01-12-2014

عبدالقدیر علم

؟دارالا فتاء سکولارستی
01-12-2014

عبدالقدیر علم

؟دارالا فتاء سکولارستی



دارالافتاء سکولاریستی ؟: عبدالقدیر علم
دارالا فتاء سکولار ستی نخستین فتوای حزب غیر قانونی  التحریر است  که در واکنش به اعمار مرکز آموزش های اسلامی توسط عربستان سعودی در افغانستان ابراز داشته  .عربستان سعودی هدف از اعمار این مرکز آموزش های دینی را رشد اسلام معتدل وجلو گیری از افراطیت خوانده وگفته: ( در مرکز آموزش های اسلامی، افرادی آموزش خواهند دید که عقیده معتدل داشته مخالف هراس افگنی و تندروی باشند) واما حزب التحریر واژه اعتدال در اسلام را مورد انتقاد قرار داده میگوید در اسلام واژه بنام اعتدال وجود ندارد واین مزدوران امریکا اند که میخواهند اسلام را با عبور از پل سلمه با سازه ها وواژه های غربی آشتی  داده همه موازین کفری را را اسلامی جلوه دهند از آنجائیکه حزب التحریر تا هنوز من حیث یک حرکت سیاسی رسمی مطابق قوانین کشور ثبت وراجستر نگردیده وبا نفوذ گسترده در بین دانشجویان وفرهنگیان وبلند پروازی های فرا قانونی توجه مردم را بخو.د جلب نموده لازم دیدم  در مورد روءیا های این نهضت جهانی  برداشت ها ویافته های خود را برشته تحریر در آورم.
جایگاه قانونی حزب التحریر:  این حزب از رهگذر قوانین حاکم در کشور ها یک حزب غیر قانونی است چون در هیچ یکی از ارگانهای دولتی ثبت نبوده ووجائب ومسئولیت های آن مشخص نیست .این حزب ادعا دارد که  در عصر حاضر هیچ حکومت اسلامی وجود ندارد وقوانین اسلامی هم نافذ نیست ؛ به همین دلیل خودرا از محدوده جغرافیائی وقوانین نافذّ ه کشور ها خارج دانسته به آسمان پیوند میدهد  یعنی قوانین که به زمینیان ارتباط دارد قوانین منتزع ومتفرع از دساتیر غربیها بوده قابل اطاعت نیست. اینکه حکومت ها در مورد فعالیت  های این حزب در قلمرو حاکمیت شان چه  اقدامات قانونی وعملی را در نظر میگیرند مربوط بخود شان است  واما  از نظر من هیچ حرکت سیاسی خارج از محدوده قانون در کشور ها حق فعالیت ندارد. چون هر حزب سیاسی که در محدوده جغرافیا یک کشور فعالیت میکند باید مطابق به طرز العمل و قوانین احزاب سیاسی ثبت وراجستر شده صلاحیت ها ومسئولیت های آن مشخص گردد در غیر آن عملکرد این حزب سیاسی خارج از دائره قانون بوده نمیتواند دیگران  را به اصلاح وقانون مداری دعوت کند.
ادعای خلافت ویا رسالت:حزب التحریر من حیث یک حرکت جهانی ادعای تا سیس خلافت  اسلامی بر بنیاد  اصول دین وشیوه های دعوت عهد رسالت  را دارد. اما به نظر میرسد این حزب با شعار های غیر عملی با طریقه وروش دعوت وعملکرد پیامبر بزرگوار اسلام خیلی فاصله دارد .پیامبر بزرگوار اسلام بعد از هجرت  از مکه بسوی یثرب  نمونه کوچکی از حکومت اسلامی با جلوه های عدالت وخدمتگذاری را اساس گذاشت وجهانیان را بسوی خود جلب نمود.یعنی اول تنه درخت پهناور اسلام  را در سر زمین مدینه غرس و ریشه دواند وبعد شاخ وبرگش در جهان سایه وثمر داد واما تنه  درخت حزب التحریر تا هنوز در اسمان است  وشاخ وبرگش در اقصا نقاط دنیا سبز شده که با وزش باد های حزانی در معرض نابودی وخطر قرار دارد. یعنی حزبیکه  بیش از شصت سال عمر خودرا با تبلیغ وتوصیه  وانذار جهت تثقیف اعضا سپری نموده باشد وتوفیق ساختن یک هسته کوچکی من حیث نمونه حکومت ویا خلافت اسلامی  را نداشته چگونه میتواند  در موج واوج این همه فتنه  فساد به تشکیل خلافت اسلامی درسطح جهان دست یابد؟ این ها سوال های اند که بجای اطمینان وآرامش باعث نگرانی و بی اعتمادی مردم نسبت به اینده سیاسی این حزب میگردد.
حزب التحریر یک حرکت تناوبی: بسیاری ها عقیده دارند که حزب التحریر بعد از شصت سال فعالیت سیاسی تازه در سال ۲۰۰۳ وارد افغانستان شده شاید یک حرکت جایگزین به نفع استعمار باشد  با آنکه سیما وظاهر منسوبین حزب التحریر ودعوت وتبلیغ شانرا را می پسندند اما هر گز باور ندارند که خوابهای این حرکت روزی تعبیر میشود. فکر میشود سیاسیون ساده ویا ملت های مزاجی وعاطفی مانند افغانها  به شکار گاه حرکت های تناوبی در جهان ومنطقه تبدیل میشوند.از آنجاپیکه حزب التحریر بعد از شصت سال عمر تازه بعد از ۲۰۰۳  از افغانستان سر بر آورده وبجای زمین بر آسمان اتکا دارد مایه تشویش ونگرانی است وگاهی  انسان را به فکر حرکت های تناوبی میاندازد که مبادا بعد از طالب وداعش این حزب درد سری تازه باشد.حزبیکه در مرکز تولدش  یعنی یورشلم نه هوای برای نفس کشیدن دارد ونه  محل وخاکی بخاطر دفن شدن چطور توانسته  زمین وفضای ملت های خوش باور وساده اندیش را تسخیر کند؟.حزبیکه در محل تا سیس از دو حزب فتح وحماس  هم ضعیف تر است اما ادعای جهانی شدن وایجاد خلافت واحد اسلامی در کل دنیا را دارد؟.این حزب شنیده است که یک خلیفه در چندین کشور حاکمیت داشته اما نمیداند که چانس تکرار نمیشود .گذشته از آن شیوه فعالیت عملی این دوستان خیلی متفاوت از روش پیامبر اسلام است. پیامبر بزرگوار اسلام  بعد از هجرت به مدینه منوره در مدت کوتاهی  بنا وشالوده  یک حکومت نمونه  اسلامی را گذاشت ودران مظاهر عدل ؛ انصاف ؛ فر هنگ ومدریت تبلور داشت واین حکومت اسلامی کوچک در کمترین زمان اثر خودرا بر بزرگترین امپراطور های دنیا گذاشت اما امروز حزب التحریر  بعد از شصت سال عمر در کران کران دنیا حضور فرهنگی وسیاسی  دارد ولی قادر به تشکیل یک فامیل بگونه خلافت نشده ما به ایشان پیشنهاد میکنیم تا  بخاطر جلب اعتماد وباور مردم در یک گوشه دنیا یک نمونه کوچکی از خلافت را احیا کنند  واین خلافت را الگویی مناسب بخاطر پاسخگوپی به نیاز زمان به دیگران نشان دهند تا مردم بدانند که اینها مستقل اند وقوانین اسلام را مانند  صدر اسلام عملی میسازند واز دساتیر مطلق الهی  اطاعت میکنند والا این مد وجذر ها تابع سیاست استعمار است که ملتهارا تر سانیده وهیچکس باور نمیکند یک حزب جهانی در تمام کشور ها طور غیر قانونی بدون داشتن تنه وریشه  به برگ وبار برسد.
التحریر یک رویاست ویا ابزار زمان:مسلما وقتی در مورد سیاست التحریر چیزی مینویسم این مسئله در ذهنم خطور میکند که بجای شمارش  ضعف های حزب التحریر باید در مورد توطپه های استکبار چیزی بنویسم اما فکر کردم که مشکل عمده جهان اسلام از اثر عملکرد حرکتهای است که من حیث عمال استعمار بد ترین اعمال را زیر نام اسلام انجام میدهند وچهره اسلام را آنقدر زشت وخشن جلوه داده اند که دیگر جلو گیری ازین تخطی ها  وجبران خیلی مشکل شده  خصوصا طالبان امروزی ؛ داعش و االقاعده که نا خود آگاه در خدمت استکبار قرار گرفته اند ووسیله شده اند برای تمرین سلاح های مدرن استعمار در گوشه های مختلف دنیا .ایشان اند که با اجراپی اعمال خشن ووحشتناک امنیت جهانی را به خطر انداخته و حضور اردوی غرب را درهمه دنیا قانونی ساخته  جهان اسلام را نیز زیر مشت ولگد استعمار قرار داده اند. مردم  مؤمن ومسلمان جهان میترسند که مبادا شکار تبلیغ ها وتوصیه های گرم وحق بجانب التحریر شوند ودر فرجام این حرکت هم سر از گریبان امریکا واسرائیل بیرون آورد.
توصیه: حزب التحریر با داشتن  رهبری جهانی و ارکان ورزیده  از توصیه ورهنماپی دیگران بی نیاز است.اما از آنجائیکه سیماپی ظاهری وتوصیه های روز شان جالب وپذیرفتنی است پیشنهاد میکنم قبل ازینکه انتظار داشته باشند جهان به نفع شان سقوط خواهد کرد یک  حکومت کوچکی را بنام خلافت در هر جائیکه میتوانند احیا وبا ایجاد مدینه فاضله با ارزش های خلافت اسلامی  بجای شعار در کردار وعمل بیا فزایند...والا همیشه مورد شک وتردید خواهند بود. حزبیکه بیش از شصت سال عمر دارد ولی در شرائط بدی پا به میدان افغانستان گذاشته  که خیلی سوال بر انگیز است. مردم نه از نبهانی هنر دیده اند ونه هم با ابورشته من حیث رهبر  آشناپی دارند.
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب