13-01-2016

مسعود حداد

مــن خـــــدا گــم کـــرده ام
13-01-2016

مسعود حداد

مــن خـــــدا گــم کـــرده ام

مدتی شد  مرغ دل را درهوا گم کرده ام
مشک وعنبر ،ناز بو را در فضا گم کرده ام
صورتم را بعدازین ،در چه ببینم دوستان ؟
شمس را مولای بلخ، من مه لقا گم کرده ام
حداد

 سال ها شد در دلم شور و نوا گُم كرده ام
شورو شادى در وفا را از جفا گُم كرده ام
در سُرودو شعرو آهنگم بجُز غم باده نيست
خود ميانِ اين همه دردو بلا گُم كرده ام
فروغ كابل

  تاکه چشم آرزوبرطاق ابروبسته ام
سبحه وسجاده ام را بی گناه گم کرده ام
صامت

  تا که بستم دل به ان ماه ده وچارم چی شد ؟
از طریقت دور گشته؛ کربلا گم کرده ام
پامیر یوز

  از جوانى قامتِ سرو، درخزان باغ اُميد
درسرِ پيرى كماندارم،عصا گُم كرده ام
 فروغ

از ادا و نازِ جانان ،در قمار زندگی
از خود وبیگانه و شاه وگدا گم کرده ام  ‏
 حداد

  نزدِ اين مردم دگر شاهان ندارد قيمتى
درميانِ اين گدايان دست و پا گُم كرده ام
فروغ

  گربگـویم شاه صـنم را چون خـدای من تـویی
بی جهت نَبُوَد که گویم، من خدا گم کرده ام
حداد

نظرات شما

Anwary
<em><strong>برادر گرامی اقای حداد روز شما به خیر<br /> همیشه اشعار و مضامین خیلی خوب را میسراید و از طریق ویبسایت جانانه غور آنرا به خوانش میگرم در و ضع و اوضاع فعلی وطن &quot;ماهم راه گم کردیه ایم &quot; از شعر فعلی شما خیلی ها خوشم امد به امید اشعار خو ب خوب بعدی شما هستم موفق باشید</strong></em><br /> <br /> کابل 23 جدی 1394

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب