30-10-2015

محمد اسحاق ثنا

توکل
30-10-2015

محمد اسحاق ثنا

توکل
آن پری چون طره ای مشکین کاکل بشکند
رونق بازار عطاران سنبل بشکند

چشم مخمورش نگاهی سوی مشتاقان کند
مشتری بسیار گردد قیمت مل بشکند

چون به گلشن بگذرد صد پرده از گل بردرد
تیر غم در سینه ی مجروح بلبل بشکند

نا امید از درگهت گر بینوای دور شد
اشک او چون سیل گردد پای صد پل بشکند

فرصت از دست میرود در فکر سود خویش باش
ای ز فرصت بی خبر مزدت تغافل بشکند

درد غربت را چه باشد چاره ای جز این ثنا
رنج این اندیشه آخر با توکل بشکند


ونکوور کانادا
محمد اسحاق ثنا
۳۰/۱۰/۲۰۱۵ 

نظرات شما

Anwary
<strong>دوست عزیزیی اقای ثنا سلام بر شما<br /> شعر جانانه و پر مفهوم را سروده اید دنیا دنیا معنی دارد از خواندن ان خوب لذت برده ام به امید شعرهای خوب خوب بعدی شما هستم&nbsp;</strong><br /> <br /> کابل نهم عقرب سال 1394

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب