21-11-2015

گل رحمان فراز

||◀◇ تظاهرات و پیامد آن ◇▶||
21-11-2015

گل رحمان فراز

||◀◇ تظاهرات و پیامد آن ◇▶||


تظاهرات و پیامد آن

بعد از اینکه انسان ها معضل های بزرگ جهالت، ظلم و وحشت گروه های اکثریت را در برابر طبقه اقلیت و کم زور مشاهده نمودند به این تصمیم رسیدند تا سرنوشت خود را با راه اندازی انقلاب های عظیم و فرا کشوری بطور مسالمت آمیز و یا خشونت آمیز در مقابل ایشان بدست خود تعین نموده و نگذارند گروه های اقلیت همیشه و بطور دایم مدیون گروه های حاکم، پر قدرت و اکثریت باشد و به این فکر نمایند که انگار زندگی کردن بدون مدون و مدیون بودن از جنبه های پر زور و انرژی زا رنگ و بویش را از دست می دهد. 
گرچند انسان ها در ذات آفرینش شان موجودات خودکامه و خود مختار و همچنان حکم فرما اند و همیشه میل بر این نشان می دهند تا گروهی را تحت قبضه خود قرار دهند یا همیشه یک جهت را در گرو خود داشته باشند و ایشان را به راهکار و عملکرد سوق دهد که منفعت کلی آنرا خود حکم فرما بدست می آورد و به طبقه زیردست جز نوید برخورد نیک و رویه دلپسند اکثریت ها در اصول اخلاقی دیگر چیزی انتظار نمی رود.
هرگاه نگاه اجمالی به روش های حکم فرمایی، ظلم و استبداد گروهای متخاصم در نقاط مختلف دنیا بیاندازیم به این نتیجه می رسیم که آنها به هیچ صورت نمی خواهند خود را قانع عدم عملکرد ظالمانه شان در برابر مردم عوام بسازند و از اثرات بد و نا پسند آن جلوگیری نمایند تا باشد اینکه کلیه انسان های روی کره خاکی از حین زندگی، آزادی، احترام، افتخار و مزایا برخوردار باشد. 
یک نکته بسیار مهم که اکثریت قریب به اتفاق اجتماع های بزرگ و ملت های گوناگون به اهمیت آن پی برده اند و بصورت مشترک و همگانی از آن به نفع خویش استفاده می نمایند همانا تظاهرات و راه پیمایی بخاطر جلب توجه مقامات ذی الصلاح و مربوطه برای سمع و پیدایش راه حل به چالش های شان می باشد.  
راه پیمایی های که صورت می گیرد از اهمیت ویژه برخوردار است و حتی در کشور های توسعه یافته نمی توانند پیامد راه پیمایی ها را نادیده بگیرند و مجبور می شوند تا راه حلی برای صداهای بلند شدۀ مردم بسنجند و آنها را به نحوی قناعت بدهند اینکه تا چه اندازه می توانند به مشکلات شان رسیدگی کنند و تنها از همان طریق می توانند راه حل مناسب برای مشکلات بسنجند اما در بعضی از کشور های که حکومت ها در دست حاکمیت نظام های خودکامه و دیکتاتور قرار دارند، زیادتر صدای مردم را با خشونت متقابل همرایی می کنند و حتی ارتش نظامی و قوه های واکنش سریع شان بخاطر آرام سازی مردم در راه پیمایی از خشونت، استفاده اسلحه و زندانی سازی افراد اشتراک کننده در تظاهرات کار می گیرند.
افغانستان نیز کشوریست که بعد از فروپاشی حاکمیت جبر رژیم طالبان اکثریت مراحل و مباحث جهانی را تازه به تجربه گرفته و می گیرد که تقلید فرهنگ راه پیمایی و روش های انتقادی نیز در اینجا از کشور های توسعه یافته به تقلید گرفته شده است. باید گفت که در اکثر حالات، تقلید نمی تواند مؤثریت خود را داشته باشد اما باید گفت که حتی اگر نکات منفی نیز مشمول پیامد های راه پیمایی های تقلیدی باشد، به حتم نکات مثبت نیز وجود دارد که با انجام راه پیمایی های برجسته و نمایان می گردد و اثرات خیلی خوبی را بر انکشاف جامعه بجا می گذارد.
متاسفانه، در افغانستان اکثریت تظاهرات و راه پیمایی ها مبتنی بر عدالت خواهی عامه و تامین نیاز های اجتماعی نیست، بلکه یگانه راهیست که بعضی ها انتقام خود را با سر دادن شعار های مخالف به یک سمت و سو می گیرند و  در اکثر موارد، منافع عامه و عدالت اجتماعی زیر پا شده و در مقابل اش نفرت، انتقام و سرزنش جلوه می نماید.
حتی در موارد دیده شده است که در افغانستان بخاطر حمایت از یک گروه و برای سرزنش صدای بلند شده مردم دیگر که به مخالفت از همان گروه دست به تظاهرات زدند، تظاهرات صورت می گیرد و گروه موافق بدون کدام توجیه قانونی مانع راه پیمایی ایشان می گردد که خود ایجاد مشکلات عظیم در جامعه های که تازه می خواهند روش های مدنیت و مدنی شدن را تجربه می کنند، ایجاد می نماید و هر دو طرف را به دشواری ها و خشونت های عظیم می کشاند.
حالا احزاب را می توان یافت که بخاطر بدست آوردن نفع شان، مردم را به جهت های مختلف می چرخاند و به مردم دستور راه پیمایی در قبال یک مورد را بدون اطلاع رسانی علل و عوامل اصلی به راه اندازی راه پیمایی و تظاهرات می دهند که خود تباه کننده است. همچنان بعضی اشخاص که فعلا در راس دفاتر مدنی ولایات افغانستان قرار دارند، به انجام دهی تظاهرات های بی معنی و همیشگی شان از اهمیت و ارزش صدا بلند کردن در راهپیمایی ها کاسته اند، آنها که تظاهرات را میخانیک کرده اند نتوانستند اندک ترین تحول و تغیر را در پیامد صدا های بلند کرده شان در موارد مختلف بدست آورند و جز بد نام ساختن همان محل کاری دیگری نکرده اند.
فلهذا، همان طوریکه قبلا متذکر شدم، می می توانیم برای دولت مردان از این طریق بخوبی صدای مان را برسانیم و به احتمال قوی، دولت مردان توانای خاموش کردن صدای مشترک ملت را ندارد در صورت که راهپیمایی ها عادلانه باشد و زباد تر تمرکز بر منفعت عامه صورت گیرد. و اشخاص در قبال هر راه پیمایی خود را مسئول قرار داده و با تفکر به پیش بروند و متوجه باشند اینکه فریب استفاده جویان را نخورند.

با احترام
گل رحمان فراز

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب