01-12-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

ترسا بچه‌ای دوش همی گفت که حافظ
01-12-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

ترسا بچه‌ای دوش همی گفت که حافظ


ح، یعقوبیان فیروزکوهی از ملک فیروزکوه

ترسا بچه‌ای دوش همی گفت که حافظ
حیف است که هردم کند، آهنگ کنشتی

با کوتا سخنان از فرهنگ دیرپای، دیر زمانه‌های عارفان بزرگ که انسان زیر دید ایشان قرار داشت. چون مولینا صاحب بزرگ و جناب حافظ که به این مذهب و آن مذهب به این آیین و آن آیین به این قوم به حج رفته و آن قوم صاحب اقتصاد و تخنیک فراگیر، احترام و ارج می‌گذاشتند، حافظ با زهد ریایی با آنانیکه از دین ابزار گونه به نفع خودها استفاده می‌فرمودند، و ظاهرن خرقه زهد به دوش می‌کشیدند و با ظاهر صاحب تقوا و باطن تو خالی و تهی اصحاب کف به سوی محراب و منبر به نخره در می‌آیند و انسان و انسانیت ‌را توهین و بیچاره می‌سازند با نقطه نظرهای غیر خود شدیدن مخالفت همی نمایند، در تضاد است، نه تنها حافظ بلکه جناب مولای بلخ یا مولینای بلخی ظریفانه این گونه غیر مستقیم، با انتقاد سنگینی بر ایشان احواله می‌فرمایند:

ما بیرون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را

یا حافظ:

آتش زرق و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه‌ی پشمینه بیانداز و برو

مولای بلخ و حافظ سخنان قوی را بر این طایفه‌ی نا مرد و بی‌مروت که نه مرد حاضرت اند و نه الاغ آخرت، مردانه احوالت فرمودند. و این طایفه‌ی بیرون نگر و ظاهر پسند را نفی فرموده‌اند. حافظ با سخنان پاکیزه و عارفانه همواره از زمین به سوی آسمان‌ها و از آسمان‌ها رخ به سوی زمین به پرواز و در حرکت بوده است و این رفت و برگشت‌های عرفانی تا یوم الدین ادامه دارد، ما از ره‌روان و دنبال گران این عقیده خودمان را به حساب می‌بریم و صدا بلند می‌نماییم؛ های مردم! ای مردم! حافظ مآبابه به حرکت درآیید و از مردمان خوب مان احترامانه نیاز برید تا لبیک، لبیک ثم‌لبیک عنایت فرمایند و هم‌صدا با مردمان خوار وزار مان ندای؛ حی علی‌الفلاح، حی علی‌الفلاح را هرچه قوی‌تر و محکم‌تر به فضای نیلگون وآفتابی غورمان به حرکت درآوریم تا کی به حصارت ظالمان بیرون نگر در دام بی‌افتیم، روندگان مشرب و راه حافظ بیایید از ابعاد گونه‌گون سخنان حافظ را به بررسی و مطالعه گیریم:
1 – بعد سیاسی حافظ روابط خوب سیاسی و مشاورت‌های سیاسی و تقاضاهای حافظ از حکومت‌مداران زمانش، و روابط نیکو با مشایخ آن زمان:
 

گرچه دورم، از بساط قرب و همت دور نیست
بنده‌ی شاه شمایم و ثنا خوان شما

2- بعد نظامی و لشکرکشی‌های دیروزی و مشابه‌ی آدم سوزی‌ پروژه‌ای امروزی که در پی سرمایه و سود کلان با تخنیک بالای جنگی یورش می‌برند.
3- میانه روی حافظ در مسایل سیاسی:
آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
4- تجربه ‌گیری از حکومات پیشین:
آیینه اسکندر جام جم است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
منظور حافظ از آیینه اسکندر راه و روش اسکندر یونان را در عرصه‌های ارتباط با حکومت‌مداران مشرق زمین است.
5- بعد فرهنگی و ریکلام فرهنگ پارسی:

خوبان پارسی گو، بخشنده‌گان عمراند
ساقی بده بشارت، پیران پارسا را

.....................................

چو عندلیب فصاحب فروش، شد حافظ
تو رونقش به سخن گفتن دری بشکن

از همه ظرافت‌ها و کاربرد مسایل سیاسی نظامی در غزل‌های دلکش حافظ که رد شویم در غزل‌های حافظ عشق ورزیدن به زلف، گیسو، چشم و روی نیکو فراوان به کلامش به کار برده است، و شیخ جام مولانا عبدالرحمن جامی را  در سخنانش ارج با ایشان قایل بوده، آری روابط خوبی سیاسی، تصوفی، فرهنگی با قوام‌الدین‌ها و دیگر شخصیت‌های خوبی زمانش را فراوان در غزل‌هاش به تصویر کشیده‌است که در حوصله‌ی این مقاله کوتاه صلاح نمی‌بینیم. گفته‌ی استاد لطف علی خنجی را اجازت بفرمایند تا به اجازه‌ی ایشان که یکی از ارادت مندان حافظ اند، تکرار نمایم: یاهو

نظرات شما

یعقوبیان فیروزکوهی
<sup>باابراز تشکر از سایت همگانی جام مان، تقاضابه عمل میاورم تامرا مورد پوزش حضورخویش قرار فرمایند:&nbsp;<br /> .نارساهای نوشتاری را اینگونه به خوانش گیرند<br /> &nbsp;.ظاهرن را به ظاهرا 2 اصحاب را به عصا به کف 3 تضاد را به تضاداند اصلاح فرموده وبرمن محبت عطافرمایند !</sup><br /> &nbsp;
ح.یعقوبیان فیروزکوهی
حافظ جام جم را به مرشید پیر طریقت شیخ دل آگاه مرد بینا و دانا جناب شیخ احمد جامی این بیت را نه یک غزل را به پابوسش ارسال فرموده اند، حافظ دست ارادت به این پیر طریقت جناب شیخ احمد جامی دراز فرموده و از جمله ی پیروان این شیخ بینا بشمار میروند امیدوارم پوزش بنده ی از بنده گان ایشان را قبول حضور فرمایند که من مولانا عبدالرحمن جامی را در نوشته سر و پا تقصیرم پیش کشیده بودم که جناب حافظ با ایشان هیچگونه در دوستی نداشتند شاید جناب مولانا صاحب از هم عصرانی ایشان بشمار نمی رفته اند مولانا صاحب عبدالرحمن جامی در علوم فق ، نحو، منطق،فلاسفه در کلام عرب شهره دهر بودند گرچه در بهارستان جامی شوق و علاقه جناب را به علم تصوف نشان همی دهد از اینکه بهارستان سر وپا شوق عرفان را در اعماق خویش جا داده است مگر جناب شیخ جام ، شیخ احمد جامی را در این بیت از حافظ که میخوانیم :<br /> حافظ مرید جام جم است ای صبا برو<br /> وز بنده ، بنده گی برسان شیخ جام را<br /> منظور از جام جم همانا دل آگاه ، بینا، دانا جناب شیخ احمد جامی را تشبیح نموده اند و حافظ خود را در طریقت و علوم عرفان بنده و مرید جام جم ، جناب شیخ احمد جامی دانسته اند . امیدوارم من گم راه را در این عرصه یک بار دیگر مورد لطف، محبت و پوزش خودها قرار فرمایند
محمدحنیف قاضی زاده
به امید موفقیت های استاد فیروزکوه هستیم<br /> خیلی عالی و جاندار

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب