18-02-2016

مسعود حداد

زنــــــــده بــــــــاد
18-02-2016

مسعود حداد

زنــــــــده بــــــــاد

 یاد ایامی که بودیم، مست وشاد
فارغ ازجهل وجنون، ظلم وبیداد

نه جاهدبود، نه طالب ونه داعش
همه باهم بودیم ،از وحشت آزاد

زهرسو،سر کشیده، هرگروهی
وطن ازدست شان گشتست برباد

گروهی دزد، گروهی سرمی بُرد
گروهی هم، به فکرعیش مازاد

به مسجد میبرد، طفل معصوم را
تجـــاوز میکند ،ملای بــد زاد

نه حاکم است ،نه اربابی درینجا
که تا آرند، ز آن ایام ها ، یاد

کنون مردم، سنائی وار گویند

همان حاکم،همان دوران،زنده باد

مسعود حداد
18 فبروری 2016

نظرات شما

matin
حداد عزیز سلام.<br /> میدانم که انسان بادردی هستید جای هیچ شکی نیست.<br /> ولی متاسفانه جاده&zwnj;ی این شعر خیلی&zwnj; ناهموار و دست انداز داره.<br /> بنده را ببخشید
Anwary
<em><strong>اقای حداد را سلام تقدیم میدارم<br /> شعر خوب را باز هم به دست نشر سپرده ائید قلمت رسا و زبانت گویا باد به امید شعر های مقبول بعدی شما&nbsp;<br /> <br /> کابل اول حوت سال 1394</strong></em>

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب