مجلات و کتب

نثار احمد کوهین

nkohin@jame-ghor.com

0031346598798

  • 2019-08-06گفتگوهای از نتیجه رسیدن تو

    از جهتی این خبر امید بخش،  روح تازه ی در وجود ما می دمد. بدون تردید همه ما مردم افغانستان تشنه صلح هستیم  و با تمام وجود خواهان صلح دایمی و نابودی جنگ برای همیشه بوده و

    بیشتر ببینید
  • 2019-05-19انتخاب ریس خانه ملت و دید من

    اگر از تعصب بگذریم واقع بین باشیم هیچ یکی از همین دو نفر که به رقابت پرداختند شایستگی ریاست پارلمان کشور را نداشتند. نقد اول: جناب کمال ناصر اصولی یک آدم متعصب، کوته

    بیشتر ببینید
  • 2019-01-31نه به معامله گری های احساسی

    تعلق داشتن در یک اندیشه" دینی، سیاسی، اخلاقی... حق مسلم یک‌ انسان است. ممکن است یک باور برای من بسیار نیک و پسندیده باشد، اما برای دیگری این باور خرافه، پیش پاه افتاده

    بیشتر ببینید
  • 2019-01-01امير ارسلان خراسانپور شاعر

    امير ارسلان خراسانپور شاعر، نویسنده، خبرنگار موفق و دوست هم دوره دانشگاهی ام که یکی از موفق ترین و محبوب ترین دانشجو های دانشگاه شناخته می شد، دوسال پیش در فراغتم چن

    بیشتر ببینید
  • 2018-11-28جوانی و خامی!

    روز گاری بود در هر موارد حق و ناحق سخن می زدم و در شبکه های اجتماعی واکنش نشان می دادم و صدها آدم با تجربه، سردی و گرمی زنده گی را دیده نصیحتم می کردند، قبول نمی کردم و س

    بیشتر ببینید
  • 2018-11-16در دانشگاه‌ های که به قول س

    نظام آموزشی ما نظام آموزشی تقابل پرور و خشونت آور است و با این ماشین کهنه‌ی آموزشی  ما نمی توانیم به قول انوشه در جاده های مدرن و مدرنیته امروز و فردا راننده گی کنیم

    بیشتر ببینید
  • 2018-11-13سال یاد حرکت راه و روشنی:

    سال پار درست در همین روزها حرکت راه و  روشنی، حرکت که معرفی کننده ی  نیاز ها و خواسته های مشروع و قانون غوری ها بود، شکل گرفت و این حرکت بیش  از  23 شبانه روز با حمایت قا

    بیشتر ببینید
  • 2018-10-19توصیه و توقع: ​توصیه به همک

    توقع از مردم‌ عزیزم! همکاران عزیز پروسه انتخاباتی دفتر امور انتخاباتی غور، در قدم نخست موفقیت و توفیق شمارا در بر گذاری یک‌انتخابات شفاف، عادلانه و همه شمول از باره

    بیشتر ببینید
  • 2018-10-17ویژه گی های یک وکیل خوب:

    وقتی حرف از ویژه گی های یک وکیل خوب  می زنیم،  هریک تصویری مشخصی از ویژه گی های یک وکیل خوب را در ذهن خود داریم و ممکن است این ویژه گی در حیطه فهم و درک ما متفاوت و یکی

    بیشتر ببینید
  • 2018-07-31قصه‌‌ی حامیه: " دختر هفت سا

    هیچ چیزی را نمی فهمیدم و هیچ تجربه ی نداشتم و حتا مفهوم و معنای تجربه را نمی فهمیدم و تازه نامم را فهمیده بودم که حامیه است. دندان هایم یکی پی دیگری می افتاد و از مادرم

    بیشتر ببینید
  • 2018-02-03وضعیت‌ امنیتی در غور:

    به طور کل وطن در وضعیت بدِ امنیتی قرار گرفته، و هر روز نسبت به روز دیگر پیام های نا امید کننده ی بیشتری به گوش می رسد، اما درین‌میان ولایت غور در وضعیت بد تری قرار دار

    بیشتر ببینید
  • 2017-12-04خاطره ی از پارک نشینی هایم:

    کلبه تنهای دلتنگی های خودش را دارد، آخه این دنیا عجیب است و موجودات عجیبی در آن زندگی می کنند و منم شاید یکی از عجیبه های این دنیا باشم.  با اینکه از بودن با نبودن ها،

    بیشتر ببینید
  • 2017-09-08هفته شهید و دو پشنهاد به مرد

    در قدم نخست شهادت شهدای که به خاطر تحقق عدل الهی و آزادی از هرچه  اسارت رزمیده اند به خودشان تبریک و با خانواده های شان صبر جمیل و اجر عظیم از باره گاه الله بی نیاز بن

    بیشتر ببینید
  • 2017-09-05نامه ای به وزیر خارجه:

    جناب محترم صلاح الدین ربانی وزیر خارجه دولت بنام  جمهوری اسلامی افغانستان و رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان ! احتراما اسلام علیکم و رحمت الله و برکاته!  ضمن سلام و ا

    بیشتر ببینید
  • 2017-08-08چرا خاموش هستم؟

    سوال که این روزها از طرف بیشتر دوستان مطرح می شود و گاهی بعضی از دوستانم پارا از پرسش هم فرا تر می گذارند و در مسند قضاوت خویش مرا مبارز مقطعی می خوانند و در مجلس های

    بیشتر ببینید
  • 2017-07-20فرار ناکام از پرسش های بی پا

    خسته تر از همیشه و نا امید تر از گذشته روی چوکی پارک نشسته بودم، نه آرامش برای خیال و نه هم خیالی برای آرامش و زیر لب زمزمه می کردم : "مرا بگذار با دیوانه گی هایم خودم ب

    بیشتر ببینید
  • 2017-06-21کابل :

    کابل دیگر کابل زیبا و دوست داشتنی نیست، از بودن در کابل احساس خوشی نمی کنی و دیگر دلت نمی خواهد که در کابل بمانی و از اهل فرهنگ و دانش کابل چیزی بیاموزی. دیگر کابل چیز

    بیشتر ببینید
  • 2017-06-13یکسال قبل چنین گفته بودم:

    چی بگویم ؟ و با کی بگوییم و چگونه بگوییم و بنویسیم ؟ با کدام صدای ، صدا بزنیم که پرده های پنبه زده ای  گوش های کر بزرگان پاره شود؟ و با کدام خون بنویسیم که برق آن خون چش

    بیشتر ببینید
  • 2017-06-06گروهی از دوستانم اسرار دارن

    عزیزانم اگر درصف مبارزه هم نپیوندم مرگ من حتمی است و هر لحظه ممکن است که پاره های گوشت و استخوان های ریزه،  ریزه شده ام را به آسمان باد کنند. مزار، کابل، هرات را  انت

    بیشتر ببینید
  • 2017-06-05خطاب به ملت افغانستان :

    هم وطنان گرامی ام! ما به حد کافی در یک خلایی ملت شدن قرار داریم و اکنون عدم همدردی و هم صدایی برادران پشتون، هزاره و از بیک، دارد این خلا را خلا تر و فاصله هارا فاصله د

    بیشتر ببینید
  • 2017-06-02سنگ و سنگر:

    گل سرخ شهادت نام کردند مرگ مادر را  به باد دادند تمام عزت و ناموس کشور را  زبان انگلیسی "تنکیو" گفتند و "بن" رفتند  کشیدن نقشه ای مرگ دو صد نخل تناور را قهرمان گفتند ا

    بیشتر ببینید
  • 2017-04-30ما همه از او هستیم و به سوی ا

    بنا به نوشته ی استاد محمد خلیق : " جناب استاد اسدالله عفیف باختری، شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار ‌معاصر کشور، در اثر بیماری، شب گذشته، 9/8 ثور (اردیبهشت) 1396 خورشیدی،

    بیشتر ببینید
  • 2017-04-06دیورند:

    خط مرزی دیورند یک بحث پایان یافته است و رسمیت شناختن مرز دیورند، نه تنها خواست دوکتور عبدالطیف پدرام؛ بلکه خواست و خواهش هر انسان باشعور و باشرف این سر زمین به خاک و

    بیشتر ببینید
  • 2017-03-17خاطره :

    می روم خاطره ها روی نفس می ماند  غزل و قافیه ام بی همه کس می ماند غزلم مصرع تک بیت نگاهی تو ولی  تو غزال را به غزل‌ها چی هوس می ماند؟ کودک دفتری اشعار به غم خفته ی من م

    بیشتر ببینید
  • 2017-02-15نامه شماره 14

    مورخ 26/11/1395  بنام زنده ، زنده آفرین زندگی بخش  عزیزم ، باتمام وجودم دوستت دارم و سعی کن همیشه عاشقانه های مرا دقیق تر  و با فکر آرام تر بخوانی. من تجربه تلخی دارم، و ه

    بیشتر ببینید
  • 2017-02-13پاسخ به دوستان !

    به دوستانیکه پیام های تان را در یافت کردم. گروهی را که می شود، بیشتر  آنها را وابسته گان سیاست های مات و مبهوت بزرگواران پنجشیری خواند، در پیام خانه ام پیام ماندند: "

    بیشتر ببینید
  • 2017-02-07شوک کرکتر :

    تا که می بینم تورا یک جور دیگر می شوم در خودم گم می شوم، شوک کرکتر می شوم  وقتی چشمانت به چشمانم تصادم می کند  زره زره آب می گردم کمی تر می شوم  با تمام گفته ها نا گفته

    بیشتر ببینید
  • 2017-01-26باشی ... می فهمی:

    غروب جاده را گر همسفر باشی، تو  می فهمی  کمی مانند من گر در به در باشی، تو  می فهمی  خیابان در خیابان ، شهر در شهر، بی وطن باشی! تو "افغان کثیف باشی و خر باشی" تو می فهمی

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-16بـــــــانـــــــــــــــ

    تمامی روزهای من نمیشه می کند برگرد مرا لحن صدای تو به نشه می کند برگرد  هنوزم زنده می گردم من از آب وهوای تو غمت تازه نهالک را بی ریشه می کند برگرد بیا ای باغبان دل درخ

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-15مــشـــاعــــــــــره :

    کمنج و غوک و غور قندت به دلمه  مناک و منگ و لروندت به دلمه  زکاسی، تا به گلدان تا به اوشان  ای روی بند و او روی بندت به دلمه  نبی ساقی  *** لهجه ی شیرین غوری دلنشین است

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-10حساب ابجد:

    شب ز یک و دو گذشت حال دلم بد می شود  زندگی بی تو برایم چهار و سو سد می شود  هرچه می گویم برایت شعرهایم بی نمک  واژه های من فراری چی گدو  ود می شود؟  بی نمک گفتم به قول ش

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-09چهار پاره گونه:

    وقتی باران کوچه ی مارا گزید  کوچه ها صد شکوه ای  آغاز کرد  برگ پاییزی جدا شد از درخت  شاخ و برگش گریه ی امباز کرد  ناله های و شکوه های مختلف  با جدایی های شنفتم در شگف

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-06آواره گـــــــــــــی :

    آواره گی حسی عجیب یست؛ سالها شد آواره ترینم؛ آواره تر از یک مجرم فراری و آواره تر از یک مهاجر بی وطن. درد آواره شدن طاقت فرسا و جان گداز است. در آوره گی روح زخمی می شود و

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-04مـنـتـــظـــــر :

    این جا میان حادثه به تکرار منتظر  از عمق یک فاجعه خبر دار  منتظر  خون پاره های تن خمیده خیال من  غرش کنان به خطه ی افکار منتظر بی حد بلور باور تن شهر مبهم است  اشباح ج

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-04زلنین سجده یی تابوش:

    چراغ خانه را خاموش کردند دوصد فتنه به یک آغوش کردند کمی آن سو بهم سنگر گرفتند به بوی گند خود سرپوش کردند زنی در شب، به آه وناله دیدند لب خندان به صوت اش گوش کردند یتی

    بیشتر ببینید
  • 2016-11-02اگر غوری هستی و از هویت خود

    گفتم: گفتم غوری ها، از پرچم بلند کردن به نفع دیگران بگذرید! گفتم بلندگوی اعطا محمد نور و امر الله صالح نشوید! گفتم احمد ولی مسعود را پیامبر گونه نپرستید! گفتم از بی گ

    بیشتر ببینید
  • 2016-10-29این کودک سوری نیست؛ این دخت

      با روح ترک خورده  و با پاره ، پاره های تنم می نویسم که: خواهرم ناله هایت را آرام بکش، و اشک هایت را پنهان کن و این جا گوش های که باید صدای تورا بشنوند کر هستند و چشمای

    بیشتر ببینید
  • 2016-07-28درد نـــــامــــــرد:

    دردِ نامردِ گلویم را فشرد  سالهاشد درد من در من نمرد درد من تنها به بالینم نبود هر طرف با درد من دردِ فزود مغز ودل در مرزها پیمان نداشت  درحریم یک دیگر ایمان نداشت انت

    بیشتر ببینید
  • 2016-07-27داستان عـشـــق شـهـــریـــ

    شاعری شیرین سخن ایران زمین ، استاد شهریار در یک شکست عشقی سمستر آخر دانشکده طب را رها میکند و برای همیشه با دانشگاه بدرود می گوید. یعنی حدود 6 ماه قبل از اخذ مدرک دکترا

    بیشتر ببینید
  • 2016-06-11بـــــــا زبان بی همزبان:

    یک پرنده از قفس های قفس بازان باغ بال شکسته ؛ پا شکسته  لنگ لنگان پر پران  با پری خون جوش می تازم چنان  شاخه، شاخه میزند با من صدا  هایی ای مر غان جنگل ! باخبر ها باخبر!

    بیشتر ببینید
  • 2016-06-07فـــــــایـــــده عشق:

    زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید. به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما

    بیشتر ببینید
  • 2016-06-03زبـــــــان گنگ و مبهم:

    وقتی از تقبیح کردن و تسلیت گفتن خسته شدی ازخودت می نویسی ،تنها می شوی و به تنهایی هایت همچون دیوانه ها حرف می زنی وشایدم دیوانه می شوی ؟! دیوانه که نه؛ شبیه ی دیوانه ها

    بیشتر ببینید
  • 2016-05-19نامه ی به مناسبت یاد بود از

    آتشی برجان ما افروختی رفتی و مارا ز حسرت سوختی "؟" رفیق هم هدف و هم آرمانم قرار ما این نبود که تو به این زودی مرا تنها بمانی! جور زمانه و ملت ما  در نا آگاهانه مرا به سنگ

    بیشتر ببینید
  • 2016-04-24شـــــرح حـقـــایــــــــ

    ای که گفتی حرف صادق مرده است شک نکن این جا همه دِق  مرده است برنمی گردد دیگر مهتاب عشق  شعر شاعر قول عاشق مرده است جلوه گاه صبح امید بسته اند  آفتاب از سوی مشرق مرده ا

    بیشتر ببینید
  • 2016-04-19تاریخ تکرار می شود:

    سخن از جغرافیایی است که افغانستانش می خوانند؛ جفرافیایی که سراسر زندگی مردمانش به تجربه  کردن گذشت؛ مردمانیکه مانند وسیله در آزمایشگاه ها ومکان های تجربیوی؛ ویا سا

    بیشتر ببینید
  • 2016-04-17بـــانـــــــــــــــــــ

    تمامی روزهای من نمیشه می کند برگرد مرا لحن صدای تو به نشه می کند برگرد  هنوزم زنده می گردم من از آب وهوای تو غمت تازه نهالک را بی ریشه می کند برگرد بیا ای باغبان دل در

    بیشتر ببینید
  • 2016-04-17سرود پـیـــر مـعـانـــی:

    گذر افتاد به گذر گاه  گهربار  که یکی خانه به دوشی  می نویسد به خموشی   "می درخشد مهتاب می تراود شب تاب..." من که مهتابی ندیدیم من که شب تاب نه گزیدم همه شب  "چله" تاریخ  

    بیشتر ببینید
  • 2016-02-25سخنی بــــــــــــــه غور

    هم دیاران عزیز ! این نامه حرف دل یک جوان هم دیار تان است ، نقد و نظر های تان اگر وقت خواندن این نوشته را تا آخر داشته باشید سازند است .   جوانی ام زاده این سرزمین (غور)سر

    بیشتر ببینید
  • 2016-02-24نــــامــــه شـمـــاره 10

    نویسنده : نثاراحمد کوهین .   گیرنده : ناشناس .   عزیز ترین عزیزم ! این روزها روز عاشقان بود؛ با اینکه از فرهنگ غربی خوشم نمی یاید؛ اما به خاطر اینکه در فرهنگ ما عشق،محب

    بیشتر ببینید
  • 2016-01-04افــــــراط و تـفـــریــــ

    نمی دانم به حال این ملت خنده کرد یا گریه ؟ تا صحفه فسبوک را می گشایم همه مغزها و  نغزها  به طرف بازی فتبال  و باخت برد آن حرف دارند . واقعن انسانیت ما کسانی که  ادعای ان

    بیشتر ببینید
  • 2016-01-04حرف هـــــــــــــــــــا

    امشب این سستم کانه همه هی می لرزد سقف و دیوار دره خانه همه هی می لرزد کوچه همسایه سر خلوت شب می خوانند اوطرف دستی به پیمانه همه هی می لرزد کمی این سو سر به گرمابه مستان

    بیشتر ببینید
  • 2016-01-03نبشته پــاشـیـــــده:

    نمی دانم چی بنویسم واز کجا باید بنویسم؟ روزها شده که توان نوشتن ازمن سلب و فکر نوشتن در مغزم  انجماد گردیده است. مرگ وزنده گی ما به اختیار ما نیست  و ما انسانها با وجو

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-20سیما جوینده غور را به گور تب

    سخنم به طرف داران جوینده والی برکنار شده غور است که مرا به عنوان مخالف جوینده لقب های گوناگونی دادند ودر باور بعضی شان من آدم حسودی هستم؛ وشاید در باور وطرفداران الح

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-17حـــــرف ســــــــــــرد:

    همین که زنده گی بامن به جنگ است  به هرسو میروم زوری تفنگ است دیگر ازمن سعادت را چی جویی ؟  سعادت واژه است حرف قشنگ است تو که در ملک غیر آواره گشتی  یقین دارم دل پاک تو

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-17ماجرای از عشق شهریــــــــ

    انسانها باوجود که دریک دنیا زندگی می کنند؛اما اگر دقیق شویم هرگروهي ازخود دنیای دارد وبعد از گروه  هرشخص از خود دنیای منحصر به فردی را مالک است. دنیای شاعران جدا از د

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-16پاسخ بــــــــــــه مخاطب

    امیدوارم دوستان دیگر فخر فروشی تصور نکنند ومن قبل ازهر تفاخر دیگر به انسان وانسان بودن فخر می کنم ؛ اما شما میدانید که هرکس را باید به زبان خودش فهماند... منم غوری غر

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-16تــــــــو رفــتــــــــی:

    تو رفتی رفتند از من گرفته همه آرا مش، روح و روانم تو رفتی ای تسلی خاطرمن شکست پیوندی بین کاروانم  تو رفتی زندگی باتو سفر کرد   شب روز نعش او در شانه ی من تو رفتی خاطرا

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-11بـــوم شـبـگــــرد:

    زمستان است امشب همچو احساس شما سرد است  درین بخش این ترنم هایی احساسات من درد است   کی می داند؟کی می خواند ؟ رموز واژه هایم را ؟ من و  این قالبی تازه هزاران شعر تک فرد

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-11استعفا ها و پیامد هـــــــا

    به عنوان یک جوانی که حد اقل چهار سال می شود راجع به تحولات افغانستان  کتاب می خوانم، و باورمندم که یکی از عوامل عمده واساسی که وطن ما یک نانش دونان نمی شود همسایه ناخل

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-11استعفا ها و پیامد هـــــــا

    به عنوان یک جوانی که حد اقل چهار سال می شود راجع به تحولات افغانستان  کتاب می خوانم، و باورمندم که یکی از عوامل عمده واساسی که وطن ما یک نانش دونان نمی شود همسایه ناخل

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-11حـــــــرف رو لب:

    آسمان امروزه می بارد شگوفه هایی خویش برف های مو سپید از شدت غمهایی خویش  من کنار روزنه زنبيل غم در شانه ام  کاش می شد همچو برف افتاده در دنیایی خویش رنج هجران داغ جان

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-03چرا نمــــاد عشق یک قلب تیر

    ؟ در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. خدای خدایان زئوس نام داشت . یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در کوه المپ دعوت کرده بود. دیوانگی و جنون هم

    بیشتر ببینید
  • 2015-12-01خودش خود را نقد می کند: سیما

    این معقوله بارهاست با تجربه کمی که از زندگی دارم در پیش چشمم ثابت می شود؛: "دروغگو حافظه ندارد." بلی واقعن که دروغگو حافظه نداشته،وبعضی از دروغگوی ها بر علاوه که حافظ

    بیشتر ببینید
  • 2015-11-11خاطرات امـــــــــــروز من

    مورخ: 20/8/94  ...امروز دلم به حال وطن و هم وطنم می سوزد؛ تا آن حدی که  نمی توانم خوده کنترول کنم وبی اختیار اشک ازچشمانم سرازیر می شود. هم اوتاق هایم از اشک چشمان وچهره پر

    بیشتر ببینید
  • 2015-11-11جـــــــــوان دهـکـــده:

    تبار من ! نعش غرور مرده تان سنگین است به شانه های شعر جوان دهکده تبارمن! پیکر تاریخ بی مورخ ات مثال خون دلم خونین است به گفته های بی ثبوت و مدعا دار جوان دهکده تبارمن! ت

    بیشتر ببینید
  • 2015-11-07سنگسار رخشانه در غور به جرم

    در استان غور دولت وجود ندارد؛ روابط بر ضوابط شلاق حاکمیت می کوبد و هیچ بخشی از مسولین دولت توان اجرا مسئولیت خویش را ندارد ویاهم اجرا نمی کند. من زاده این سر زمین(غور)

    بیشتر ببینید
  • 2015-11-05نامه ی به دوخواهر درخون خفت

    (به خواهرم کشور وخواهرم رخشانه) خواهرهای عزیزم! وقتی جسد های به خاک وخون خفته، جسم لطیف وزنان شما را مالا مال خون می بینم بی اختیار اشک چشمانم سرا زیر می شود؛اما صادقا

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-25بود و چی کرد

    ؟ لیلا! توبیا که من سرد می شوم پایز غربت است ومن زرد می شوم این جا، برای غریبه ها جهنم است من نعش غرورمرده، یک مردمی شوم پس کوچه های دلم غبار غم گرفته است بنگر که چی سا

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-25جوینده اروپا می جوید:

    طالب ها بازاری ، شهرها انتحاری،  والی های فراری می شوند. با استناد ازنظر دوستان،قرینه های رفتار،گفتارجوینده وشرایط میهن می توانم حدس بزنم که هدف جوینده چیست؟ 1: ( اگ

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-22نقدی بر نبشته ی یک ارباب:

    بزرگ  نداند بزرگی ز چیست به تحقیر گویدجوان دیگه کیست؟ یکی از ارباب های دیارم مطلب  بلند بالا وقامت رسای درصفحه فیسبوک خود نبشته بود، ومنی که کمتر به نشستن همرای اهل

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-19درود بر جوانان غیور

    درود بر جوانان غیور که احساس مسولیت نمودند وحق خواهی ومدنی خواهی خویش را باشیوه مدرن ودموکراتیک در کابل، شجاعانه وقاطعانه دور از هرنوع وابسته گی سازماندهی ورهبر

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-19کربلا بــــــی حسین:

    درکشاکش می کشم درد، چنان نه حسین، در کربلا دید است وآن زادگاه یم کربلایست بی حسین می کشم دودی درون اندر نهان کربلا یکبار، پرخون گشته وبس شهرما،هر روزه دارد خون فشان

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-10نامــــه ی به والی غور:

      اراسال کننده: یک دانشجو گیرنده: بانو جوینده والی غور مورخ: 17/7/1394 درود واحترامات دارم به محضر جناب والی صاحب ولایت غور! امیدوارم که حالا، حالا ها قهرشان به سرمن کمی

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-07مظاهره غور و پیام من:

    هم دیارانم! ببخشید! ضرب المثلی است که میگویند (کار پیرزالک را که تمام کردند بعد پیرزالک دروازه خود بسته می کند.) روز نخست تقرری جنابه جوینده با تمامی دلایل منطقی با در

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-07فاجعه قندوز وحرف کلان؛:

    بحث قوم گرایی درافغانستان یک بحث قابل توجه است.به قولی:فرار از مشکل،مشکل راحل نمی کند، باید با مشکلات  شجاعانه رو به رو مبازره نمود و راه حل را جستجو و پیدا کرد. فاجعه

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-06در یک سال من چی گفتم:

    سال پاردرست درهمین روزها بود که فیسبوک من ازطرف چندجانی،حیله گر،شیاد وانسان فریب هک گردید.به بهانه سال روز،یک مظلومیت،ناراحت شدن واز دست دادن تمامی دل نبشته هایم م

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-05تجلیل بی بدیل توهین است:

    ارزش آموزگار رانمی توانم وصف کنم چون واژه های که من میدانم  دربیان وصف آموزگارعاجزهستند. درموردتاثیرآموزگاربر روندجامعه انسانی آنقدرمیدانم که اگرآموزگاری نمی بود

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-05دیک سر پوش:

    رفته ، رفته سرد وخاموش می شوم بعد ازین من خانه بر دوش می شوم خواهرم! برادرم! درپیش چشمم جان سپرد من چی سازم؟ دیک سرپوش می شوم در تجاوز در تعدی جان می گیری زمن خنده می سا

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-03بدخشان در پرتگاه سقوط:

    هیچ کس نمیداند که یک دقیقه و یک ثانیه بعد چی می شود؛ اما سراسر مردم شهر فیض آباد در هراس وحشت قرار دارند. چند دقیقه پیش جهت خرید مواد خوارکه سری زدم به شهر، بیشتر دهکان

    بیشتر ببینید
  • 2015-10-02عادت مــــــــــــــی کنم:

    رفته رفته با غم، تکرار عادت می کنم با قلم وکاغذ وسیگار عادت می کنم روز وشب آهنگ غم خواهم نواخت در نوایی سنتور و گیتار عادت می کنم می کشم چشمان آن سرو خیالستان خویش چشم

    بیشتر ببینید
  • 2015-09-29سد سکندری:

    سقوط استان قندوز گویایی یک معامله و تکرارتجربه دیروز است. من درکشور زندگی میکنم که مردم اش مصروف تجربه کردن هستند نه تجربه آموختن. اگر سری به صحفه های تاریخ افغانستا

    بیشتر ببینید
  • 2015-09-27لیلای قرن بیست و یک:

    من صدایی شهر گمنام تو یم من همان ساقی همان جام تو یم تو همان لیلای قرن بیست یک من همان مجنون سرسام تو یم تو همان شیرین شهر خسروی من همان فرهاد ناکام تویم تو همان عذرای

    بیشتر ببینید
  • 2015-09-23بــــوف کورناخوانده…

    می رسد روزی که بی ما می شوی خاطر افسرده زغمها می شوی می رسد روزی که دانی حال من با غروت غرق سودا می شوی سردوساکت چون "هدایت" گونه ام "بوف کور" نا خوانده ی ما می شوی نامه

    بیشتر ببینید
  • 2015-09-23دفـتــر جـوانــــــی:

    دفتر جوانی را باید بست  رنگ جوهر به مداد خشک شده  این سیایی سفید گونه ابر بسی ازبغض گلویش بشکست  عاقبت دهکده  را ویران کرد طفلی معصوم به کوچه داد زده  هایی ! مردم بخدا

    بیشتر ببینید
  • 2015-09-23دهــکـــــده ام

    در دهکده ام واژه یی تزویر زیاداست تکریم به انسان نفس گیر زیاد است درخاطره ام حادثه یی ناله وافغان ازهرنظری بغضی گلوه گیر زیاد است این خانه یی ویرانه واین میز شکسته د

    بیشتر ببینید
  • 2015-09-15جام غور جان من است:

    سخنی دارم به دوستانیکه کمربه نابودی سایت جام غور بستند امیدوارم ارزش خواندن تان را داشته باشد. بادرود واحترامات برهمه دوستان گرامی! عزیزان سایت جام یک سایت نه بلکه

    بیشتر ببینید
  • 2015-09-15مسعود و تاثیر آن بــــــر د

    10سنبله 1332 در دهکده جنگلک پنجشیراستان پروان در خانه دوست محمد افسر پولیس فرزندی به دنیا آمد ونام اش را احمد شاه گذاشتند وبعد ازچندی خودش لقب مسعود را انتخاب نمود. پنج

    بیشتر ببینید
  • 2015-08-22شهر مـــــن کجاست:

    مرا پرسند که شهر توکجاست؟ آری سوال خوبی است، امیدوارم بتوانم جواب قانع کننده وفهمنده ی ارایه دارم. کشورم را که میدانیند؟ همین سر زمین سرهای بریده، جسم های به خاک خو

    بیشتر ببینید
  • 2015-08-20دیـــن مـــــن:

    اگر قتل وقتال دین است؟ مرا کافر بخوان دیگر اگر جنگ وجدال دین است؟ مرا کافر بخوان دیگر اگر دین دشمنی دارد، به این اطفال سرگردان؟ اگر این قیل وقال  دین است؟ مرا کافر بخ

    بیشتر ببینید
  • 2015-01-16نـــــــا هنجاری هــــــــ

    ما ز دولت چشمی خدمت داشتیم خود غلت بود آنچه ما پنداشتیم   امروز آنچه که اذهان جوانان غور را در هر گوشه وکنار کشور به خور مشغول ساخته عدم امنیت وضعف اداره سالم در ولا

    بیشتر ببینید

نوشتن دیدگاه