19-05-2015

عبدالقدیر علم

در پرتو معراج النبی ص
19-05-2015

عبدالقدیر علم

در پرتو معراج النبی ص



(سبحان الّذى اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الّذى بارکناحوله لنریه من آیاتنا اِنَّه هُوالسَمیعُ البَصیر) معني آيه:پاک ومنزه است خدایى که بنده‌اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى که گرداگردش را پُر برکت ساختیم، برد، تا آیات خود را به او نشان دهیم،اوشنوا و بیناست..
معراج درس اوجگرائی وپرواز از زمین بسوی اسمانها یکى از حوادث مهم وبا ارزش  زندگانى حضرت محمد (ص) است که به ما می آموزاند تا خاک وافلاک را تسخیر کنیم. معراج سفر شبانه و عروج آسمانى بخاطر نشان دادن بخشى از آیات عظمت الهی برای پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد(ص) انجام گرفته و با توجه به شایستگی‌هاى ایشان در ابعاد مختلف براى این سفر، از سوى حق‌تعالی، از مکه معظمه به مسجد‌الاقصى و از آنجا به آسمان‌ها، انتخاب شدند. باید دانست که در قرآن کریم از واژه "معراج" استفاده نشده، بلکه در روایات و تفاسیر آیات فوق، این شب، به "لیلة المعراج" یا شب معراج نامیده شده است و شاید دلیل این نام گذاری، استفاده پیامبر (ص) از مرکبی به نام "براق" باشد که مسافرت ایشان و صعود به آسمان ها، با سواری بر این مرکب انجام پذیرفته است. به هر حال، اکنون هرگاه که این واژه را می شنویم، ماجرای آن مسافرت زیبا و معجزه گونه پیامبر (ص) را در ذهن ما ن مجسم میگردد.
معنی معراج:معراج در لغت عربی به معنای وسیله ای است که با کمک آن، می توان به بالا صعود نمود، اما در روایات و تفاسیر، این واژه در مورد مسافرت جسمانی حضرت پیامبر (ص) از مکه به بیت المقدس و از آن جا به آسمان ها و سپس مراجعت به وطن خویش به کار برده می شود.. معنای لغوی "معراج" در زبان عرب، وسیله ای است که با کمک آن، انسان به بلندی، صعود می نماید و در همین راستا، در آن زبان، به نردبان نیز "معراج" گفته می شود. معراج یعنى نردبان، آنچه به‌وسیله آن بالا روند.ویا به عبارتى بهتر، معراج یعنى سر به فلک کشیدن و از خاک سوى افلاک شدن است.
ویژه گیها وخصوصیات سفر معراج پیامبر ص.
کلمه «اسرا» نشان می‌دهد که این سفر شب هنگام واقع شد، زیرا«سراء» در لغت عرب به معنى سفر شبانه است، در حالى که کلمه «سیر» به مسافرت در روز گفته می‌شود.
کلمه لیلاً مفعول فیه است و بودنش در کلام، این معنا را افاده می‌‌كند که این سیر همه‌اش در شب انجام گرفت؛ هم رفتنش و هم برگشتنش. این سفر به طور کامل در یک شب واقع شد.
کلمه «عبد» نشان می‌دهد که این افتخار و اکرام به خاطر مقام عبودیت و بندگى حضرت محمد (ص) بود، چرا که بالاترین مقام براى انسان است که بنده راستین خدا باشد.
- همچنین تعبیر به «عبد» نشان می‌دهد که این سفر در بیدارى واقع شده و این سیر جسمانى بوده است نه روحانی، زیرا سیر روحانى معنى معقولى جز مسأله خواب یا حالتى شبیه به خواب ندارد، ولى کلمه عبد نشان می‌دهد که جسم و جان پیامبر(ص) در این سفر شرکت داشته، منتها کسانى که نتوانستند این اعجاز را درست درک کنند، احتمال روحانى بودن را به عنوان توجیهى براى آیه ذکر کرده‌اند،‌در حالى که می‌دانیم اگر کسى به دیگرى بگوید من فلان شخص را به فلان نقطه بردم مفهومش این نیست که در عالم خواب یا خیال بوده یا تفکر اندیشه او به چنین سیرى پرداخته است. از طرف رویا ویا خواب کدام اعجاز خارق العاده ای نیست وبسیاری انسانها دور ترین نقاط را  در حالت خواب طی میکنند.
مراد از «مسجد‌الاقصی» به قرینه جمله «اَلّذى بارکنا حوله» بیت‌المقدس است و کلمه «اَقصی» از ماده «قصو» و این ماده به معناى دورى است، و اگر مسجد بیت‌المقدس را مسجد الاقصى نامیده‌اند،بدین جهت است که این مسجد نسبت به محل زندگى رسول خدا‌(ص) و مخاطبینى که با او هستند از مسجد الحرام خیلى دور است، زیرا محل زندگى ایشان شهر مکه است که مسجد الحرام در همان‌جا است.
هدف از این سیر، مشاهده آیات عظمت الهى بوده، همانگونه که دنباله این سیر در آسمان‌ها نیز به همین منظور انجام گرفته است تا روح پر عظمت پیامبر(ص) در پرتو مشاهده آیات و بینات، عظمت بیشترى یابد، و آمادگى فزونترى براى هدایت انسان‌ها پیدا کند، نه آنگونه که کوته فکران می‌پندارند که رسول‌الله(ص) به معراج رفت تا خدا را ببیند! به گمان اینکه خدا محلى در آسمان‌ها دارد!!
به هر حال رسول الله (ص) گرچه عظمت خدا را شناخته بود، و از عظمت آفرینش او نیز آگاه بود، «ولى شنیدن کى بود مانند دیدن»، در آیات سوره نجم که به دنباله این سفر، یعنى معراج در آسمانها اشاره می‌کند نیز می‌خوانیم «لَقَد راى مِن آیات رَّبه الکُبْری» او در این سفر آیات بزرگ پروردگارش را مشاهده کرد.
جمله «بارَکنا حَوْلَه» بیانگر این مطلب است که مسجدالاقصى علاوه بر اینکه خود سرزمینى مقدس است، اطراف آن نیز سرزمین مبارک و پربرکتى است و این ممکن است اشاره به برکات ظاهرى آن بوده باشد، چرا که می‌دانیم در منطقه‌اى سرسبز و خرم و مملو از درختان مقدس در طول تاریخ کانون پیامبران بزرگ خدا، و خاستگاه نور توحید وخداپرستى بوده است.
جمله «اِنَّهُ هوالسَمیعُ الْبَصْیر» همان گونه که گفتیم اشاره به این است که بخشش این موهبت به پیامبر(ص) بی‌حساب نبوده، بلکه به خاطر شایستگی‌هایى بوده که بر اثر گفتار و كردارش پیدا شد وخداوند از آن به خوبى آگاه است.
ضمناً کلمه «سُبحان» دلیلى است بر اینکه این برنامه پیامبر(ص) خود نشانه‌اى برپاک و منزه بودن خداوند از هر عیب و نقص است. کلمه «من» در «مِن آیاتِنا» نشان می‌دهد که آیات عظمت خداوند، آنقدر زیاد است که رسول الله (ص) در این سفر پرعظمت تنها گوشه‌اى از آن رامشاهده کرده است.
نگاهى کوتاه به مشاهدات پیامبر اسلام (ص) در آسمانها
از جمله ضروریات دین مقدس اسلام، معراج جسمانى حضرت ختمى مرتبت است که مطابق نصّ صریح قرآن مجید می‌باشد و در نخستین آیه از سوره اسراء و در سوره نجم به این مسئله اشاره شده است و مورد اتفاق همه فرقه‌هاى اسلامى است.
طبق برخى از روایات معتبر، پیامبر(ص) در اثناء راه به اتفاق جبرئیل در سرزمین مدینه نزول کرد و در آنجا نماز گذارد و نیز در مسجدالاقصى با حضور ارواح انبیاى بزرگ مانند ابراهیم و موسى وعیسى نماز گذارد وامام جماعت پیامبر(ص) بود، سپس از آنجا سفر آسمانى رسول الله(ص) شروع شد و آسمان‌هاى هفتگانه را یکى پس از دیگرى پیمود،در هر آسمان با صحنه‌هاى تازه‌اى روبرو شد،با پیامبران و فرشتگان و در برخى از آسمان‌ها با دوزخ یا دوزخیان و در بعضى با بهشت و بهشتیان برخورد کرد،و پیامبر از هر یک از آنها خاطره‌هاى پرارزش و بسیار آموزنده در روح پاک خود ذخیره فرمود و عجائبى مشاهده کرد که هر کدام رمزى و سرى از اسرار عالم هستى بود. و پس از بازگشت اینها را با صراحت، ولى با زبان کنایه و مثال،براى آگاهى امت در فرصت‌هاى مناسب شرح می‌داد، و براى تعلیم و تربیت از آن استفاده فراوان می‌نمود. این امر نشان می‌دهد که یکى از اهداف مهم این سفر آسمانى استفاده از نتایج عرفانى و تربیتى این مشاهدات گرانبها بود،و تعبیر پرمعنى قرآن «لَقَدْ راى مِن آیات رَّبه الکُبری» در آیات مورد بحث، می‌تواند اشاره اجمالى و سربسته‌اى به همه امور باشد.
سرانجام به هفتمین آسمان رسید،و در آنجا حجاب‌هایى از نور مشاهده کرد،همانجا که «سِدره المُنتهی وجنه المأوی» قرار داشت و پیامبر(ص)در آن جهان سراسر نور و روشنایى به اوج شهود باطنى و قرب الى‌الله و مقام «قاب قوسین اوادنی»رسید،وخداوند در این سفر او را مخاطب ساخته،و دستورات بسیار مهم و سخنان فراوانى به او فرمود و برخى احادیث قدسى در این سفر بر آن حضرت وارد شده است.همچنین نمازهاى پنجگانه بر پیامبر (ص) واجب شد و جبرئیل آمد و همراه پیامبر نمازهاى پنجگانه را انجام داد.
درس ها وپیامهای معراج النبی ص.
1-در سفر معراج پیامهای شگفت انگیزی است وکلیمه (سبحان‌ الذى اسری….).این مفهوم را میرساند.
2-معراج، یک سیر وسیاحت علمى پیامبر(ص) بود وگرنه خداوندبی‌مکان است (سبحان الذى اسر. ( ...
3-عبودیت، مقدمه پرواز است وعروج، بدون خروج از صفات بد خود خواهی وتکبر ممکن نیست(اسرى بعبده).
4-انسان اگر هم به معراج برود، باز «عَبد» است، پیامبر صاحب معراج هم یک بنده است (اسرى بعبده).
5-عبودیت، از افتخارات پیامبر(ص) وزمینه دریافت‌هاى الهى اوست)بعبده).
6-  جهت تقرب به درگاه  خدا، شب بهترین وقت است (اسرای……لیلاً).
7-شب معراج، شب بسیار مهمى بوده است (لیلاً).
8--اگر استعداد و شایستگى باشد، پرواز یک شبه انجام می‌گیرد (اسرى بعبد و لیلاً).
9-مسجد بهترین سکوى پرواز معنوى مؤمن است (من المسجد).
10--مسجد باید محور کارهاى ما باشد (من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى).
11--حرکت‌هاى مقدس، باید از راهها وجایگاههاى مقدس باشد (اسری…من المسجد).
12-سرسبزى و برکات،باید بر محور مسجد و پیرامون آن باشد(المسجد…بارکنا حوله).
13-بیت‌المقدس و حوالى آن، محل نزول برکات آسمانی، مقر پیامبران و فرودگاه فرشتگان در تاریخ بوده است (بارکنا حوله).
14-ظرفیت علمى انسان، از دانستنی‌هاى زمین بیشتر و شگفتی‌هاى آسمان نیز از زمین بیشتر است (اسری….لنریه من آیاتنا).
15-هدف معراج، دیدن نشانه های قدرت خدا ، کسب معرفت و رشد معنوى بود (لنریه من آیاتنا).
16-آیات الهى آن‌قدر بی‌انتهاست که رسول خدا(ص) نیز توان دستیابى به همه آنها را ندارند(من آیاتنا).
17-خداوند به مخالفان هشدار می‌دهد که آنان را می‌بیند و سخنانشان را می‌شنود (السمیع البصیر).
معراج  سفر خاص پیا مبر اسلام محمد ص  به ملکوت اعلی است:در ارتباط با انحصار این معجزه به پیامبر اکرم (ص) و یا فقدان چنین انحصاری، باید گفت که از لحاظ عقل و موازین دینی، هیچ ایرادی وجود ندارد که دیگر پیامبران نیز، با یاری خداوند، با سرعتی اعجاز آمیز در زمین و آسمان ها به گردش پرداخته و نشانه های خداوند را مشاهده نمایند، اما آنچه از آیات قرآن کریم و نیز روایات معتبر، می توان استنباط نمود این است که معراجی با این کیفیت که طی آن، پیامبری، بعد از عروج به آسمان ها، به میان مردم خویش بازگشته، و به تبلیغ خود ادامه داده و مشاهدات خود را در اختیار آنان قرار داده، در ارتباط با هیچ پیامبر دیگری گزارش نشده است.  آنچه از روایات اسلامی بر می آید، آن است که معراجی با این خصوصیت، تنها توسط رسول اکرم (ص) و آن هم یک بار انجام شده، هرچند که مشابه برخی مراحل معراج، توسط پیامبران دیگری؛ مانند سلیمان و ادریس و عیسی (ع)، نیز انجام پذیرفته است و هر چند که ممکن است معراج های دیگری با خصوصیات دیگر، بارها برای پیامبر (ص) نیز تکرار شده باشد.
البته، آیاتی وجود دارند که سرعت اعجاب انگیز حضرت سلیمان (ع) را در مسافرت به نقاط مختلف زمین و با استفاده از نیروی باد بیان نموده، و یا این که عروج پیامبرانی؛ مانند ادریس (ع) و عیسی (ع) را به آسمان ها اعلام می دارد، اما همان گونه که بیان شد، هیچ کدام از آنها مشابهت کاملی با آنچه در معراج پیامبر (ص) اتفاق افتاده ندارد؛ زیرا که مسافرت سلیمان  (ع)، تنها در زمین انجام می شده و عروج ادریس و عیسی (ع) به آسمان ها نیز، بدون بازگشت بوده است.  
زمان معین معراج چه وقت بوده؟ برخى اسراء و معراج را ده سال بعد از بعثت و بعضى دوازده سال بعد از بعثت دانسته‌اند. رسول الله(ص)از خداوند مسألت کرد که بهشت و دوزخ را به او ارائه فرماید، چون شب شنبه هفدهم رمضان، هیجده ماه قبل از هجرت فرا رسید، در حالى که حضرت رسول اکرم (ص) در خانه خود خفته بودند،‌جبرئیل و میکائیل پیش او آمدند و گفتند براى دیدار آنچه از خداوند مسألت کرده بودى حرکت کن. آنگاه حضرت محمد(ص) سوار بُراق شدند و به سوى بیت‌المقدس حرکت کردند و در چند نقطه نماز گزاردند، در مدینه، مسجد کوفه، طور سینا و بیت اللَحم، سپس وارد مسجدالاقصى شدند و از آنجا به آسمان‌ها رفتند. در اینجا قسمت اول سفر پیامبر(ص)یعنى مسافرت زمینى خاتمه یافت و قسمت دوّم یا مسافرت آسمانى از مسجد الاقصى واقع در بیت‌المقدس شروع شد.
باید توجه داشت که در بسیاری از حوادث تاریخی، دقت در خود حادثه و آموزه ها و عبرت های آن، بسیار مهم تر از دانستن زمان دقیق حادثه است و توجه بیش از حد به جزئیاتی؛ از قبیل زمان و مکان، نوعی انحراف از اصل ماجرا به شمار می آید .از طرفی، معراج در زمانی اتفاق افتاد که هنوز پایه های اسلام مستحکم نشده و تاریخ نویسی  نیز مرسوم نبوده است و به همین دلیل "در تاریخ وقوع معراج در میان مورخان اسلامى اختلاف نظر است، بعضى آن را در سال دهم بعثت شب بیست و هفتم ماه رجب دانسته، و بعضى آن را در سال دوازدهم شب 17 ماه رمضان، و بعضى آن را در اوائل بعثت ذکر کرده‏اند"به همین دلیل، اگر تصمیم داشته باشید که یادبود و یا جشنی به مناسبت معراج برگذار نمایید، هیچ ایرادی نخواهد داشت که یکی از این تاریخ ها و یا حتی زمان دیگری را بدین منظور انتخاب نموده و در آن، به بررسی و تحلیل ماجرای معراج بپردازید، هر چند که در واقع، معراج در تاریخ دیگری رخ داده باشد.
حکمت معراج پیامبر ص چه بوده؟. بر اساس آیه اول سوره اسراء، هدف از معراج، معرفی آیات و نشانه های الاهی به پیامبر(ص) بود. از طرفی، می دانیم که به تصریح قرآن کریم، تمام آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارد و از جمله، خود انسان ها، همه و همه، نشانه و آیه ای از طرف خداوند هستند. [براین اساس، بدیهی است که خداوند در معراج، تنها در صدد معرفی نشانه های عادی نبوده، بلکه بدین وسیله خواسته تا نشانه هایی بس بزرگ را که تنها فردی همچون پیامبر (ص)، توانایی درک آنها را دارد، به او نشان دهد. نشانه هایی که خداوند از آن به نشانه های بزرگ خود و یا "آیات ربه الکبری" تعبیر نموده است!
در نهایت معراج پاداش رنج های بیکران دنیا برای حضرت رسول اکرم (ص) است که  در جریان ابلاغ رسالت در مکه معظمه  شکنجه‌هاى جسمى و روانى و سختی‌هاى زیادى را متحمل شدند، از جمله در سال هفتم بعثت سران قریش با یکدیگر پیمان محاصره اقتصادى علیه بنی‌هاشم را امضاء کردند و اهداف آنها چیزى جز جلوگیرى از گسترش اسلام و افزایش تعداد مسلمانان نبود و در حقیقت براى نابودى اسلام چنین برنامه‌اى را تدارک دیدند و به مدت سه سال رسول الله(ص)و مسلمانان در شعب ابوطالب بسر بردند و انواع و اقسام رنج‌ها را براى حفظ دین اسلام و وجود رسول خدا‌(ص) به جان خریدند. پس از خروج از شعب ابوطالب که با امدادهاى الهى صورت گرفت، پیامبر (ص)دو یار باوفاى خود را از دست دادند، حضرت ابوطالب و خدیجه دو پشتیبان نیرومند و با وفایى براى پیشرفت اسلام بودند.مرگ این عزیزان، به شدت پیامبر (ص) را غمگین کرد و قریش را در آسیب رساندن به ایشان بی‌باک ساخته،صدماتى را که تا آن روز به آن حضرت نزده بودند، وارد ساختند، تا جایى که خاک بر سر او می‌ریختند.
پس از پایان یافتن ماجراى شعب ابوطالب، رسول الله (ص) براى یافتن پایگاهى عازم شهر طائف شدند و هدفشان دعوت قبیله ثقیف به اسلام بود، آنان نه تنها دعوت ایشان را نپذیرفتند، بلکه ارازل و اوباش را وادار کردند تا با دشمنام دادن،پیامبر (ص) را سنگباران کنند و در نهایت ایشان را مجروح ساختند. پس از این همه سختی‌ها در راه پیشبرد اهداف عالیه اسلام، خداوند براى نشان دادن بخشى از آیات و عظمت دستگاه خلقت و رموز هستی، هدیه‌اى بزرگ به رسول گرامى اسلام (ص) داد و خداى متعال براى تسکین و آرامش آن حضرت، وى را به معراج برد. با توجه به اینکه حضرت رسول اکرم (ص) به مرحله بندگى و عبودیت کامل رسیده بودند، این سفر زمینى و عروج آسمانى زمینه را براى اطمینان کامل ایشان به قدرت عظیم الهى فراهم کرد.
منابع مورد استفاده.
قرآنکریم: سوره اسراء نجم/
 عنکبوت، 14، در ارتباط با حضرت نوح (ع).

 مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 12، ص 14، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 

 نجم، 18.
 طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج 6، ص 609، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 ش.
  مجلدات 12 و 22 تفسیر نمونه، مطالب مفیدی را در ارتباط با معراج می توانید مورد مطالعه قرار دهید.
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب