور روز ملی نیست. دلائلش در همانجا تذکر رفته بود اما بزرگان با نامه وتلیفون از من گیله کردند وبرخی هم مذمت...اما امروز من برای شان هیچ نمیگویم ودرین رژه پیروزی در کنار شان استاد هم نمیشود آنها این روز ملی را تجلیل کنند. در آخر میگویم رمز پیروزی ونظم زندگی ما وشما در فراموش کردن نام ونشان این دور روز است وسر ازین تاریخ نه در قلم ونه هم در زبان ازین دو روز نام میگیرک یا هوفکر میکنید معضل هولناک افغانستان با رهبران فعلی که  شعار شان شعاع معکوس دارد راه بسوی روشنی خواهد گشود؟.هر چند عده ای حکومت فعلی زیر نام وحدت ملی را دارای دو رئیس جمهور فکر میکنند اما من را عقیده بر این است که حکومت فعلی توسط ارباب الا نواع ورهبران متعدد که شعاع شعار شان کاملا معکوس است  اداره میشود. وبیم آن میرود بار دیگر تجارب تلخ گذشته تکرار شود و مردم شرائط را با نا کامی تحمل میکنند .نسل که تجربه جنگ .نشیب وفراز سه دهه را دارند بیشتر از هر متفکر ودانشمند دیگر اوضاع کشور را تحلیل  وعوامل بحران وراه های شکست که قبلا بکار گرفته شده خوب میکنند.امروزمسئولین  عالی رتبه دولتی حتی وزراء در صحبت های شان حکومت را مورد انتقاد قرار میدهند وافسران بلند رتبه هم از ضعف وناتوانی حکومت حرف میزنند گویا مردم مسئول این نا گواری ها اند.مثلا در حکومت وحدت ملی رئیس جمهور مخلفین را افراد مسلح مخالف وغیر مسئول خطاب میکند ور ئیس اجرائیه دشمن ومعا ونین شان نیز دیدگاه مختلف دارند واستاد سیاف من حیث تئوریسن مذهبی از افق دیگر اقامه شریعت وحدود را در حق مخالفین راه حل می پندارد و گروه های دیگر در داخل نظام ستیزه جویان را برادران نا راضی میگویند واین گروه  توسط رئیس جمهور پیشین وفضول سیاسی کنونی آقای حامد کرزی رهبری میگردد.البته نهاد های امنیتی هم درین تشخیص دیدگاه واحدی ندارند.شعاع این شعار ها به یکدیگر نزدیک نبوده برخی خیلی افراطی صحبت کرده اند وعده ای هم درعمل وشعار با مخالفین نزدیک اند واین خوف را بوجود آورده که دولت در پردگاه نابودی است وهیچ امیدی برای استقرار وثبات در کشور وجود ندارد.تمام ملت اسیر چند صد نفر اند که یکدیگر را تبدیل وتغییر میدهند.مثلا آقای اشرف غنی ادعا کرد که هیچ وزیر سابقه دوباره وزیر نخواهد شد اما تزویر را ببینید که امروز به مشوره حامد کرزی  همه وزراء سابق را والی ووالی های زمان کرزی را وزیر میگمارد که هیچ تفاوتی در گماشتن افراد بوجود نیامده واشرف وحامد دوچهرۀ یک سکه اند وفساد همچنان بیداد میکند ونا هنجاری ها بیشتر از گذشته بچشم میخورد عاقبت بخیر.
 
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب