17-06-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

مصاحبه آصف "معروف" روزنامه نگار افغان با ماما "شوخک" !!!
17-06-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

مصاحبه آصف "معروف" روزنامه نگار افغان با ماما "شوخک" !!!
 


ح. یعقوبیان "فیروزکوهی" و غلام رسول "مبین"

ماما شوخک یا عبدالعزیز "مختار" سر جرنیل هفته نامه شوخک در سباوون وقت
زیر کارگردانی داکتر صاحب ظاهر "طنین"

کوتاه مقدمه درباره حیات ماما:
عبدالعزیز "مختار" فرزند مرحوم میرزا نظر محمد "لوگری" که همواره عکسهایش را از دوره های جوانی تا حد پختگی در مجلات و روزنامه های زمان زیب مجلات و روزنامه ها بود. ماما در آن زمان چهل سال عمر داشت، تحصیلاتش را در ادبیات و علوم بشری یونیورسیتی کابل به پایان رسانیده بود، علاقه ویژه اش به ژورنالیزم و طنز نویسی بود که ماما در آن زمان اقبال راهیابی را در آن دانشکده نداشت. چون بچه غریب و آنهم با وزرای عصر و روسای کلان سر زمان نداشت. لاجرم از ادبیات باید فارغ شود که شد. سی سال از عمر شریفش را در عرصه های گونگون مطبوعات آنهم خارج از کابل که ولایات نام داشت کارکرده اند. ماما به نوشتن آثار منظوم، منشور، طنزی اش زخم های ناسور را بر جان سردمداران زمان گذاشته است. اکنون که میگویند مطبوعات آزاد است صرف ازین کلام استفاده کرده، مصاحبه آن زمان آقا آصف معروف را با این شخصیت بزرگ گمنام، حال اجازت فرمایند تا من به سایه آقای غلام رسول "مبین" که الهی کس مرا نبیند و زورش به آقای مبین نرسد این مصاحبه را از طریق جام مان از طریق جام غور مان که نشر میفرمایند، به دست نشر میسپاریم، اینکه نمیدانیم حوادث روزگار این بزرگمرد را به صخره سنگِ زده باشد یا گور از ایشان در داخل و خارج اگر جنابان زمان که به پناه بسر میبرند، اطلاع داشته باشند، اطلاع شان را امیدواریم از طریق سایت جام با مردم بیچاره و با ما که مظلوم تر و بی دست و پاتر ازین مردمان هستیم اطلاع رسانی فرمایند.
خیلی خوش داریم در جریان حیات گمنام این آقا قرار گیریم، اینرا نیز بدانید، خویشاوندی با ایشان نداریم و سر خون شریکی و میراث بری را نیز نداریم، امیدواریم در جریان حیات ایشان بعد از مزار شریف قرار گیریم. در مزار شریف ایشان را صفحات شمال تا من میدیدم همان کلاه قره قل و همان بالاپوش روسی و همان غرفه سیار را به دست شان میدیدم و دو دسته سلام و از کنارشان رد میشدم. من به شما اخبار میکنم و تا آن زمان، گران راه میرفتند از سلامتی خوب زبان شان کاملا برخوردار بود و قلم شان تیز، تیز به تیزِ الماس...
اینست مصاحبه آن زمان آقا آصف "معروف" روزنامه نگار افغان که حال در بی بی سی مصروفیت قوی دارند:
پرسش از آصف معروف و پاسخ از ماما:
پرسش: شما چرا همیشه کلاه قره قلی به سر دارید؟
پاسخ ماما: چون موهای ساختگی خارجی مال پول داران است لاجرم عیب سرلیسکی خود را با قره قل پت میکنم که مورد طعنه شهروندان بافرهنگ کابل که از زخم زبان شان همگان زخمی اند، قرار نگیرم.
پرسش: وقتیکه در سال 1352 نشریه شما زخ چشم خورد تعویزهای شما چرا کاریگر نیافتاد؟
پاسخ ماما: همان احساس که داماد فقیر از فرمایش های خشوی خشند و  پول نوازش دارد، من همان احساس را از حکومات آن زمان داشتم.
پرسش: وقتیکه دوباره امتیاز نشر را به دست آوردید چگونه خود را احساس میکردید؟
پاسخ: مانند ماموری که بعد از انتظار زیاد مژده آمدن آرد را در مغازه های کپونی میشنود.
پرسش: آیا تا حال کسی شما را اخطار داده است؟
پاسخ: غیر از مادر بچه ها تا حال مستحق اخطار هیچکسی نشده ام.
پرسش: چگونه این همه ظرافت ها و شوخی ها را در نوشته ها تان میتوانید بگنجانید؟
پاسخ: همانطوریکه کارکنان شهرداری در ساختن نرخنام های جعلی مهارت دارند، من هم در چنین نوشته های کاملا بلدم.
پرسش: از زور داران کی خوش تان میآید و از کم زوران کی را دوست دارید؟
پاسخ: از زورداران آن رفیق محترم خوشم میآید که در مکروریان اول، دوم و سوم اپارتمان های زیادی را به نام های خسر، خسربوره ها، خشو و خواهرزن های خودها توانستند از طریق کمیته مرکزی بدست آورند.
 

مصاحبه آصف
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب