08-08-2015

عبدالقدیر علم

ملت نیم جان ورهبران معیوب
08-08-2015

عبدالقدیر علم

ملت نیم جان ورهبران معیوب



ملت نیم جان ورهبران معیوب
 افغانستان دیگر ملت نه بلکه گروه ها وطوا ئف متفاوت ونا اشنا از یکدیگر اند ، ملتیکه  دارائی عقیده وایمان شان  متفاوت بوده و از رهگذر قومی ونژادی با هم در جنگ  وجدال اند، ملتیکه به زبان یکدیگر نمی فهمد وکلتور وفر هنگ دیگران برای شان تمدن بحساب میاید. ملتیکه نه منافع مشترک  ونه هم درد واحساس مشترک دارد. ملتیکه دیگر  اصلا ملت نیست، گروه ها ی پرا گنده ورنگ آمیزی شده به  رنگ  قومیت، زبان و اندیشه های متفاوت وگاه مزین به رنگ استخبارات جهان ومنطقه. این ملت دیگر از هم بیگانه است.  ملتی منتظر ووابسته به کمک دیگران .ملتیکه پرزه ما شین های تصادم منافع کشورهای بیگانه شده  وحرکت شان به سمت سوی منافع دیگران است . ملتیکه غیرتش خود کشی واز جهادش بوی کفر میاید، رنگ تاریخش خون  وسقف وپایه خانه تاریخش از گوشت واستخوان مردمش بنا یافتهواین مردم  باید نسبت به تاریخ وهویت وحتی ایمان خود تجدید نظر کنند با این اندیشه وعقیده دیگر نه در کنار بشریت قرار میگیرند ونه هم شامل تاریخ تمدن بشریت میگردند.تاریخ افغانستان نیز با دروغ وتهمت رنگ آمیزی شده فر جام جهاد ومقاومت وقهر مانی شان پیوسته با غارت ودزدی وچپاول وبی هدفی همراه بوده تا وقتیکه گذشته خودرا نقد وحال خودرا اصلاح نکنیم جز مرگ وویرانی  چیزی دیگری نصیب ما نمیشود.
 رهبران بد تر از ملت : رهبران این ملت کی ها اند؟ آنا نیکه بیشتر دزدی کرده اند وبیشتر از همه دروغ را گفته وفساد اند. اینها دانه های درشت حکومت های اند که افغانستان را در صدر لست مفسدین وقا چا قچیان جهان قرار داده لذا هست وبود ما همین هاست که در چند قصر کابل در اطراف ارگ نجمع کرده اند. یکجای چای وچلم میزنند وبر ریش ملت می خندند نه از دزدی وفساد خود می شر مند ونه هم دل شان به مردم میسوزد. همه کسانیکه زر اندوزی کرده اند رهبر اند کابل فعلا توسط ارباب الانواع که نامهای مختلف دولتی دارند اداره ورهبری میشود.  رهبران همین حکومت هیچکدام در کار نامه خود کمتر از یکصد ملیون دالر اختلاس ندارد .اینها مردم را هم لقمه خور آموخته کرده اند  ازین رهبران رشوت گرفته اند ورائی داده اند ملت را هم رشوت خور کرده اند. مردم افغانستان در طول تاریخ غالبا رهبران معیوب وکچلی داشته اند که جسما ویا روحا بیمار بوده اند.عدۀ ایکه هوشیار بوده بنام مزدور وظالم  معرفی شده اند . مردم افغانستان باید بدانند که در تشخیص شخصیت ها چه اشتباهات را مر تکب شده اند وقتی می بینند اشرف غنی  ریا کارانه در بین کار کنان تنظیفات شاروالی کابل  سطل اشغالی را در گردن انداخته ویا اینکه با پای کچل ولنگ از ویرانه های انفجار های مرگبار وهیبتناک شاه شهید وشفاخانه ها دیدن میکند وبا چند کلیمه ادای مسئولیت مینماید ویا بدنه اش مصروف شیک پوشی وزر اندوزی اند واندکترین ابتکار در وجود شان دیده نمیشو تا ازین حوادث به سود ملت استفاده کنند.مردم به پاک کاری اشرف غنی نیاز ندارند. اگر رهبری در کار های فز یکی میبود شخصیت های سالم، تنو مند وجسیم دیگری وجود داشت تا مردم انتخاب میکردند.  مردم به فکر اندیشه وبر نامه نیاز دارند.مردم افغانستان با تر فند های استخباراتی جهان که نام این کچل را در لست متفکرین جهان نوشته بودند فر یب خوردند که گویا درین کله چیزی هست و شاید طرح وبر نامه برای سازندگی وبالندگی کشور داشته باشد اما حالا میدانند که دیگر حرف ها ولفاظی ها به پایان رسیده وخود عالی جناب به میدان میرود تا نشان دهد که یک رهبر عملی وبه اصطلاح فر هنگ زده ها کاریز ما تیک است.
 عکس العمل سازنده در برابر حوادث: ما باید از حوادث به نفع خود استفاده کنیم ودر بربر تحولات ودیگر گونیها دست بسته وبی احساس نباشیم سکوت ویخ زدگی  شهروندان کابل ومردم افغانستان بعد از انفجار های وحشتناک  ومرگبارشاه شهید ، ا کا دمی پولیس و قصبه نشان داد که  ملت افغانستان دیگر زنده نیست این ملت قدرت استفاده از فرصت هارا ندارد ، زنده نیست بخاطر اینکه  زنده احساس دارد ، درد دارد، تکان میخورد. زنده با دیدن درد ورنج دیگران به خود می پیچد وبحرکت می افتد ، انسانهای زنده عاطفه و.احساس مشترک  داشته بخاطر نجات از ظلم دست به مبارزه میزند .مگر میشود انسانهای زنده وبا احساس با مشاهده ولمس این تراژیدی بزرگ به جاده ها نریزند وفریاد نکشند؟ مگرممکن است این هجوم وحشتناک باعث قیام وشورش منطقی مردم در برابر ظلم وتجاوز نگردد؟ بعد از حوادث درد ناک  شاه شهید واکاد می پولیس امروز باید در کابل روز نمایش قدرت ملت میبود. امروز باید مردم افغانستان بطور عام وکا بل نشینان بطور خاص به جاده ها می ریختند  وحکومت وترورستان را یکجا  چلنج میدادند. اما متا سفانه همیشه دست این ملت نیمه جان دراز ودهان شان کج است که مارا زدند وکشتند.آخر کی را کشتند؟ اگر شما ملتی باشید که در برابر ظلم وستم همچنان یخ زده وجامدید شما وقت مرده اید. ملت ظلم پذیر راهی برای نجات ندارد. ملت ظلم ستیز وبیدار قیام میکند بجای اینکه مظلو مانه جان دهد حین مبارزه کشته  میشود و با زدن مشت بر دهان غا صبین بی کفایت وبی درایت قدرت وقا تلین ملت می ایستد وقر بانی میدهد.من را عقیده بر این است که در افغانستان ملتی ودر کابل شهر وندی بیداردل وبا احسا س وجود ندارد والا خواب امروز شما کمتر از مرگ  طولانی نیست.همین ملت مرده ورهبران معیوب وکچل وبازی مرگبار استخبارات.
 راه بیرون رفت ازین بحران: تمام مشکلات ما زاده اختلافات تاریخی افغانستان وپاکستان است نه طالبی وجود  دارد ونه مجاهدی مخالف افغانستان. مردم افغانستان باید  تاریخ اختلافات پاکستان وافغانستان را ریشه یابی وراه حل درستی در راستای منافع ملی خویش جستجو کنند.  تمام گروه های جنگجو ، انفجار وانتحار وویرانی ها مال پاکستان است ومردم باید از خود سوال کنند که چرا حکومت های افغانستان حین حضور جامعه جهانی در یکی از نهاد های قانونی وبین المللی علیه پاکستان شکایت نمیکند ویا  طور اشکارا مشکل را با ملت شریک نمیسازند.مردم باید بدانند که شعار ها واد عا های رهبران شان علیه پاکستان دروغ است. بار دیگر تکرار میکنم که پاکستان از روز تا سیس تا حال با افغانستان مشکل دارد که جانب ملامت هم افغانستان است . باور ندارید تاریخ تولد پاکستان وعکس العمل افغانستان را باز نگری کنید.پاکستان ادعا دارد که افغانستان تا هنوز ثلث خاک افغانستان را مال خود میداند ودر خاک ما مداخله میکند لذا افغانستان را تا زمانی آزار میدهد که در یک مجلس ملی وبین المللی از انکار خط دیورند خود داری کنند ومشکل عمده بین افغانستان وپاکستان همین است تا این موضوع حل نشود زدن افغانستان ادامه دارد .ما بخاطر داشتن رهبران معیوب ومزاجی هیچ حامی در جهان نداریم اقلا حامیکه نسبت به پاکستان جانب مارا بگیرد لذا اول این مشکل حل شود وبعد ملت مشترک ساخته شود.
ثا نیا همبستگی بدون تبعیض وتعصب  مردم خصوصا جوانان میتواند افغانستان را ازین بحران بیرون کند رهبران دهه های قبل  به دروغگو ئی واخاذی عادت کرده اند نه درد ملی دارند ونه هم احساس ملی اینها همیشه زیر نامها وعناوین فریبنده جوانان را تحمیق و در خدمت بیگانه ها قرارمیدهند تا مزد بگیرند لذا توصیه من به جوانان این است که هوشیار، با تحلیل وبا ابتکار باشند واز هر حادثه به نفع خود وکشور خود استفاده کنند .مثلا بدانند چرا درین شب وروز این انفجارات ویرانگر رخداد.؟. شما میدانید بعد از اعلان مرگ ملا عمر مورال نیرو های امنیتی بلند رفته بود واز طالبان ضعیف شده بود ولی استخبارات پاکستان بخاطر کو بیدن رو حیه نیرو های امنیتی وبلند بردن روحیه مخالفین این پلان را عملی ساخت.حالا نوبت حکومت ومردم  است تا از پیامد این انفجار های ویران گر با راه اندازی مظا هرات منظم وساز مان یافته مردم را علیه عا ملین این انفجار ها ومخالفین تحریک وهمبستگی خودرا افزایش دهند واین انفجارات باید با عث همبستگی بیشتر مردم گردد...درین صورت  مردم با انگیزه بیشتر مردم در مقابل مخالفین قرار میگیرند وهمینجاست که نقطه سقوط وشکست مخالفین آغاز میگردد.مظاهرات با ید طور ساز ماندهی شود که مردم لذت ببرند نه اینکه راه ها مسدود ودکانها وموتر ها آتش زده شود این کار ها همسوی با مخالفین است.نباید حق خودرا به قیمت تلف شدن حق دیگران جستجو کرد.مظاهره یعنی حرکت منظم ،نمایش مدیریت ، قدرت وکفایت  رهبران .هر مظااهرۀ که با خرابی وویرانی ویا مسدودیت راه ها  وبی نظمی همراه باشد با عث خشم وتنفر مردم میگردد.یا هو
 
 

نظرات شما

راهی
سلام به شما محترم آقای علم واقیعت را گفتین واقیعت دارد همیشه خوش باشید فضل احمد

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب