21-06-2015

محمد عزیز عزیزی

غـــم مخـــور مادر مـن
21-06-2015

محمد عزیز عزیزی

غـــم مخـــور مادر مـن


دفاع از حضرت بی بی عایشۀ صدیقه (رض)
 
در حقیقت دفاع از قرآن و آبرو  وعزت رسول الله ( ص) می باشد
 
این منظومۀ برای دفاع ازحریم شخصیت  اُمُّ المومنین حضرت
بی بی عایشۀ صدیقه( رض) که درین اواخر از طرف اهل کفرو نفاق مورد هتاکی قرار گرفته بود نوشته شده است .
---------------------------------------------------------------
به حکم قرآن حضرت بی بی عایشه صدیقه(رض )
( مادر مومنین) بوده ومنکرآن ، منکر کلام الهی واز دین خارج است.
البته هر کسیکه  عفت وپاکی حضرت بی بی عایشۀ صدیقه را هم انکار کند  بر اساس آیات بَـّینات ذیل از دایرۀ اسلام خارج وکافر میشود. زیرا تهمت  به سیدنا عایشه در حقیقت توهین و تهمت به پیغمبر ( ص) بوده وبر خلاف آیات بینات وتکذیب  قرآن وکلام الهی است.
من درین بحث  تاریخی اسلام ، با استناد به  آیات قر آنی ایکه در سورۀ نور آمده است مطالبی را بشکل منظوم  تحریر کرده وخدمت  دین باوران  وخدا جویان تقدیم میدارم ، واز بارگاه خداوند می خواهم تا  این قطرۀ ناچیز را که برای دفاع ازحـــریم فـــــامیل  جنـــاب پیغمبر خدا ( ص ) نوشته شده است  ازین بندۀ عاجز به پذیرد. آمین
 درین مبحث مقدمتاً آیات قــرآن از سورۀ مبارکۀ  نور از شماره 10 الی  آیه 20  با ترجمۀ آن نقل  شده  است ، که همه  آنهـــا مبیّن  طرد ونفی ادعای منافقین  صــدر اسلام ومنافقین امروزی است  ، که به سید نا حضرت بی بی عایشۀ  صدیقه (رض  ) تهمت بـــد  زده بودند و یا میزننـــد. البته مطــا لب همه بشکل منظومـــه ارائه شـــده است .
آیـــات  چند قرآنی را از ســورۀ مبـــارکـــۀ نور ، که در مورد رفع تهمت از سیـــدنا حضرت بی بی عایشه صدیقه (رض) نازل شده است  مستقیما با  تر جمـــۀ آن نقل میکنم. تا مسلمانان بخوانند وقضاوت کنند .
 
Sura: An-Noor
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ 
۞ سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنْزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ [٢٤:١] 
[این] سوره ای است که آن را [از اُفق دانش خود] فرود آوردیم و [اجرای احکام و معارف آن را] لازم و واجب نمودیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم، تا متذکّر و هوشیار شوید. 

﴿١﴾

 

 

 

الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ [٢٤:٢] 
به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد می ازات آن دو نفر باشند.

﴿٢﴾

 

 

 

الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ ۚ وَحُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ [٢٤:٣] 
مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است. 

﴿٣﴾

 

 

 

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ [٢٤:٤] 
و کسانی که زنان عفیفه پاکدامن را به زنا متهم می کنند، سپس چهار شاهد نمی آورند، پس به آنان هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادتی را از آنان نپذیرید، و اینانند که در حقیقت فاسق اند. 

﴿٤﴾

 

 

 

إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ [٢٤:٥] 
مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و مفاسد خود را اصلاح نمایند که بدون تردید خدا [نسبت به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است. 

﴿٥﴾

 

 

 

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ [٢٤:٦] 
و کسانی که همسران خود را متهم به زنا می کنند و بر آنان شاهدانی جز خودشان نباشد، پس هر کدام از آن شوهران [برای اثبات اتهامش] باید چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، او [درباره همسرش] در این زمینه قطعاً راست می گوید،

﴿٦﴾

 

 

 

وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ [٢٤:٧] 
و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] لعنت خدا بر او باد اگر [در این اتهام بستن] دروغگو باشد؛ 

﴿٧﴾

 

 

 

وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ [٢٤:٨] 
و می ازات را از آن زنی که مورد اتهام قرار گرفته دفع می کند اینکه چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، آن مرد دروغگوست، 

﴿٨﴾

 

 

 

وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ [٢٤:٩] 
و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] خشم خدا بر او باد اگر [آن مرد در این اتهام بستن] راستگو باشد. 

﴿٩﴾

 

 

 

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ [٢٤:١٠] 
و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا بسیار توبه پذیر و حکیم است [به کیفرهای بسیار سختی دچار می شدید.] 

﴿١٠﴾

 

 

 

إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ ۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ ۖ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۚ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ۚ وَالَّذِي تَوَلَّىٰ كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ [٢٤:١١] 
به یقین کسانی که آن تهمت [بزرگ] را [درباره یکی از همسران پیامبر به میان] آوردند، گروهی [هم دست و هم فکر] از [میان] خود شما بودند، آن را برای خود شرّی مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر مردی از آنان کیفری به میزان گناهی است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمده آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابی بزرگ است. 

﴿١١﴾

 

 

 

لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُبِينٌ [٢٤:١٢] 
چرا هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نیک نبردند [که این تهمت کار اهل ایمان نیست] و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟! [که می خواهند در میان اهل ایمان فتنه و آشوب و بدبینی ایجاد کنند] 

﴿١٢﴾

 

 

 

لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ ۚ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ [٢٤:١٣]
چرا بر آن تهمت، چهار شاهد نیاوردند؟ و چون شاهدان را نیاوردند، پس خود آنان نزد خدا محکوم به دروغگویی اند؛ 

﴿١٣﴾

 

 

 

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ [٢٤:١٤] 
و اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، به یقین به خاطر آن تهمت بزرگی که در آن وارد شدید، عذابی بزرگ به شما می رسید. 

﴿١٤﴾

 

 

 

إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ [٢٤:١٥] 
چون [که آن تهمت بزرگ را] زبان به زبان از یکدیگر می گرفتید و با دهان هایتان چیزی می گفتید که هیچ معرفت و شناختی به آن نداشتید و آن را [عملی] ناچیز و سبک می پنداشتید و در حالی که نزد خدا بزرگ بود. 

﴿١٥﴾

 

 

 

وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَكَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ [٢٤:١٦] 
و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد [و هیچ جایز نیست] که به این تهمت بزرگ زبان بگشاییم، شگفتا! این بهتانی بزرگ است. 

﴿١٦﴾

 

 

 

يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ [٢٤:١٧] 
خدا شما را اندرز می دهد که اگر ایمان دارید، هرگز مانند آن را [در حقّ کسی] تکرار نکنید. 

﴿١٧﴾

 

 

 

وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ [٢٤:١٨]
و خدا آیات [خود] را برای شما بیان می کند، و خدا دانا و حکیم است. 

﴿١٨﴾

 

 

 

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ [٢٤:١٩] 
کسانی که دوست دارند کارهای بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ] در میان اهل ایمان شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا [آنان را] می شناسد و شما نمی شناسید. 

﴿١٩﴾

 

 

 

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ [٢٤:٢٠] 
و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا رؤوف و مهربان است [به کیفرهای بسیار سختی دچار می شدید.] 

﴿٢٠﴾

 

  ۞ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ۚ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [٢٤:٢١] 
ای مؤمنان! از گام های شیطان پیروی نکنید؛ و هر که از گام های شیطان پیروی کند [هلاک می شود] زیرا شیطان به کار بسیار زشت و عمل ناپسند فرمان می دهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدی از شما [از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاک نمی شد، ولی خدا هر که را بخواهد پاک می کند؛ و خدا شنوا و داناست. 

﴿٢١﴾

 

 

 

وَلَا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ [٢٤:٢٢] 
و از میان شما کسانی که دارندگان ثروت و گشایش مالی هستند، نباید سوگند یاد کنند که از انفاق مال به خویشاوندان و تهی دستان و مهاجرانِ در راه خدا دریغ ورزند، و باید [بدی آنان را که برای شما مؤمنان توانگر سبب خودداری از انفاق شده] عفو کنند و از می ازات درگذرند؛ آیا دوست نمی دارید خدا شما را بیامرزد؟ [اگر دوست دارید، پس شما هم دیگران را مورد عفو و گذشت قرار دهید]؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. 

﴿٢٢﴾

 

 

 

إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ [٢٤:٢٣]
بی تردید کسانی که زنان عفیفه پاکدامن باایمان را [که از شدت ایمان از بی عفتی و گناه بی خبرند] متهم به زنا کنند، در دنیا و آخرت لعنت می شوند، و برای آنان عذابی برزگ است. 

﴿٢٣﴾

 

 

 

يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ [٢٤:٢٤] 
[در] روزی که زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضد آنان به گناهانی که همواره انجام می دادند، شهادت دهند. 

﴿٢٤﴾

 

 

 

يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ [٢٤:٢٥] 
در آن روز خدا کیفر به حق آنان را به طور کامل می دهد، و خواهند دانست که خدا همان حقّ آشکار است. 

﴿٢٥﴾

 

 

 

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ۖ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ ۚ أُولَٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ ۖ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ [٢٤:٢٦] 
زنان پلید برای مردان پلید و مردان پلید برای زنان پلیدند، و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک اند، این پاکان از سخنان ناروایی که [تهمت زنندگان] درباره آنان می گویند، مبرّا و پاک هستند، برای آنان آمرزش و رزق نیکویی است.
 
 
مادرم غم مــخور بهـــردوران
 
کرده تصــدیق پاکی ات قــرآن
-------------------------------------------------------------------
بر تو گویم سخن ز، ِدین این بار
هـــم ز قــــرآن  وسنت ابـــرار
 
آنچـه قر آن بما دهــد  دستـــور
اعتقاد وعمل  درآن منظـــور
 
سنت پاک آن رســــــول ُهــــــد’ی
واجب است بهــر ما چو ُحکم خــدا
 
هست اجمـــاع  جمــلۀ یــاران
بهر مومن َاد ِلـّـَـــــه وبرهــان
 
رکن چهــارم قیاس واستقـــراء
جمله  هــر چهــا ر رُکن استفتاء
 
از ورای همین  چهــار ارکان
میشویــم راهــیاب  بر قــــرآن
 
بحث توحید  وجمــلۀ احکــــام
محکمات ومشابهـــات تمــــام
 
از قصص  همچنان دگرامثال
همـــه تفسیر آن شود بکمــــال
 
این چهار اصل را ضرورت دان
بهـــــر تفسیر دین بهــــر دوران
---+----+----+----+---+----+---+----+----
گر ترا اعــتقاد ودین باشـــد
بهر پیغــــمبرت یقین باشــــــد
 
هر عمــل کو پیامبر اجرا کرد
در حقیقت به حکم الله کــــرد
 
خاص، عصمت بُــوَد به پیغمبر
نه ز دیگر کسان به حــکم َبشـَر
 
ازدواج رســـول  چنین باشــد
آن به  دستور َربّ ، یقیــن باشد
 
همـــه ازواج پاک پیغمـــبر
مـادر مومـــنان دین بـــاور
-+--+--+--+--+--+--+--+--+-
عایشـــه ُدخت پاک صــــدیق است
زوجۀ آن رسول به  تحقیق است
 
عایشـــه  همســـر رســول کــریم
بهر حضـرت همیش یار و ندیم
 
ازدواجش  به حکـــم الله بود
مـــونس آن َحـِبیبِ ، الله بود
 
صورت وسیرت نکو بودش
بهر همسر، چه نیک ُخو بودش
 
علم وتقوی  ، فضیلت وُسـَخَنش
خلق وخوی وَکرِکترِ َحسَــَـنش
 
بر نبــــی ِ خــــــــداپسنــــد یـــده
قلب حضرت ، همیش گرویــده
 
زان سبب حضرت رسول ایشان
عفو خواستند زحضرت سبحــان
 
مـن عـــدالت به هـمــسران دارم
تا به آن حــد که در تــوان دارم
 
لیـــک ای ذات پاک بخــــشنده
مرحمت کن به قلب این بنـــده
 
آنچه از طاقــتــم بــُــَود بـــالا
تــو به بخشـــا که آن بود اولی
 
بر زبان رســــول پاک امــــین
بارهـا آمده چنـــین به یقـــــــین
 
ثلث دین ، زعایشه تــوان آموخت
شمــع دین وفقاهت او افــروخت
 
هم خطــیب وسخنور وفاضـــل
خادم ِ دین ِ حـق، به جان هم دل
 
خاِضعه ، خاِشعه به وقت ُسجــود
قــــلب ِ پاک ِ نبی از آن خشنود
 
از قضا   بــا جنــاب پیغمــبر
رفـــت  اندر جهـــاد با همسر
 
قرعۀ این سفر به عایشه  بُــود
همر هــی با رســـول پاک ودود
 
باز گشتنـــــد ز آن غــزا آنروز
بوده انـــد زین سفـرهمه پیروز
 
بعــد غـــزوه  همه چو بر گشتند
خاطرات ِ سفر  چو بنوشــــتند
 
در مسیر سفر  به  صوب دیار
عذر آمـــد  به عایشــــه  بسیار
 
بر غلامـــش چنین نمـــود  اظــهار:
    لحظه ئی مرکــبم  ،  توقـــف دار  
 
بهر رفع نیـــازومشـــکل خویش
ُ شـــد فرود از شتروَمحـِمل خویش
 
چون توقف نمود  هودج  آن
بهر رفـعِ قضا و حاجت آن
 
از قضـا چیزی از برش افتــاد
خواست درشب از آن کند او یاد
 
با تاسف زمان  گذشت  آن وقت
کاروان رفت وبعد  شــد نا وقت
 
کـــاروان زود تر رسیــد ازراه
عایشـــه  بـــود همچنان در راه
 
بعد تر عــایشه  وهمــراهــش
با غــلام ِ ،  نبی  درین راهش
 
به مدینـــه  شدنــد همه واصل
مقصد ِ شان تمام ، شد حــآ صــل
 
بـعد ازین حادثــه ، زمان بگذشت
اهل کفر ونفاق را گمـــان بگذشت
 
لب به طعنه گشوده اند چنـــان
برنبـــی خـــدا  وزوجــــۀ آن
 
بهــرعایشه سخت تهمت شـــد
بر پیامـبر چنـــان مذمت شـــد
 
کافــران ومنافقیــن شــادان
قلب پاک نـــبی از آن نالا ن
 
خاطر حضرتش نمــی آسود
می بر آمد زقلب عایشه ُدود
 
آنچنان زندگی به شد  دشوار
عایشه  زین سبب بشدبیمـــار
 
  همچنان حضرت رســول غمگــین
زان همـه تهمتی که بــود سنــــگین
 
حضرتش بارهــا چنین می گفت
غیــب را جــُز خــدا نداند گفت
 
عایشه زین سخن به گریان شد
قلب او  هم حزین  و نالان شد
 
بعـد پیغمبرش چنــین  فرمـود
منتظر باش به حکـم ذات ودود
 
عایشه بعد ازآن به ِاذن رســـول
رفت نزد پـــدر  کـه  آن مقبـــول
 
منتــظر ماند او، به حـــکم خـــــدا
گر چه  بــُوَدش همـــیش پاک وصفا
 
تازمانیکه وحــی نــازل شد
ادعـــای  نفـــاق بــا طل شـد
 
آیه های زیــاد سورۀ نـــور
بهر پاکی عایشه به ظهــور
 
ذات الله ز اِفک پرده دریــد
قول کفر ونفاق کس نخــرید
 
قلب  پاک نبی از آن شـــادان
بهــر  اهــل نفاق ،شد نقصـــان
 
مژ دگـــانی به عایشــه آن وقت
شد زآنحضرتش که ای خوشبخت !
 
کرد تصــدیق پاکی ات ُسبحــان
از همـــه تهمـت  وهمـــه ُبهـــتان
 
گرچه مـادر ازین سخن خشنود
لیک وقعی  به پیک  هم ننمــود
 
بعــد از آن حضرت رســول آمــد
نزد عــــایشــــه ، آن قبــــول آمـــد
 
گفت پیغــمبر، ای ُحمیرایـــم !
بگذار  مژده بر تـــو بگشـــایم
 
ذات الله به پاکی ات اقـــرار
کــــرده نازل آیت بسیـــار
 
حضرت  احمـــدش کنار گرفت
قلب هــر دوی شان قرار گرفت
 
 
سورۀ نور ، که نور حق باشـد
بر مسلمان همین سبق باشـــــد
 
عایشــه دور از گنــاه باشــــــد
طــاهره ، پاک و  با حیــا باشــد
 
 چهــرۀ هــرمنـــافق و بد خــواه
روی شان زین عمل بشــد سیاه
 
قلبـــهای پلیـــد کفر و نفــاق
پیروان رۀ  خــلاف وشقــــاق
 
داغ  وخــونین شــدند  آن دوران
بعد از این توطئه نمــــانـــد نشان
 
تهمت وافتـــراء بـــی بنیـــاد
روَنــقـَش زود رفت وهـم از یاد
-------+------+------+-----+-----+------+------+------
بعــد چهارده قرن  این دوران
چهره های  نفاق شــد به عیان
 
میتــوان ادعـــای  پوچ شنیـــد
از زبــان  کثیف  وزشت وپلید
 
بهر عایشــــه باز تهمــت شــد
از زبان کسیــکه  لعنت شـــــد
 
هست ملعون   کسیــکه تهمت زد
بر خـــــدا ونِبــّی ِ  رحمــت زد
 
مدعی ایکه  او کنـــد   بــُهـتان
منکراست  او اصـالت قــرآن
 
به بدی می بــُرد ز عــایشه نــام
به پیامبر دهــد همــان دشنــــام
 
هر کسیکه َسبّ آن رســول کند
در حقیقت ز دین عــــدول کند
 
گـــردن او رهــآ زدین باشــــد
اهــل کفــر ونفاق وکــین باشــد
 
همـــه آنــها که  بر نبی اعــدا
کافــرانند بــــه حکــم دین خدا
 
هر که  شک میکند به این قرآن
بیشک اورا  زاهــل قبله مدان
 
قبله اش بارگــاه شیــطان است
کعبه اش  غیر اهــل ایمان است
-----+-----+-----+------+------+------+------+-------
مادرم  غـــم ترا  مبــاد این َدم
زانکه قــــرآن بود اساس َحکـَـــم
 
هست قر آن کتاب فیصــل مــا
بهر هر مشکل است او حل مــا
 
پاکی ات را خــــدا گواهی داد
تاج عفت به سر، چو شاهی داد
 
تـــو انـــیس ِ حبیبِ ،َالله ئــی
از همـــه تهمتـــان مــبرائی
 
مادر ِ مومنان  بهـــر دوران
بوده ای تو، بحکــــم این قر آن
 
جمله امت که پیرو ِ دین است
مثل فرزند تو به تمــکین است
 
دشمنت دشمن رســـول  الله
دوستــت پیرو رســـــو ل الله
 
پس ترا باک نیست ای مادر
در کــلام خــدا  توئی اطهــر
 
کی مــُــلّوث شود ، پاکی بــحر
از لب ِ هــر سگی ویا هــــر خــر
 
خوش بزی در مکان  ِعــّـِلـــیِـِین
با َنبّـــی ِ خــدای صــدره نشــین
 
تا قیـــامت  زامـت احـــمـــد
بر تو  حرمت ُبـَود وهــم رحمت
 
بهــرعایشه  آن ســـلام ودرود
تا  مـــکان وزمان  بــُــوَد موجود
 
مـــادرم ای «عـــزیز» پیغــمبر !
گر کنـــم جـان فــدای  تــو بهتر
 
پایان
----------------------------------------------
02:10AM  ساعت :
روز سه شنبه دوازدهم َشـَّوال سال 1431 هجری قمری
برابر: 2010-09-21
مطابق به : 1389-06-30
hmaazizi@yahoo.co.uk

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب