08-10-2015

عبدالقدیر علم

عوامل وعناصر بحران در شمال افغانستان
08-10-2015

عبدالقدیر علم

عوامل وعناصر بحران در شمال افغانستان


عوامل وعناصر شکل دهندۀ بحران شمال افغانستان.
عوامل نا امنی در کل کشور با هم پیوند نا گسستنی دارد اما در نا امنی های شمال افغانستان که در فر هنگ اصطلاحات جدید بنام بحران امنیتی شمال یاد میشود عوامل وعناصر متعددی نقش دارد که برخی زاده ای  شرائط وپالیسی کلی دولت در سطح کشور است وبرخی هم به وضعیت وشرائط خاص شمال کشور وفرا تر از آن به شرائط خاص برخی ولایات شمال بر میگردد که قندز وفاریاب وبغلان  عناوین درشت را بخود اختصاص داده اند.تحلیلگران وسیاسیون بطور کلی وضعیت جیو پو لیتیک وچیو استراتیزیک واینکه  افغا نستان مرکز تقاطع ترانزیت شرق وغرب ویا جاده های ابریشم ولاجورد وذخائر زیر زمینی وغیره است را عامل اساسی مداخلات ورقابت  خارجی ها گفته اما از نا رسائیهای داخلی که بستر تجاوز ومداخله است کمتر یاد آوری میکنند .با آنکه در افغانستان فقر ، جهل ونفاق دشمن بزرگ ومادر تمام بحرانهاست باز هم  درین نوشته به جزئیات وعوامل وعناصر بیشتر تماس  گرفته میشود که یقینا کامل نیست اما مکمل نظریات برخی دانشمندان درین راستا خواهد بود.که بشرح ذیل روشن میگردد.

  1. بر نامه غرب بخاطر تهدید مرز های شوروی سابق. اینکه بحران افغانستان ریشه در مداخله وتجاوز شوروی سابق ومقاومت وجهاد مردم افغانستان دارد از کسی پوشیده نیست.مقاومت که از اثر حمایت غرب ودلالی پاکستان به شکست شوروی انجامید.نه تنها شکست نظامی وسیاسی  شوروی که تغییرات در سطح جغرافیا جهان بخصوص شوروی سابق وارد کرد.حالا غرب به ادامه همان سیاست جنگ سرد بدنبال ادغام کشور های اروپای شرقی به پیمان ناتو و گسترش نفوذ در کشور های اسیائی میانه   است تا روس را بخاطر مداخله در امور اوکراین تحت فشار قرار دهد.درین میان نصیب افغانها تاریخی است که بخون خود نوشته میشود از دنیا وجغرافیا بهرۀ ندارند.

 

  1. پالیسی کرزی بخاطر بد نام ساختن حکومت های بعد ازوی.

 

  • عنصر مهم دیگر در نا امنی واشوب کشور  مکر های وتزویر های حامد کرزی استد که خواب حاکمیت مادام العمر را بر سر دارد  کحامد کرزی بعد از نیمه های دور دوم ریاست جمهوری اش در ابعاد مختلف به  ماجرا جو ئی و مانور های سیاسی دست زد.سیاست داخلی را با اشاعه فساد واختلاس وقاچاق وبی قانونی  آلوده ساخت تا مردم از حکومت بیزار وبه مخالفین به پیوندند .ماجرای گروگان گیری عبدالخالق فراهی ودادن دو ملیون دالر به طالبان به منظور فعال سازی مجدد طالبان صورت گرفت اودر سطح سیاست خارجی بخاطر نجات ورهای سران طالبان از زندانهای پاکستان  شورای عالی صلح را مؤظف کرد تا رها شوند .حامد کرزی میدانست ملا عمر نا بود شده اما تلاش داشت  ملا برادر رها ورهبری را بعهده بگیرد اما غافل ازینکه پاکستان در تعین رهبری طالبان نقش مهمتری دارد . سیاست تحریک پاکستان علیه افغانستان وتشدید خشونت ها مثلا در آخرین روز های حاکمیت خود شعار داد که خط دیورند را نمیشناسم .در حالیکه امان الله غازی شناخته ولی این بخاطر شخصیت سازی وجلب توجه ساده لوحان سیاسی  شعار دروغین میدهد تا هم پاکستان را علیه افغانستان تحریک کند وهم مردم کم سواد را بخود جلب نماید.

  •  سیاست قطع حمایت امریکا از حکومت افغانستان.حامد کرزی که در دور اول ریاست جمهوری اش با وصف بمبارد مساجد وقتل بیگنا هان وتو هین به قرآن وشکنجه وتجاوز بر زندا نیان  در هر روز ده  ها مدال بر دسر وسینه افسران نظامی امریکا وناتو نصب میکرد در روز های وا پسین دو دوم ریاست جمهوری اش وگفت در جنگ به کنار پا کستان می ایستد وبا امریکا مقابله میکند.  با وصف تا ئید جرگه که خودش فرا خوانده بود از امضای پیمان امنیتی سر باز زد که در راستائی سیاست ضعیف ساختن حکومت بعد از خودش بود. وشعار های استقلال طلبی  دروغ وگفت  امریکا یک رئیس جمهور دست نشانده در کابل دارد وما هم اگر بتوانیم در واشنگتن یک رئیس جمهور دست نشانده تعیین میکنیم..اینها از چرندیات ومزخرفات سیاسی است  یخاطر تجرید افغانستان در صحنه سیاسی.

  • سیاست رهای طالبان از تمام زندانهای افغانستان  وشعار اینکه بگرام مدرسه طالب سازی است ومردمان بیگناه را می برند تا طالب شوند وی قبل از پوره شدن زمان ریاست جمهوری اش، کمیسیون را تعیین کرد تا بگوید همه زندانیان  در بگرام وپل چرخی ملکی وبیگناه اند در حالیکه اکثریت ایشان فر ماندهان طالبان بودند چنانچه بعد از رها ئی دوباره رهبری جنگ در افغانستان را به عهده گر فتند واو ضاع را تا اینجا بحرانی ساختند.

  • سیاست فساد در اقتصادی  و اخلاق مردم ومعتاد ساختن تمام کشور به رشوت واختلاس که زمینه نا رضا ئیتی را افزایش میداد.

  1. نگاه منفی حکومت به گروپ های مسلح جهادی:.حکومت فعلی وچود وحضور افراد مسلح بنام جهادی ومقاومت ملی را به دیدۀ شک مینگرد ومیترسد این گروپ ها افغانستان را به دهه نود برگرداند واما در مورد طالبان اینقدر دید منفی ندارد .حکومت افغانستان با همین هویت وچهرۀ که دارد از تبارز مجدد گروپ های مسلح  جهادی زیر بر نامه اربکی وپولیس محلی  نگرانی دارد وطالبان را هزار مرتبه بهتر از گروپ های مسلح  میداند که در شمال خارج از چوکات نهاد های امنیتی فعال اند.لذا میکوشد  یک خلاء امنیتی توسط طالبان پر شود نه اربکی های محلی وکندی عملیات پاک سازی در کندز هم ریشه در همین تفکر دارد .پالیسی حکومت این است که اگر نیرو های امنیتی میتوانند مناطق را در کنترول داشته باشند خوب والا بهتر است طالبان باشند تا گروه های مسلح منسوب به جهاد وسران مشهور شمال.

  2. واکنش غرب به عملیات روسیه در خاک سوریه .  برخی میگویند شدت وسرعت نا امنی در شمال افغانستان بستگی به  تشدید عملیات روسیه علیه گروه های مسلح مخالف دولت بشار اسد  رئیس جمهور سوریه دارد .حملات هوا ئی روسیه علیه گروه های مسلح که امریکا در اطراف بشار اسد ساخته با عث شده تا امریکا به کمک هم پیمان استرا تیزیکش یعنی پا کستان مرز های شوروی سابق ویا تا جکستان واز بکستان را نا امن بسازد وتوجه روسیه را از سوریه به تا جکستان معطوف دارد که گویا تا جکستان را در حال از دست دادن است.

  3. پیامد اختلافات بر سر مسئله توزیع تذکره الیکترونیکی.عدۀ را عقیده بر این است که پا فشاری بر خی بر ذکر نام هر قوم در تذکره وحذف کلیمه افغان پالیسی میکر های سیاست داخلی افغانستان را وا داشته تا فاجعه بزرگتری را را راه اندازد تا این غوغا زیر تا ثیر آن باشد ومردم این درد را بخاطر نجات از مرگ های وحشتناک فراموش کنند ومردم بگویند تا متحد ویگپارچه نباشیم به پیروزی نمیرسیم اختلاف ما پیروزی طالب وداعش را در پی دارد. ویا هم اینکه تمام کشور از جمله شمال هم کسانی اند که با ذکر کلیمه افغان در تذکره برقی مخالفت ندارند .

  4. رقابت کشور های جهان ومنطقه: هند وپاکستان وآمریکا وروسیه در میدانهای افغانستان.واستفاده آعظمی استخبارات پاکستان از تضاد های ثومی شمال. عوامل داخلی ناامنی، عواملی در ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی وجود دارد که بر پیچیدگی اوضاع  امنیتی در این کشور می‌افزاید. موقعیت ژئوپلیتیکی افغانستان یکی از مهم‌ترین ریشه های وضعیت فعلی است. افغانستان کشوری محاط در خشکی با جغرافیای سخت و دارای موقعیت تاریخی حائل است. این موقعیت استثنایی سبب شکل‌گیری تلاش‌هایی جهت ناامن ساختن و ناامن ماندن افغانستان از جانب برخی کشورهای منطقه شده است. آموزش های بنیادگرایانه در مدارس دینی پاکستان، فعال کردن شکاف‌های قومی در افغانستان، پررنگ کردن دوقطبی پشتون ـ غیرپشتون و حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم از گروه‌های شورشی توسط برخی کشورهای منطقه ازجمله ریشه‌های بیرونی مناقشات افغان در سطح منطقه‌ای تلقی می‌شود. علاوه بر این همسایگی با ایران، چین و منطقه آسیای‌مرکزی جایگاه افغانستان را بیش ‌از پیش برای قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ارتقا داده و این کشور را به میدان بازی بزرگ جدیدی میان این قدرت‌ها تبدیل کرده است. رهاورد این رقابت برای ملت افغانستان چیزی جز پریشان‌حالی و وضعیت آشفته سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نبوده است

  5. استمرار پروژه  امنیتی بخاطر گر فتن پول از کشور های مورد تهدید.دلیل دیگر این نا امنی راضی بودن سران مشهور شمال از وضعیت بحرانی است تا بتوانند  در بدل پروژه های مبارزه علیه داعش وطالب در شمال افغانستان از کشور های چون چین ،روسیه ، ازبکستان وتا جکستان امتیاز بگیرند تا بودجه جنگ های نمایشی  را از کشور ها ئیکه از هجوم داعش میترسند بگیرند. مثلا جنگ ها ئیکه  توسط جنرال دو ستم وعطا محمد نور راه اندازی شده بیشتر در مطبوعات کشور های متذکره نمایش داده میشود این ذهنیت را تقویت میکند که ایشان ازین تحرکات خود مستقیما از کشور ها ئیکه از نفوذ طالب وداعش میترسند بودجه میگیرند.

  6. پا لیسی امنیتی  نا درست ناتو وامریکا با طرح بر نامه دی دی آر.. برخی ازین نا امنی ها بر میگردد به پالیسی های غلط امنیتی امریکا وناتو.ایشان بدون محاسبه وپیشبینی بر گشت طالبان گروه های مسلح  که طرفدار دولت بودند بنام دی دی آر خلع سلاح ودر مناطق خلع امنیتی وجود آوردند که نسبتا کمبود وضعف قوائی امنیتی  دوباره  توسط طالبان پر شد  طالبان هم مردم را جریمه کردند وهم بخاطر بودن شان در کنار دولت مورد آزار ئاذیت قرار دادند. این امر باعث گسترش نفوذ طالبان ودلیل تنفر مردم از حکومت شد.

  7. حضور جنگچویان خارجی وابسته به کشور های شمال افغانستان. طبیعتا جنگجویان کشور های همسایه افغانستان مانند از بکستان وتا جکستان وترکستان شرقی علاقه دارند تا  مانند طالبان در کشور های خود نفوذ داشته باشند به همین دلیل به ولایات شمال افغانستان سراسزیر شدند .پاکستان با بذر تخم نفاق بین مردم شمال زمینه نفوذ وتقویت این گروه هارا آسانتر ساخته.این کار برای پاکستان هم سیاست است وهم تجارت.سیاست نا آرام سازی افغانستان وتجارت گر فتن پول از غرب لذا این وظیفه را بطور مستمر ادامه میدهد.

  8. افزایش بیکاری ونا رضا ئیتی بین مردم خصوصا طبقه جوان. البته افزایش بیکاری بین جوانان وبی قانونی وبیعدالتی در گماشتن شان بکار با عث نا رضا ئیتی مردم از حکومت وپیوستن شان به مخالفین میگردد.این جوانان اگر دموکرات باشند ویا سیکولار ویا هم سنتی ومذهبی آرزوی شان تا مین عدالت اجتماعی است واگر این آرزو تحقق نیابد طبعا از دولت رو میگردانند.

  9. کاهش مورال نظامیان افغان: نان وآب اردوی افغانستان بدست خارجی هاستاز اثر کاهش حمایت خارجی وافزایش مورال طالبان ویا محالفین.این حکومت محصول حمایت امریکا وزیر سایه طیاره های بی پنجا ودو است نه حمایت مردم وانتخابات واگر راین حکومت اکت استقلال طلبی میکند وخودرا از کشور های غربی بی نیاز میداند معنی اش این است که برای طالبان لقثمه چرب میسازد.؟ زمز مه های خروج امریکا ئیها وناتو وقطع کمک های مالی ونظامی به افغانستان قبل از همه با عث کاهش مورال نظامیان افغان وامید واری وافزایش مورال مخالفین شده است.واین واقعیت در شمال افغانستان به نمایش گذاشته شده.

  10. فقر ،جهل وخشونت. ر افغانستان فقر و عقب‌ماندگی اقتصادی و انسانی که نتیجه ده ‌ها سال شورش و جنگ داخلی است، بستر بسیار مناسبی را برای توسعه تروریسم پدیدآورده است؛علاوه بر این طی نشدن فرآیند دولت ـ ملت‌سازی در این کشور و تعمیق و تشدید روحیات قوم‌گرایانه فضایی را فراهم کرده است که دولت قوی و ملت یکپارچه در افغانستان وجود نداشته باشد. وجود شرایط ملت ضعیف ـ دولت ضعیف، مسبب وضعیتی است که در آن سرزمین‌هایی از کنترل دولت خارج و در اختیار گروه‌های تروریستی جهت گسترش دامنه فعالیت‌شان قرار می‌گیرد.همچنین تلاش گروه‌های سلفی مصروف گسترش این نوع تفکر و کنشگری در افغانستان است.

 تبعات ونتیجه این نا امنی ها چه خواهد بود؟

  • فرو پا شی احتمالی حکومت وحدت ملی.  مهم‌ترین پیامد داخلی این حوادث تضعیف نهاد دولت وفرایند دولت سازی وملت سازی است که با عث  گسترش نارضایتی مردم  از دولت وحدت ملی و فرو ریختن سقف نیم بند آن در بد ترین شکل خواهد بود. در صورت گسترش دامنه فعالیت گروه‌های بنیادگرا، تولید و قاچاق مواد مخدر که یکی از مهم‌ترین منابع ارتزاق گروه‌های تروریستی در افغانستان است، با گسترش چشمگیری مواجهخواهد شد..

  • حضور مجدد روسیه در مرز ها وحتی قلب افغانستان نیز یکی از پیامد های این  نا امنی ها خواهد بود. هم‌اکنون شاهد نگرانی جدی کشورهای  آسیای مرکزی هستیم. سه کشور تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان هر یک تااندازه‌ای از گسترش ناامنی در افغانستان ابراز نگرانی کرده‌اند. علاوه از  تبعات گسترش تروریسم، بی‌تردید صدور مواد مخدر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی گروه‌های منازعه جو، شدت بیشتری خواهد یافت.ازاین‌رو انتظار می‌رودشاهد واکنش‌هایی از جانب دولت‌های همسایه افغانستان باشیم. علاوه بر همکاری‌های دوجانبه با دولت افغان، فعال شدن ترتیبات امنیتی منطقه‌ایازجمله سازمان همکاری شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی جهت مقابله با تبعات گسترش فعالیت‌های دهشت‌افکنانه در شمال افغانستان محتمل است.

  • پیامدهای بین‌المللی نا امنی های شمال . عمده‌ترین واکنش احتمالاً از جانب ایالات‌متحده صورت خواهد گرفت؛ چون مسئله مبارزه با گروه‌های تروریستی و نیز آموزش نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان احتمالاً دستاویزی برای استمرار حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان، افزایش تعداد آن‌ها و عنداللزوم مداخلات نظامی خواهد بود.

  • چشم انداز تاریک صلح:با آنچه گفته شد و با توجه به ریشه‌های ناامنی در افغانستان که عمدتاً در خارج از این کشور قرار دارند، نمی‌توان انتظار داشت که در کوتاه و میان‌مدت صلح پایداری در افغانستان شکل گیرد. چرا که اولاً تاکنون تلاش‌های آقای اشرف غنی با توفیق چندانی همراه نبوده است و ساختار موجب افراط‌گرایی و تروریسم در افغانستان که متشکل از برخی کشورها و گروه‌های شبه‌نظامی است، تغییر چندانی نکرده است. ثانیاً به فرض پدیدآمدن گشایش‌هایی در مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان و سایر مبادی افراط، بازهم نمی‌توان چندان به صلح پایدار در این کشور امید بست چرا که برخی گروه‌های ناراضی از رویکرد صلح‌جویانه طالبان سعی در پیوستن به داعش دارند و برخی گروه‌ها نیز همکاری خود را با این جریان آغاز کرده‌اند. ازاین‌رو ناامنی در افغانستان همچنان ادامه خواهد یافت.

 
 
 
 
 

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب