20-06-2015

امان معاشر

به صف وطنپـــرستانی
20-06-2015

امان معاشر

به صف وطنپـــرستانی


چون محترم جنرال دوستم باید پیوست و جبه ی همسو که بخاطر رهایی از جنگ میرزمد تقویت بخشید.
سال گذشته مصاحبه یی داشتم با یکی از هوا داران جنرال دوستم که جنگ دیده و مبارز بیدار بود و در حوادث سی ساله کشور از آزمون زمان به پختگی رسید، داشتم که قسمتی ازآنرا جهت دریافت حقایق دو باره اینجا تذکار میدهم:
(سوال:شریف اکه شما تجارب زیاد از جنگ دارید. نیروی طالبان را در شرایط فعلی دربرابر موجودیت قوای آیساف وناتو  با تجهیزات مدرن ومجهز و سایط نظامی در افغانستان چه ارزیابی می کنید؟
جواب:امان جان! نیروی طالبان به کمک دولت و تبلیغ رسانه ها در جهان آوازه کشیده است. در حقیقت کدام نیرو نیست. مردم از آنها بیزار استند به خصوص برادران پشتون مااز دست آنها  عذاب کشیدند. بیاد دارم سال قبل یکی از همراهان ما که نیاز بیشتر به پول داشت و مجبور به تنظیم درقطعه های امنیتی  خصوصی کابل  شد،. قرار گفته او آنها وظیفه گرفتند که هر روز قطار را از کابل به قندهار برسانند. اما در راه قندهار با طالبان معامله میشد وهر روز یک اندازه مبلغی  به طالبان داده میشد تا قطار بدون اسیب از آن منطقه بگذرد . خال محمد اطلاع می یابد که طالب در آن محل چند نفراست بخاطر گرفتن پول به سر راه قطار می آیند و دایمی در آنجا نیستند. از آنها مردم محل هم نا راحت استند. خال به تنهای شب در کمین آنها میرود یکتن از طالب را کشته و دومی آنرا نیم جان تا لب سرک می کشدکه از او دولت اقرار بگیرد، و فردای آنروز خال منتظر مکافات میشودکه منطقه را از طالب پاک کرده است. اما برعکس خال پانزده روز مورد پرسش و تحقیق قرار گرفته بعد از وظیفه سبکدوش میشود.اظهار چنین واقعت ها فایده ی ندارد ."

چنین گفت کای جوشن کارزار
بر آسودی از چنگ یک روزگار
کنون کار پیش آمدت سخت باش
بهر کار پیرامن بخت باش

 

این بیت والاگهر از زبان شیوای فردوسی سخنور نادری جهان است که در گوش امیر تیمور طنین انداخت ،او نتوانست آرام بگیرد، هفت سال بدون رزم و پیکار روزگار بسر برده و از شمشیر و جوشن کار نمیگرفت.،و دوباره باوسایل جنگی خود روی اوردو عرصه ی کارزار را اماده دیدو به جهانکشایی دست برد و بخشی از جهان امیخته به فساد و جنگ و جدال را زیر فرمان ساخت.  
سوال :شریف اکه! مبازره جنرال عبدالرشید دوستم چون اسطوره یی در تاریخ زندگی میهن می درخشد و سنگر های دشمن که در اخرین قلعه خطرناک قرار میداشت از دست مردمان نابکار پاک می نمود و اکنون در شرایط موجود از ان کار نمیگیرند و چرا انرا در عرصه باز نمی گردانند که کشور را از جدل نجات دهد. نظر شما در رابطه چیست؟
جواب:(شما یاد از امیر تیمور نمودید. صاحب قرآن و سر لشکر کبیر  امیر تیمور گفته است(یک سردار جنگی با لیاقت آن نیست که فقط از مرگ بیم نداشته باشد بلکه باید مصلحت قشون خود را هم در نظر بگیرد) امروز حیات دگر گون شده است قسمیکه در بالا گفتم  ما تفنگ به زمین گذاشته و در جبهه مقدس آموزش،تعلیم و تربیه قرار گرفته ایم . اطفال و جوانان  مصروف آموزش استند که در بسیاری محلات خیمه ها زده اند و زیر هر خیمه بیشتر از شصت شاگرد مصرف آموزش استند و اوقات درسی سه تایم  و چهار تایم در شب وروز است .این یک تغییر بزرگ درحیات فرهنگی و آموزشی ما است که در آینده های نزدیک آنها به شکل بهتر در تعیین سرنوشت ملت سهم خواهند گرفت.)
عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی اسلامی ،احمد ضیا مسعود رئیس جبهه ملی، محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم، و امرالله صالح رئیس پیشین اداره امنیت ملی افغانستان با ملحت همدیگر متحدانه  "دولت متمرکز" در افغانستان را عامل "بی‌ثباتی سیاسی" گسترش فساد و ایجاد شکاف میان مردم و دولت افغانستان دانسته و خواستار تشکیل نظام پارلمانی و افزایش اختیارات والیها، شوراهای ولایتی و شهرداریها شده‌اند.
 جنرال دوستم به اشتراک نمایندگان  اقشار مختلف جامعه از راه نظامی تغییرات بنیادی در حیات اجتماعی و سیاسی  بمیان اورد و مخالفان دولت را از کوه ها و مغاره ها پایین ساخته فضای دوستی و همزیستی مسالمت امیز را بر مردم افغانستان مهیا ساخت در قدم دوم نظام خونخوار طالبی را تار و مار نموده شرایط را برای باز سازی بزرگ جهانی آماده کرد تا افغانستان از سلطه قوانین قرون اسطی نجات یابد و  در ردیف کشور های متمدن زندگی کند .قدم سوم دوستم کشانیدن مردم در سنگر مبارزه   بر مشارکت اقوام و گروههای سیاسی در نظام است. جنرال دوستم  برای چنین مشارکتی حکومت غیرمتمرکز را مناسب میدانند ــ حکومتی که در آن بخشی از قدرت رئیس جمهوری و نهادهای مرکزی به نهادهای محلی واگذار می شود.
 سوال اساسی  که چرا جنرال دوستم با همنظرانش بر تشکیل نظام پارلمانی و کاهش قدرت رئیس دولت تاکید دارند چند دلیل  انرا به تشریح میگیریم.
طی یک هفته پیش  تلفات جدید، ریزش بهمن در مناطق کوهستانی و برفگیر  ولایت بدخشان به مرگ ۳۵ تن و زخمی شدن ۶۵ نفر دیگر منجر شده است.
در ولایت آرام بامیان  مردم در فقر و بیکاری در میان غار ها زندگی میکنند و اهالی توان خریدن مواد ابتدایی برای مریضان خود یک قرص اسپرین را ندارند و غذای خوردن انها ان هم اگر میسر شود  نان خشک است.
بنای ریاست معارف سمنگان از پنجاه سال بدینسو در یک حویلی چند اتاقه بنا شده از گل قرار دارد، . معدن ذغال سنگ دره یوسف سمنگان از بیست سال بدینسو از بی توجهی حریق و آسمان منطقه را همیشه تاریک  و امیخته با زهر و هوای نفس گیر ساخته است.
در صورت مشارکت اقوام و گروهای سیاسی در نظام نهاد های محلی قدرت و صلاحیت می یابند و بودیجه و تخصیص می داشته باشند و به امور محل دلسوزانه رسیدگی می نمایند .
اگر ولایت بدخشان بودیجه و صلاحیت میداشت پیش از بروز حوادس چاره می سنجید و با اگاهی جلو حادثه را میگرفت و تلفات جانی و مالی را به میان نمی اورد.
 بامیان یکی از شهر های باستان، بند امیر و شهر غلغله بنا های تاریخی کشور اند و تندیس های بودا که بدست خفاشان کور دل به توپ بسته شدند گواه به عظمت این شهر تاریخی است . و همین اکنون کس ورق این بنا های بزرک را زیر و رو نمی کند و ساکنان اصلی اطراف بودا هنوز هم در میان غارکوه ها بدون امکانات  زندگی دارند و دلیلش تمرکز قدرت بدست یک فرد است. 
با سرازیر شدن میلیارد ها دالر از کشور های بیرون به بخاطربازسازی، آموزش و توسعه تعلیم و تربیه در افغانستان هنوز هم اداره ی معارف ولایت سمنگان در یک حویلی چند اتاقه گلی حیات بسر میبرد، معدن ذغال سنگ دره یوسف که سرمایه ی ملی کشور است از بیست سال بدینسو از یک طرف میسوزد و از شهر ایبک الی مرکز دره یوسف در اثر خرابی راه هنوز هم اهالی با موتر های لاری ،تراکتور، خر، اسب و شتر رفت و آمد میکنند. به باور رهبران جبهه دلیل اصلی ادامه چنین فقر در افغانستان ساختار ناکارای سیاسی و اداری در کشور است.
 ابتکار  جبهه ملی است که ساختار نظام را تغییر بدهیم، یک نظام غیرمتمرکز را به وجود آوریم تا والی‌ها و ولسوال ‌ها به انتخاب مردم و بخاطر خدمت مردم و از طرف مردم انتخاب شوند. و آنها در عرصه ی کار و خدامات محیطی صاحب صلاحیت و اختیار باشند. 
نظام ریاستی اکثریت مردم ما را به فقر و غربت واه داشته است.به گفته ی آقای محقق! تغيير ساختار نظام رياستي به نظام پارلماني و صدارتی ، يك خواست مشروع،مردم پسند، کارا و قانوني است زیرا در برابر مردم با مسؤولیتهای خویش پاسخ گوی اند.
مردم ما تعلیم یافته شده و بلاغت سیاسی رسیده و به طرز شیوه یی تعبیض و خود سری سر سازگاری ندارند و میخواهند سرنوشت خود را بدست خود رقم بزنند.و از زیر بار چنگال ددمنشان نجات یابند.و باید دانست که زور مردم زور خداست. 
امان معاشر، خبرنگار آزاد
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب