01-10-2015

گل رحمان فراز

رُخنامه ام را هَك كردند!
01-10-2015

گل رحمان فراز

رُخنامه ام را هَك كردند!


پ.ن: درخت را هر قدر که شاخ و برگ اش قطع کنی، شگوفا تر خواهی شد!

براي اينكه موضوعات ذيل را آزادانه انعكاس دادم؛

١. تولدِ من، مژده برأى ائتلاف مردم افغانستان: خلص نامه زندگی ام را در این بخش به نوشته و مرور قرار داده بودم و خواستم دوستان فضای مجازی ام را از حال و احوال زندگی شخصی ام (از تولد گرفته تا حال) با خبر سازم.
٢. تفاوت من، با وُكلاي غور در پارلمان!: در این مطلب خواستم متن طنزگونه را پیشکش دوستانم کنم و از همان خاطر خودم را همراه با کلیه وکلای غور در پارلمان به مقایسه گرفتم و به موارد که کاستی توجه وکلا بارز بود و بر آن نقطه عطف نمی کردند، اشاره کردم.
٣. من و غني، سوار در يك كشتي!: در این پست، شباهت دوره تحصیلی ام را بر فعالیت های کاری داکتر محمد اشرف غنی به مقایسه گرفتم و معمولا بعد کنایوی و انتقادی بخاطر بهبود داشت.
٤. ترازوي سنجشِ كاركردِ نمايندگانِ غور!: در این مطلب، فعالیت های انجام یافته کلیه وکلای ولایت غور را با فعالیت های سناتور محمد داود غفاری - سناتور منتخب غور به مقایسه گرفته بودم.
٥. انتخابات زده هاي كه غور را تباه كردند: در این مطلب، چهار تن از متنفذین غور هر یک؛ مولوی دین محمد اعظیمی، احمد سعیدی، الحاج کمالدین مودودی، جنرال احمد رحیمی را با فعالیت های انجام یافته شان در سال های گذشته که نمایندگی از مردم غور می کردند تحت بررسی قرار داده بودم.
٦. همت والا در اجراي حكم شرعي: در این جا از محترم قاضی اعطا محمد فاروقی بخاطر همت ولا اش در اجرای حکم شرعی که دو تن (یک زن و یک مرد) را با داشتن روابط نا مشروع صد شلاق شرعی زده بود تمجید کرده بودم و ایشان را یگانه کسی دانستم که حکم خدا را بر روی زمین پیاده می کند.
٧. دُره زن ديروز، رشوت خورِ امروز: در این مطلب، بر خلاف مطلب شماره (6) نوشته شده بود و همان شخص که در شماره شش حکم خدا را بر روی زمین پیاده می کرد به این شماره متهم به گرفتن رشوت شد.
٨. شباهت كرزي با زنان كينه توز: این مطلب زمانی بر ذهنم خطور کرد که حامد کرزی - رئیس جمهور اسبق کشور در برنامه سیاه و سفید تلویزیون طلوع سراسر بر ضد آمریکا سخن راند و من به این فکر شدم که چرا این سخنان و این راز ها را قبل از این افشا نمی کرد و آیا در دوازده سال ماموریت اش آن قدر توان پیدا نکرد تا آمریکا را بشناسد؟!
٩. ديپلوم دارم، كار ندارم: این مطلب انعکاس درد بود از کلیه محصلین فارغ التحصيل از دانشگاه های عالی اما بی وظیفه و خواستم داد بزنم بر سر حکومت وحدت ملی تا به این معضل راه حل پیدا گردد.
١٠. صادقت از كرزي، خيانت از سلطان زوي و نظارت از ع و غ: در اوایل شکل گیری حکومت وحدت ملی، غنی و عبدالله یگانه تشویش دخالت بر حکومتداری وحدت ملی را از ناحیه حامد کرزی می دانستند و اتفاقا سلطان زوی را شخص صادق خطاب می کردند اما دیدیم که در واقعیت کرزی صادق بر آمد و سلطان زوی خائن اما ع و غ در این امور ناظر امورات بودند.
١١. كمونيستهاي صادق اما بي دين
مجاهدينِ مُفسد اما دين دار: در اینجا، مطلب تحلیلی از گذشته تاریخی مجاهدین و کمونیست ها در افغانستان با رجوع به مقالات تاریخی و قصه های اشخاص مسن از کارکرد، فعالیت و ماموریت هر دو تیم، نوشته و آماده شده بود.
١٢. دانشگاهيانًِ بلند پرواز: هستند دانش آموختگان که دانشگاه ها را خلاص کردند اما غرور دانش که بالای آنها حاکمیت می کند، ایشان را مانع به این می سازد تا به وظایف ماموریت بست های پائین سر خم نکنند و از همان خاطر توصیه های آینده سازی را برای آنعده دانش آموختگان داشتم.
١٣. فشردهِ موضوعاتًِ نشستِ جوانان: در این مطلب، حدود 80 (هشتاد) تن از جوانان با احساس گرد هم آمده بودند و مخالفت شان را از تک رانی بعضی ارگان ها در سطح ولایت غور اعلان داشتند و خاطر نشان ساختند اینکه نباید یک تیم، سرنوشت همه ملت غور را تعیین نماید. 
١٤. هفت خانِ با دستارخوان اما بي رد و نشان: این هفت خان عبارتند از؛ غنی، عبدالله، احمد ضیا، دوستم، محمد خان، محقق و دانش که معاش ها و دستار خوانی های فراوانی را دریافت می کنند اما از فعالیت شان خبری نیست.
١٥. تشكيلات حكومت (معدني) مدني: اینجا فعالیت های دفتر جامعه مدنی ولایت غور را بصورت طنز به تشکیل گرفته بودم.
١٦. رحمتي فرشته است!: این گفته ی بود که نماینده شورای علما و رئیس شورای ولایتی، سید انور رحمتی - والی اسبق و در همان وقت والی بر حال غور را فرشته خطاب نمودند در حالیکه در پشت پرده بعضی ها را در برکناری رحمتی تحریک می کردند و من تنها خواستم آنها را افشا کنم.
١٧. سرگين غلطان هاي مدني: این هم بخاطر نوشته شده بود که بعضی از فعالین مدنی از کاه همیشه کوه می ساختند.
١٨. اسلام را از لوف يوزن نبايد ديد!: بعضی ها اسلام را به حدی کوچک و سختگیر می پندارند که انگار هیچ بنده ی توانایی سیر انجام موارد اسلامی را نداشته باشد و من خواستم بر این مورد مو شکافی کنم.
١٩. هر طالب پشتون است اما هر پشتون طالب نيست: همگان خطاب می کنند اینکه کلیه پشتون ها طالب اند اما من مخالف این موضوع برای اینکه ضربالمثل را داریم که روایت می کند "هر گردو گرد است اما هر گرد گردو نیست!"
٢٠. دستاسِ تورن اسماعيل زيرِ آسيابِ غني: این وقتی پست شده بود که برای تورن محمد اسماعیل خان بخاطریکه از طرف غنی کدام سهمی مشخصی در نظر گرفته نشده بود و در همان وقت اسماعیل خان توده ی از مجاهدین را در هرات جمع آوری نموده بود و هیولای شورش بر ضد حکومت وحدت ملی را برای همگان رسانه یی ساخت.
٢١. دور انديشي اعلمِ دور از ديار: الحاج عبدالقادر اعلم - مؤسس سایت خبری انترنتی جام غور یگانه شخصیت غوری تبار است که در رشد و جمع آوری افکار والا و شناخت اهل قلم های غور می کوشد و من لازم به تمجید شناختم اش.
٢٢. نيكوداشتِ رهبري خردمندانه: این مطلب به خاطر رهبری موفق و مدیریت خردمندانه ی دو سال و شش ماه سید انور رحمتی - والی اسبق ولایت غور نوشته شده بود. 
٢٣. سپاسنامه از تقديرنامه: این متن را بخاطر نوشته بودم که مورد تقدیر دفتر رئیس مشرانو جرگه محترم فضل هادی مسلمیار قرار گرفته بودم.
٢٤. مؤسسين مرگِ تدريجي هزاره ها: در این مطلب سه شخصیت و رهبر هزاره تبار را هر یک؛ محمد محقق، کریم خلیلی و سرور دانش تحت انتقاد قرار داده بود.
٢٥. مقايسة شخصيت هاي نظامي كشور: سه شخصیت نظامی هر یک؛ جنرال ظاهر ظاهر، جنرال مراد علی مراد و جنرال عبدالرزاق را تحت مقایسه قرار داده بودم که خوشبختانه رضایت مندی همه مردم نسبت به هر سه شان مناسب بود.
٢٦. كه زبان ز درد گشودم كه او گوش دل فرا داد: در این بخش ملاقات داشتم با محمد یونس قانونی و کلیه مشکلات ولایت غور را برای ایشان بازگو کردم و ایشان وعده سپردند تا همان مشکلات را به گوش دولت مردان برسانند.
٢٧. براي جوانان، هم فكري و هم پذيري شرط است: در این بخش، من و دو دوست صمیمی ام هر یک نجیب الله امینی و لعل میر دانشور دیداری داشتیم با محترم محمد صادق یوسفی و در همان دیدار دیدگاه یوسفی صاحب را در رابطه به آینده نسل جوان گرفتیم.
٢٨. دموكراسي برهنه سازي اندام: بد بختانه در افغانستان، سوه بر داشت از کاربرد واژه ی دموکراسی قرار می گیرد و به عوض اینکه دموکراسی را حکومت مردم بر مردم بدانند، آنرا آزادی برهنه سازی اندام می خوانند و این مطلب را من در این پست واضح ساختم.
٢٩. زمانِ استاد هم شاگرد بود: استاد ها سراسر می کوشند تا استاد محور باشند و در این استاد محوری روش دیکتاتوری را بخود اختیار کنند و در این متن من خواستم به استاد گوشزد نمایم تا روش را مرور نمایند که در دوره ی تحصیلات شان از استادان شان یاد گرفته اند اندو از نکات منفی بپرهيزند. 
٣٠. يادي از بي نوايان: در اینجا، من و دوست عزیزم، نثار احمد کوهین، دیدار داشتم در ماه مبارک رمضان از اطفال پرورشگاه مستوره غوری و به ایشان توصیه کردیم تا دروس شان را با تلاش و شوق فرا گیرند.
٣١. چرا بر ولايتِ بانو جوينده مخالفم: در این بخش، حدود 10 (ده) ماده ی استدلالی را مبنی بر عدم حضور بانو جوینده منحیث والی غور پیشکش کردم و یک پیش نگری و بیرون دادی را نسبت بر ولایت آینده ی بانو جوینده در غور داشته ام.
٣٢. مي سوزانم ات: اینجا، کنایه وار در تفنگ گلایه داشتم و وی را عامل اصلی ویران سازی کشورم دانستم و به کیفر مجازات سوزاندن بین شعله های آتشین دانستم اش. 
٣٣. مباركباد! اندرباب اندرابي: خواستم بخاطر روحیه دهی جوانمردانه نیروهای ملی امنیتی کشورم از ترفیع رتبه محترم محمود اندرابي - قوماندان نظم عامه غور داشته باشم تا روحیه دهی باشد برای خود قوماندان صاحب انداربی و تشویقی باشد برای کلیه افراد نظامی کشور.
٣٤. قامت مهم نيست، شهامت مهم است!: اینجا، عکس را از جنرال دوستم دریافت کردم که با دو عکسر کوتاه قد اش بر انجام ماموریت نظامی می روند و آن نشان می دهد که قامت مهم نه بلکه شهامت مهم است.
٣٥. سقوطِ آزادي آفرين: به مجرد که ولسوالی چهارسده غور رو به سقوط رفت، نیروهای امنیتی کوشیدند تا به زود ترین وقت آنرا دوباره از دست طالبان پس بگیرند و این پست بخاطر همان مورد نوشته شده بود.
٣٦. جوازِ نشريه فراز اندياشان: خبر اخذ جواز نشریه فراز اندیشان را پخش کرده بودم تا همگان بدانند اینکه هرچه ما نشر می کنیم در بدل اش قانونا مسئول و جوابگو خواهیم بود.
٣٧. ديدار با پرتو نادري: در اینجا فرصت طوری مهیا شد تا با نویسنده ی توانای کشور "پرتو نادری" دیداری داشته باشم و اتفاقا تشویق های آینده سازی را از طرف وی دریافت نمودم.
٣٨. ديدار با فضل كريم ايماق: تاکید کاکل فضل کریم ایماق برایم خیلی مفید تمام شد چون سراسر جوانان را به اتحاد دعوت می نمود.
٣٩. ديدار با انوارالحق احدي: احدی جوانان را کوره های داغ انرژی خطاب کرد و بخاطر عملی کردن این انرژی، تجربه افراد سالخورده را حتمی خواند.

و چند مورد کوچک و بزرگ دیگر!
حال شما قضاوت کنید که من مقصرم و یا هک کننده؟!

با احترام
گل رحمان فراز

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب