20-06-2015

امان معاشر

قسمت سوم مصاحبه امان معاشربا جناب آصف آهنگ
20-06-2015

امان معاشر

قسمت سوم مصاحبه امان معاشربا جناب آصف آهنگ


(زبانهای ملی ورسمی کشور ما درعهد باستان)
 
آصف آهنگ دانشمند وطنپرست ، نمونه ُ از رادمردان است که آگاهانه واندیشمندانه با مرام جنبش مشروطه خواهان زیسته وچراغ آنها را روشن نگاه داشته  است . این مورخ دقیق و شخصيت نستوه تا به حال آثار متعدد تاریخی، سياسی و ادبی به رشته ُ تحرير درآورده است. تعدای از آثار پر بهای ايشان عبارت اند از: جهانبینی عارف ، تاریخ در ایديولوژیهای محتلف در چهار جلد، خاطرات زندان، کابل قدیم، چند سطری از تاریخ و چشم ديد من، جلادان قدیم زیاد اند ، پاسخ به اتهامات نبی عظيمی، پاسخ به کتاب جنبش هزاره ها واهل تشیع در افغانستان و ده ها اثر دیگر.
 سوال: استاد محترم کدام زبانها در عهد باستان، زبانهای رسمی ِ کشور ما بودند؟
جواب: پیش ازاینکه بسوال شما پاسخ بدهم ،باید بگويم، آفرين بر مردم و دانشمندان تاجيکستان که پس از حصول استقلال خویش کوشش نمودند تاريخ خود را دوباره زنده کنند. مجسمه رستم و فردوسی را در کشور شان بر افراشتند وجشن باربد را دوباره تجليل کردند. از یونسکو تقاضا نمودند که سالی را بنام پیامبر پیشن آریایی ها بگیرند. یونسکو سال 2003 را بنام زردشت پیامبر آریایی های فارسی زبان از تاجيکستان شناختند واز عموم دانشمندان کشور های جهان دعوت نمودند تا در کنفرانس بين المللی زردشت حصه بگيرند.
داکتر رکن الدین همایون فرخ، نويسنده ایرانی در اثر تحقیقاتی خویش بنام " هشت هزار سال شعر ایرانی " چنین تذکر ميدهد: " موضوع تعيین زمان ومکان پیدایش اوستا ویا بخش اصلی آن با مسُله زادگاه وتاریخ ظهور زردشت ومعتقدات وتصورات دینی قبایل آریایی زبان وما قبل آن پیوستگی نزدیک دارد .در موضوع پیدایش اوستا نظر های گوناگون اظهار میکنند. اخیرا ً این نظر که اثر مزبور در مشرق ایران وآسیای میانه وخراسان بزرگ پدید آمد ، بیش از پیش قوت گرفته وراسختر گشته است. در روایات پارسیان ظهور زردشت را سرزمین باکتریا وباختر (بلخ) می دانند وبیشتر اماکن مقدس زردشتیان را در نواحی مشرق ایران قرار میدهند. "
سوال: استاد آهنگ، به نظر شما دولت تاجکستان نباید افتخار هموطن بودن را با حضرت زردشت  میداشت؟
جواب: جای بسیار تعجب است، زيرا تاجيکستان، ازبيکستان و ترکمنستان، مناطقی میباشند که از جانب روسها در دوره ُ زمامداری مارشال استالین به اين اسامی موسوم گرديده اند؛ پس درست نيست زردشت را فقط مربوط به منطقه ای دانست که با اين اسم چندان قدامت تاريخی ِ ندارد و از فلات ايران باستان هيچ اسمی به ميان نياورد.  درد آور تر اينکه، یکنفر از اهالی بلخ یا از خراسان بزرگ و يا از فلات  ایران باستان لب به اعتراض نگشود که زردشت فرزند بلخ واز آريایی های سرزمین فلات ایران باستان می باشد نه از تاجيکستان امروزی نام نهاد روسها. معلوم می شود که هنوز هم محمد گل مهمند در سرزمين زردشت و گشتاسب حکمروايی دارد که کسی جراُت اعتراض را هنوز که هنوز است در مقابل دروغ بافی های تاريخی ندارد، يا اينکه ما از هويت خود بيخبريم!؟
 زردشت قبل از ابراهیم می زيسته و اولین انسان فرهیخته ای می باشد که بالای خدایان خط بطلان می کشد ومیگوید خداوند یکتا و یگانه است. صدای زردشت از بلخ بلند میشود.
دانشمندان قدامت زردشت را بر ابراهیم تذکر میدهند. سعدی هم در مورد شعری دارد که چنین است: 

شنیدم که یک هفته ابن السبیل
نیامدبه مهمان سرای خلیل
زفرخنده خویی نخوردی  پگاه
مگر بينوایی درآيد ز راه
برون رفت وهر جانبی بنگرید
به اطراف وادی نگه کرد ودید
به تنها یکی در بیابان چو بید
سرو مویش از گرد  پيری سپید
به دلداریش مرحبای بگفت
برسم کریمان صلايی بگفت
که ای چشمهای مرا مردمک
یکی مردمی کن به نان و نمک
نعم گفت وبر جست وبرداشت گام
که دانست خلقش علیه اسلام
رقيبان مهمانسرای خلیل
به عزت نشاندند پیر ذلیل
بفرمود وترتیب کردند خوان
نشستند برهر طرف همگنان
چو بسم الله آغاز کردند جمع
نیامد زپیرش حدیثی به سمع
چنین گفتش ای پیری دیرینه روز
چو پیران نمی بینمت صدق وسوز
نه شرط است وقتیکه روزی خوری
که نام خداوند روزی بری
بگفتا نگیرم طریقی بدست
که نشنیدم از پیر آذر پرست
بدانست پیغمبر نیک فال
که گبر است پیر تبه بوده حال
بخواری براندش چو بیگانه دید
که منکر بود پیش پاکان پلید
سروش آمد از کردگار جلیل
به هیبت ملامت کنان کای خليل
منش داده صد سال روزی وجان
تو را نفرت آمد ازاو یک زمان
گرو میبرد پیش آتش سجود
تو واپس چراميبری دست جود
گره بر سر بند احسان مزن
که این زرق وشید است و آن مکر وفن

 

سوال: آهنگ صاحب، تاریخ زردشت را شما ازکدام وقت میدانید و آنها بکدام زبان حرف میزدند؟
جواب: نظر به تحقیقات دانشمندان امروزی، قسمی که تذکر دادم، زردشت قبل از ابراهیم ميزيست. گاتها از زردشت میباشد. لذا زبان ساکنان آریایی فرق زیادی با هم نداشته و اینکه امروز از هم دور افتاده اند عوامل بسیار زیاد دارد که مربوط زبانشناسان میباشد. اما شباهت زبانهای آريايی را می توان در کلماتی مانند پدر، مادر، برادر، خواهر و غيره مشاهده کرد. آریایی های غرب مثل انگلیسها که برادر، مادر، فادر میگویند؛ پشتونها پلار، مور، خور، ورور می گويند. اينها نشان میدهند که زبانهای آریایی از يک ريشه می باشند. البته اقوام درانی مانند اقوام مغول که در جوار آریایی ها زيسته اند، به مرور زمان زبانشان به فارسی يا پشتو تغيير کرده است. درین مورد زبانشناسان و مورخین هند اسناد معتبری در دسترس قرار داده اند. بطور مثال جواهر لعل نهرو در اثر دو جلدی خویش بنام " کشف هند " توضیحات ِ مفصل داده است.
زمانی يک مورخ و محقق هندی در تالار ليسه ُ حبيبيه کنفرانسی اجرا کرد؛ پروفيسور علی محمد زهما ترجمانی کنفرانس را به عهده داشت؛ در اين کنفرانس، مورخ هندی، سرزمین های قندهار تا کابل را، با اسناد تاريخی، جزو نیم قاره هند قلمداد کرد. 
اروپاييان پس از وارد شدن در سرزمين هند، برای منفعت خود، ناحق اصطلاح " هندواروپايی " را بکار بردند، درحالیکه هخامنشی ها دروازه یونان را دق الباب کردند، مصر را فتح نمودند و یهود را از چنگ بخت نصر نجات دادند که تورات به وضاحت از اين رويداد ها یاد کرده است. محققین غربی بخاطر لقمه چرب خویش وبه خاطر هم نژادی خویش هند واروپایی وزبانهای هند واروپایی را شعار دادند.
سوال: چرا در زبان فارسی دری کلمات عربی دیده میشود؟ 
جواب: عربها در دوره خلافت خلیفه دوم قسمت بزرگ فلات ایران را تصرف وقسمت دیگر آنرا در عهد خلیفه سوم اشغال کردند . اکثر مردم از دست ظلم وستم حاکمان خويش به اسلام رو آوردند. شعار های که از جانب عمال اسلامی خاصتا ً از جانب اصحاب پیامبراسلام داده میشد، مورد قبول مردم واقع شده و اسلام می آوردند. کسانیکه اسلام را نمی پذيرفتند بايد جزیه میدادند، بنابرآن تعداد کثيری از زردشتيان به هند فرار نمودند.
آنانیکه مسلمان می شدند میبایست که فرایض اسلامی را انجام می دادند. این فرایض بزبان عربی بود، بنا ً کلمات ِ مانند نماز، روزه، حج، عید، برات،وضو و صد ها کلمه ُ ديگر داخل زبان فارسی گردید.
به مرور زمان همان کلمات عربی را که به عقیده ُ  دانشمندان دارای موسیقی مناسب بودند، الف ولام آنرا برداشته مفرس کردند و مورد استفاده قرار دادند. امروز میتوان گفت که شصت فیصد زبان فارسی دری، عربی ِ مفرس میباشد. ناگفته نبايد گذاشت که اين کلمات به پسند دانشمندان فارسی زبان داخل زبان گرديده اند و نه به زور وجبر.
همچنان از زبانهای ديگر مانند انگلیسی، ترکی، روسی وحتی اردو  نيز کلمات ِ مانند، خان، آقا، بلديه، چاينک، بايسکل وغیره داخل زبان فارسی گرديده اند.
سوال: استاد آهنگ، چرا اختلافات نظر بالای زبان فارسی دری  بوجود آمده است؟
جواب: اين بحث بی اساس و غير علمی توسط يک عده اشخاص غير وارد در زبان، برتری طلب و تفرقه انداز دامن زده شده است؛ امروز هم متا ُسفانه توسط دولت افغانستان با کمال بی حيايی و بی مسوليتی در مقابل زبان و فارسی زبانان دامن زده می شود. در حاليکه هر طفل دبستانی می داند که هيچ فرقی ميان فارسی، فارسی دری و دری وجود ندارد. آيا وقتی شما که باشنده ُ افغانستانيد شعر رودکی يا حافظ را می خوانيد، حس می کنيد که با يک زبان ديگری مواجه هستيد؟ آيا ما فرهنگ عميد، داکتر معين و دهخدا را برای زبان خود استفاده نمی کنيم؟ آيا ما برای خواندن آنهمه کتاب  که از ايران وارد می شد، رفتيم و زبان ديگری را آموختيم؟ پس به روشنی می بينيم که يکعده آدم های نفهم فقط به ريش خود می خندند و بس. يگانه تفاوت در لهجه ها و بعضی اصطلاحات محلی وجود دارد که اين خصوصيت در تمام زبانها موجود است. 
اگر از دروغ بافی و جعل کردن تاريخ بگذرند، تاریخ کشور ما بسیار روشن است. در صفحه 39 تمدن ایران، اثر چند تن از خاورشناسان، ترجمه داکتر عيسی بهنام چنین آمده است:
" رضا شاه موسس سلسله ُ پهلوی که بگذشته ُ پر افتخار ایران توجه بسیار داشت، کمی پس از رسیدن به سلطنت تصمیم گرفت که کشور اوکه تا آنزمان به زبانهای خارجی ( پرس ) نامیده میشد، ( ایران )خوانده شود "
لذا اين رضا شاه بود که به جهانیان نامه فرستاد تا به جای فارس بعد ازین ایران استعمال شود. يعنی نام تاريخی ِ تمام فلات را بروی يک ايالت فارس گذاشت.
سوال: استاد محترم، قسمیکه شما فرمودید، افتخارات آریایی ها را شهنشاه ایران با دادن تغییر نام مربوط به خطه ُ خود ساخت . آيا دانشمندان ودولتمردان افغانستان در رابطه کدام  اعتراضی نکردند که ایران نام مشترک تاریخی ما است و مربوط به تمام فلات است؟
جواب: وقتیکه نامه ُ رضا شاه به دولت افغانستان رسید، میر غلام محمد غبار و اعظمی به نمایندگی از مردم افغانستان خاصتا ً روشنفکران، به وزارت خارجه رفتند و اعتراض خود را به سردار محمد نعیم خان وزیر خارجه سپردند. در آن اعتراض نامه آمده بود که ایران نام مشترک تاریخی همه ُ ما میباشد و رضا شاه حق ندارد نام (ایران) را بالای کشور خویش بگذارد. اما سردار محمد نعیم خان به اعتراض ِ بجای ِ  آنها اعتنا نکرد و بر خلاف به تمام ادارات مکتوب متحد المال صادر کرد که منبعد بجای فارس (ایران) نوشته شود. این موضوع را مرحوم داکتر جاوید از زبان مرحوم استاد عبدالحی حبیبی در مجله خراسان نشر نمود.
پان ایرانیست های ایران اعلامیه ُ پخش کردند و نوشته بودند که می خواهند همه کشور های مستقل فلات ایران را دوباره جز ایران نمایند، به اين معنی که تمام فلات جز ايران امروزی بوده و دوباره بايد به ايران (فارس) ملحق گردند. میر غلام محمد غبار در جریده ُ وطن به پاسخ آنها نوشت که از جمله کشور های مستقل فلات ایران یک کشور آن افغنستان است که هفت ولایت دارد؛ یک ولایت آن هرات میباشد که سیزده بار با شما (فارس) داخل جنگ بوده وهفت مرتبه شما را شکست داده است . 
سوال: استاد محترم، چرا و روی کدام دلیل  سردار محمد نعیم خان به اعتراض دانشمندان کشور ما توجه نکرد و به حفظ افتخارات تاریخی ملت ما اهمیت نداد؟
جواب: این قصه سر دراز دارد و به یک دو صفحه نمیتوان آنرا تذکر داد. سردار محمد نعیم خان نظر به تيوری ِ برتری طلبی که از آن در مقابل ديگر اقوام استفاده می کرد، دانسته و عمدا ً میخواست افتخارات دیرینه ُ کشور ما را بکلی از بین ببرد. وقتی به تاريخ نظر مکنيم، می بينيم که اکثر شاهان و امپراطوران اين سرزمين از شرق فلات ایران بوده و نه از غرب آن. زبان فارسی دری زبان همه باشندگان فلات ایران میباشد. فرزندان اصیل آریایی يعنی صفاری ها و سامانی ها که از شرق فلات ایران برخاسته بودند، بر تمام اقوام آریایی فلات حکومت می کردند. اينها با نبشته ُ گاتهای زردشت و اوستا، فارسی پهلوی اشکانی وساسانی و لغات اسلامی عربی که شامل زبان مردم فلات شده بود با هم یکجا نموده و زبان فارسی دری را به وجود آوردند.
سوال: محترم آهنگ صاحب، در کدام دوره زبان فارسی دری بيشتر گسترش یافت؟
جواب: پس از دوره صفاری ها يعنی در دوره سامانی ها زبان فارسی دری در سرتاسر فلات ایران گسترش یافت.
پس از سقوط دولت فارسی زبانان سامانی وبوجود آمدن دولت غزنویان که ترک نژاد بودند زبان فارسی دری در فلات ایران بیشتر اوج گرفت وشاهکار های بوجود آورد. دوره غزنویان، بویژه دوران سلطان محمود را بايد اوج عظمت فارسی دری دانست.
پس از دوره غزنويان و رویکار آمدن سلجوقیان، ترکها زبان فارسی را بجای زبان خود تا روم شرقی وبلغاریا بردند .
زبان فارسی دری بحیث زبان دوم اسلامی از هند تا یونان رايج بود. پس از سلجوقیان وخوارزمشاهیان وپس از اولاده چنگیزخان و امیر تیمور بار دیگر زبان فارسی دری در هرات رونق يافت واز آنجا دوباره به هند رسيد و زبان رسمی نیم قاره هند گردید. در همين زمان بود که سبک هندی در شعر فارسی به وجود آمد و ديری نگذشت که به اوج رسيد.
حتی پس از قتل نادر افشار و فروپاشی فلات ايران، زبان فارسی دری، زبان رسمی ایران، افغاستان، هند، ماورالنهر وترکیه بود.
در کتاب فرهنگ جهانگيری، پس از چند گویش فارسی آمده است که: " پارسی زبانی را گویند که در بلاد پارس که دارالملک آن استخر است، مردمان بدان سخن کنند  واستخر اول شهریست که کیومرث بنا کرده ودر عهد پیشدادیان به غايت آبادانی رسیده است. و در باره زبان دری آمده: گروهی دری را به فصیح تعبیر نموده اند وگفته اند هر لغتی که در آن نقصان نبود دری باشد مثلآ از اشکم وشکم ، برو ورو،بگو وگو.
اشکم و برو وبگو دری باشد و دیگر ها نه. بعضی گفته اند که دری لغتی باشد که سکان چند شهر بدان تنطق نمایند. وآن شهر های بلخ بامی، مرو شه جهان و بخارا بود ودر کتابی دیده ام که دری لغت مردم بدخشان است وفرقه آورده اند، که زبانی راکه مردمان درگاه بدان متکلم شده اند دری نامند، وقایل حدیث ( انا افصح العرب علیه الصلوات والسلام)  فرموده که لسان اهل جنت عربی و فارسی دری و بنظرآمده که ملایکه آسمان چهارم بزبان دری تکلم میکنند واکثر ارباب علم وتحقیق برانند که بهشت بر آسمان چهارم واقع است وبدین تقریر می باید که زبان اهل بهشت دری باشد. "  اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته های پهلوی، صفحه 20، داکتر رحیم عفيفی.
سوال: محترم اهنگ صاحب، درانی ها را میگویند که سلیمانی هستند؛ سلیما نی کدام قوم است؟ وهمنچنان راجع  به پشتون ها وزبان پشتو معلومات بدهید.
جواب: مرحوم داکتر جاوید در اثر خویش به نام " اوستا " با استناد به یک فرمان ویا لوحه سنگ که خود آنرا ملاحظه وخط آنرا مطالعه کرده است، سليمانی بودن پشتونها را نوشته است. چونکه کتاب " اوستا " را همين لحظه در دسترس ندارم معذورم داريد. اما زبان پشتو از زبانهای آریایی است. جواهر لعل نهرو با استناد به نوشته های مورخین هندی چنین مینویسد:
" زبانهای جدید هند که از زبانهای سانسيکریت منشعب شده اند از جمله زبانهای هند وآریایی می باشند عبارت اند از اردو، بنگالی، گجراتی، اوریا، اسامی، راجستانی، پنجابی، سندی، پشتو، کشمیری و زبانهای دراویدی عبارتند از تامیل، تلگو، کنارسی، مالا یا لام میباشدکه سرتاسر هند را در بر میگیرند. " (صفحه 283 ج ا کشف هند)
وبار دیگر در صفحه 284 تکرار میکند: " زبان پشتو که یکی از زبانهای هند وآریاییست واز سانسيکریت مشتق شده است ودر نواحی مرزی شمال غربی هند و افغانستان رواج دارد. این زبان پیش از سایر زبانهای دیگر هند زیر نفوذ زبان فارسی قرار گرفته است. "
بار دیگر نهرو در صفحه 395 ج ا اثر " کشف هند " مینویسد: " هجوم محمود غزنوی به هند مسلما ً هجوم خارجی ترکها بوده و نتیجه اش آن شد که ایالت پنجاب  برای مدتی از هند جدا ماند. افغانهای که در اواخر قرن دوازدهم به هند آمدند وضع دیگری پیدا کردند. اینها از نژاد هند وآریایی قسمتی از هند بوده و جز از هند بشمار میرفت. 
 زبان پشتو اصولآ از زبان سانسيکریت مشتق شده است . . .  به عبارت درست افغانها را باید به هندو ـ افغانها نامید. "
اینست نظر نهرو در باره اقوام پشتون وآنانیکه پشتون نیستند وزبانشان پشتو شده است. نهرو آنها را از اهالی هند دانسته و زبانشانرا هم از شاخه زبان سانسيکریت آریایی هند می شمارد وعلاوتا ً از قندهار تا کابل را جز نیم قاره هند میداند. طوریکه دیده میشود زمانیکه محمود غزنوی به هند حمله نمود پشتونها مانع عبور قشون محمود بودند.
در مورد درانی ها مراجعه بفرماييد به اثر مرحوم داکتر عبدالاحمد جاوید. همچنان در تواریخ پیش از جنگ جهانی اول اکثرا ً پشتونها خود را سلیمانی، گاه هم عرب خوانده اند ونوشته اند که پدر شان پسر خاله خالد ابن ولید بود و در جنگهای اسلام اشتراک میکرد، حضرت پیامبر اسلام او را پتان خطاب کردند . . .
همه اقوام در باره اسلاف خود ازین سخنان زیاد گفته اند ولی پس از آمدن مکتب ریاليسم، مورخین بیشتر کوشیده اند که حقایق را بنویسند. کشور ما هنوز هم در دام عقب گرایی وقبيله گرايی بند مانده است، هیچکس حاضر نمیشود که حقایق را بنویسد. اما در ولایت صوبه هند که علم ودانش در حال پیشرفت است، یکی از محققين به اسم قلندر مومند اثری نوشت و " پته خزانه " استاد عبدالحی حبیبی را باطل خواند.
سوال: استاد محترم، عبدالحی حبیبی اثری مشهور و تاریخی خود (پته خزانه) را نچندان قبل نوشته که او را دانشمندان ریالست باطل خوانده اند. آیا دولت وقت کدام مناسبت با مورخین نداشت که حقیقت مینوشتند؟ 
 جواب: دولت قبيله گرا هنگام احصايه گيری، غير پشتوزبانان را به حساب قوم درج کردند، مثلا ً می نوشتند که چند فيصد تاجيک، چند فيصد هزاره و غيره، اما اقوام پشتون و درانی را که کاملا ً از هم جدا می باشند، تحت نام زبان درج کردند. افتضاح احصايه گيری کوچی ها را قبلا ً تذکر داده ام. 
چون اعمال دولت بروی تبعيض بود، به اقوام دیگر حقی قایل نبودند، لذا تاريخ های جعلی سرکاری را به خورد مردم می دادند. دولت برعلاوه ُ که در فکر هويت تاريخی ما نبود قسمی که در مسُله ُ نام ايران، اعتراض مير غلام محمد غبار و عکس العمل محمد نعيم خان ديديم، بر خلاف، آنچه هم که مربوط به هويت و فرهنگ ما می شد، بيان کردن حقايق در موردش، از گناه های کبيره محسوب می گرديد که جای نويسنده ُ حقايق در زندان ها بود و وداع با زندگی. امروز باز هم میخواهند که همان اعمال ضد انسانی واسلامی خود را اجرا نمایند و اين را نمی انديشند که حقايق برملا می گردد و جهان نيز در تغيير و تحول است و هر کسی پنج روزی نوبت اوست. در امریکا که تا دیروز یک سیاه پوست حق نداشت در مقابل یک سفید پوست بنشیند، امروز يک سياه پوست از جانب اکثريت سفيد پوستان به حيث ریس جمهور انتخاب می گردد. این بايد درسی باشد برای برتری جویان که استپداد برای همیشه پایدار نمی ماند جز روسياهی آن در تاريخ. اگر همه برادروار وبروی یک هدف به خاطر وحدت ملی دست بدست هم بدهیم ودر مقابل وطنفروشان و برتری جویان به مبارزه برخيزيم، يقينا ً زودتر به هدف خواهيم رسيد.
 
امان معاشر خبر نگار آزاد
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب