مجلات و کتب

غلام نبی حنیفی

22Aug2015 05:49PM
0
آشنایی با دیار گاوکوش تولک


آشنایی با دیار گاوکوش تولک

دهات(قریه جات)  گاو کوش که به لهجه محلی بنام «ناوه گاوکوش) و یا هم براساس تقسیمات محلی نفوس ولسوالی تولک بنام «دهه» گاوکوش یاد می گردد، بصورت شرقا وغربا در وادی یکی از مهمترین معاونین دریای هریرود که از آن دریا در آریانا دایرة المعارف بنام «دریای تگاب ایشان» یاد گردیده و در لهجه محلی که به نظرم درستر می باشد بنام «تگاب اشنان» است و در برخی نقشه ها وکتابهای جغرافیایی افغانستان بنام «دریای کاوغان» ودر کتب جغرافیه دریای تگاب اوشلان یاد شده، واقع گردیده است.
 دهات گاوکوش شامل حدود بیست قریه خورد وبزرگ می شود که در حدود تخمینی بالاتر از هزار فامیل در آن زندگی می کند.
دهات گاوکوش در قسمت شمال شرق ولسوالی تولک و در قسمت وسط مرز غربی ولسوالی شهرک با ولسوالی تولک ولایت غور و جنوب شرق ولسوالی چشت ولایت هرات قرار دارد.
 کوه های شمالی دهات گاوکوش مشرف است بر قسمت های از وادی هریرود که به اصطلاح محلی کاسه خانه بند سلما را تشکیل می دهد یا به عبارت در امتداد ذخیره اصلی با طول 20 کیلومتری بند سلما قرار دارد، در قسمت شرق دهات گاوکوش قریه جات دهن حصار قرار دارد که از مربوطات ولسولی شهرک ولایت غور می باشد و در قسمت غرب دهات گاوکوش قریه دهن چهار راه ودر امتداد خط جریان دریا وقریه جات تگاب اشنان قرار می گیرد در قسمت شمال وجنوب آن کوه ها وتبه قسما علفزار وپوشیده از جنگلات ودرختان بی ثمرقرار دارد که در سر تبه های هموار این کوه ها زمین های زراعتی للمی مربوط اهالی این قریه جات قرار دارد که بخش اعظم از غله جات خوراکه این اهالی از همین اراضی تهیه می گردد.
 اراضی للمی پشته قولق وماله سار وپشته یمه گگ در قسمت سرتپه کوهای شمالی دهات یاد شده  که ده ها هزار جریب زمین زراعتی للمی را در خود احتوا کرده اند، بصورت ویژه نقش اساسی در امرار معاش اهالی یاد شده و مناطق همجوار آن بازی می کند.
معادن گاوکوش:  در قسمت دهسرخ یکی از قریه جات گاوکوش یک وادی فرعی(به اصطلاح محل شیله یا جری) قرار دارد که بنام جری لعل بندان یا به لهجه محلی(نعل بندان) یاد می شود که درآن جر معدن لعل بندان قراردارد و براساس نقشه معادن افغانستان آن معدن، معدن جست وسرب است، براساس اظهارات اهالی معدن یاد شده درسالهای نزدیک پیش از انقلاب تا چند مدتی بعد ازابتدای انقلاب تحت کار قرار داشته و مواد معدنی از آن استخراج می شده ولی به دلیل نا امنی های بعد از انقلاب کار آن متوقف گردیده که تا هنوز دولت افغانستان دوباره به سراغ ن  آن نیامده است.
 در برخی کوها ی همجوار معادن کچ هم بصورت فراوان وجود که مردم ازان گچ را بصورت غیر فنی استخراج نموده مورده استفاده قرار می دهند که ازان جمله می توان از گچ خیران، کهنه، اویان وغیره نام برد.
آثار تاریخی: 
الف- مناره های گاوکوش: در جمله قریه جات کاوگوش قریه ای است بنام مناره که در قسمت تقریبا میانه گاوکوش موقعیت دارد که در این قریه در حدود هشت منار یا به اصطلاح محلی کشک وجود دارد که بر اساس اظهارات اهالی صد ها سال قدامت تاریخی دارد، اما متاسفانه که برخی ازانها کاملا تخریبا شده و برخی از آنها نیمه مخروبه است.  هرکدام از این کشک ها بنام خاص یاد می شوند که از قدیم مانده است، از قسمت غربی این قریه وقتی وارد شوی با اولین کشک بنام خم ریگ روبروی می شوی که در قسمت جنوب دریای تکاب اشنان که در این منطقه بنام دریای گاوکوش یاد می گردد، واقع گردیده است. روبروی این کشک در قسمت شمال دریا، کشک دیگری است که بنام کشک دهن یژگه یاد می شود که متاسفانه در طی همین چند سال اخیر بخاطر استفاده از مصالح ساختمانی آن از طرف مردم محل تخریب گردیده است. در قسمت وسط قریه که بنام پشته مناره یاد می گردد کشک بزرگی وجود دارد که آباد ترین کشک ها می باشد و کشک دیگری در قسمت شرق قریه است که  بنام کشک خم مسجد است وکشک اخته خانه در قسمت بالای آن در نیمه کوه قرار دارد وکشک دیگری بنام نغارخانه در سر یکی از یکی از کوهای نیمه مرتفع قریه است که نیمه مخروبه است وبرخی دیگر ازین کشک ها کاملا تخریب شده  و تنها جای ونشان بناء آن باقی مانده است.
ب- غارتاریخی و افسانوی گاوکوش:  هم چنین در قسمت آخر وادی فرعی (شیله) دهن گاوکوش قریه ای بنام سیاه خاک وجود دارد که در قسمت جنوب این نزدیک سربند قریه کهنه غار دیدنی وجود دارد که مشهور بنام غارگاوکوش است  و در بین مردم محل نسبت به آن افسانه های زیادی وجود دارد، البته آنچه نویسنده دیده و سایر بازدید کنندگان از این غار اظهارنموده اند قرار ذیل است: دهانه این غار از سنگ است و بصورت یک چاه می ماند و بعد از پایان شدن باید در حدودی چند متری دوخم راه بروی تا در پهنای غار برسی، سپس دیده می شود که به چند طرف شاخه های از غار امتداد می یابد، لذا برای یافتن مسیر اصلی و سلامت بازگشتن، ضرورت به راهنمای است که چندین بار در غار سیر و سیاحت کرده باشد.
آب وهوا در داخل غار گوارا است  و هیچ احساس کمبود اکسیجن درآن دیده نمی شود وگاهی احساس می شود که نسیم نرمی در حال وزیدن است. در جا جای دیوار های سنگی غار نوشته های یاد گاری باز دید کنندگان قبلی به چشم می خورد که توجه بازدید کننده جدید را بخود جلب می نماید.
در داخل غار سنک ها به شکل گوناگون دیده می شود، که از ان جمله سنگ های شاه و عروس است که براساس افسانه مردمی می گویند که زمانی شاه وعروسی  دران محل به سنگ تبدیل شده است، در برخی جایها ازسنگ مانند شوشه های یخ تشکیل شده است و جالبتر از همه این که در برخی قسمت اشکالی بمانند ظروف تشکیل شده که کاملا مملو از آب زلال و گوارا هستند و برای نوشیدن کاملا مناسب و در برخی جاها چشمه های آب است که اندگی جریان دارد، ارتفاع سقف غار در برخ قسمت های زیاد است وشاید به ده متر یا بیشتر برسد و در برخی قسمت ها کم است وهم چنین عرض غار گم زیاد می شود. در مسیراصلی غار برخی شاخه های فرعی دیده می شود که کمتر کسانی جرئت می کنند آنها را به پیمایند. مسیراصلی غار بعد از گذشتن از دره ملا کمال شبیه یک دره سنگ زار است.
جالبتر از همه این است که در قسمت وسط غار بعد از طی مسافت حدود بیست دقیقه الی نیم ساعت یک دره بسیار عمیق قرار دارد که در بین مردم محل بنام دره ملا کمال یاد می شود و درباره آن افسانه های وجود دارد، انداختن سنگ قابل حمل و شنیدن صدای سنگ که در عمق دره فرو می رود تنها وسیله ای است که بازدید کنند گان در پیمایش عمق این دره بکار می برند، از کنار این دره راه  بسیار باریک گذشته که می توان پس ازآن به پیمایش مسیر اصلی غار ادامه داد، البته  قابل یاد آوری است که گذشتن از این باریکراه دل وحوصله وجرئت می خواهد، چون خطر سقوط به دره هم وجود دارد، لذا تعداد کمی از بازدید کنندگان از این دره می گذرند، البته نویسنده سطورهذا از این باریکراه گذشته ومسیرطولانی را در داخل غار طی کرده است.
 قابل یاد آوری است که باز دیدگنندگان این غار تا هنوز آنقدر به پیش نرفته اند که به بن بست رسیده باشند یا بجای رسیده باشند که کمبود آکسیجن را احساس کرده باشند واکثریت باز دید کنندکان چندین ساعت را در رفت وآمد سپری می کنند ورفتن در غار خود یک سفر سیاحتی است، کسالت وخستگی دران کمتراحساس می شود لذا بازدید از آن غار در دیدن از عجایب مخلوقات الله جل جلاله پند آمیز ومعرفت افزا است.
زارعت: دهات گاوکوش به نسبت اینکه درداخل یک وادی کم عرض قرار دارد زمین های زراعتی کمتری را در خود جای داده است لذا زمین داری در این منطقه زیاد نیست و اگر زمین های زراعتی للمی نمی بود زمین های آبی تکافوی مواد ارتزاقی اهالی را نمی کرد، با آنهم برخی از مواد ارتزاقی این منطقه از ولایت هرات تامین می گردد.
این نکته هم قابل یاد آوری است که در برخی قریه ها متناسب به نفوس قریه زمین زراعتی آبی وجود دارد اما به نسبت عدم مکانیزه شدن زراعت و عدم آشنایی مردم به زراعت فنی حاصلات زیاد ازان بدست نمی آید دوم اینکه زمین زراعتی آبی این منطقه به دلیل تخریبات آب دریا و سیلاب ها از کوها و وادی ها همواره در معرض تخریبات قرار دارند و از این جهت است که در محل ضرب المثل شده که :" به آب گاوکوش و مردم چهار راه اعتباری نیست" به همه حال اراضی این منطقه برای غرس درختان زرد آلو، سیب، آلو، شفتالو، توت، بادام و چهار مغز بسیار مساعد است و خوب حاصل می دهد اما سایر درختان باثمر کمتر تجربه شده است، از غله جات، کندم، جو، جواری، ماش، لوبیا، عدس، نخود، لنگاش، وبرخی حبوبات دیگرکشت می گردد، پنبه هم می تواند از جمله محصولات آبی باشد، کشت سبزیجات هم با انواع مختلف آن  مناسب است کچالو نیز خوب حاصل می دهد زعفران تجربه نشده احتمالا به دلیل شبیه بودن آب و هوای آن به هرات مناسب باشد.
درین منطقه برخی درختان جنگلی باثمر خود رو هم وجود دارد که نمونه بارز آن زرشک  دانه دار است(که مردم محل ازان بنام زلرگ یاد می کنند) که ازان شربت درست می کنند و بصورت فاکهه ازان استفاده می نمایند، یمه که ازان دوشاب (شیره) درست می کنند، چکه و قوجه و خنجک و غیره از دیگر درختان جنگلی وکوهی خورو می باشد. برخی سبزیجات خوردنی کوهی وباغی هم دراین قریه جات بصورت خود رو بصورت فراوان می روید که از آن جمله سیچ (به اصطلاح محل خلکک)، بجندگ، کندمک، سلمک، پیچک که بصورت پخته خورده می شود، وبرخی دیگر سبزیجات اند که خام خورده می شود که ازان جمله رواش، اشترغاز، گارو، خارک خونلق وغیره است.
گل ها و گیاهان زینتی، عطری و طبی از جمله پوشش های گیاهی این منطقه است که در فصل بهار کوه ها و دشت و دامان این منطقه را می پوشاند و منظره های دیدنی را در برخی موارد تشکیل می دهد.
کوهای این منطقه چراگاهای مناسب برای مالداری است و در کوهای آن گیاهای طبی فراوانی یافت می شود که به برخی ازان ها مردم آشنای دارند و به تعداد زیاد آنها آشنایی ندارند، بگونه مثال درونه یک گیاه طبی است که مردم بصورت فراوان ازان استفاده می نمایند حتی  به دیگر ولایات کشور بصورت تحفه به دوستان وخویشان خود می فرستند. نمونه بارزی فراوانی این گیاه این است که یکی از قریه جات گاوکوش بنام درونه ای یا درونوی منسوب به درونه همان گیاه طبی است.
گیاهی طبی دیگری که شاید مردمان سزمین های دیگر نیز به‌ آن آشنایی داشته باشند شیرین بیان یا شیرین بویه است که مردم محل به آن مخ می گویند. علاوه برآن طی سالیان اخیر گیاهان مختلفی را تجار از این منطقه به قیمت ارزان جمع آوری می کنند وبه هرات می فروشند.
 وبرخی گیاهان دیگری هم وجود دارد که در گذشته استفاده فراوان داشته است که از آن جمله گیاه اشنان است که سابق برای شستن جامه وکالا از آن استفاده می کردند و در کتب فقه اسلامی هم برای شستن مرده به حیث وسیله تنظیف توصیه گردیده است، که در این منطقه بصورت فراوان دیده می شوند، همچنین گیاهی مسواک وگل های ختمی کوهی وغیره پیدا می شود.یافت می شود.
برخی گیاهان دیگری یافت می گردد که در گذشته در حالات اضطراری به حیث مواد غذایی استفاده می کردند که از آن جمله گیاه کدوگ بسیار مشهور است که در ایام حکومت ظاهر در زمانی که قحطی تمام غور را فرا گرفته بود مردم بصورت فراوان ازان استفاده می کردند حتا برخی شاعران محلی از پادشاهی کدوگ در اشعار شان یاد کرده اند.
صنایع دستی: از گذشته های نه چندان دور مردم این منطقه تمام وسایل ضروری زندگی شان را خود شان تهیه می کردند لباس های که می پوشیدند از کتان و پنبه می بافتند و خود شان قیچی می کردند و با سوزن با دست می دوختند خبری از تکه های بافته شده فابریکات تکه بافی و ماشین خیاطی نبود، ظروف غذایی خویش را خود شان از چوب و از گل می ساختند و کاسه و قاشق های چوبی و گلی تا سالهای پیش و یا در برخی خانواده ها تا حال موجود است
فرش، نالین، لحاف و بالش وسایر لوازم خانه های شان را همه خود شان از پر و پشم پنبه وموی حیوانات درست می کردند و بافندگی بصورت مختلف از رونق خوبی برخوردار بوده که بصورت قالین بافی، گلیم بافی، نقش بافی، چپرو بافی، قجری بافی، پیچ بافی، پلاس بافی وغیره وجود داشته که در حال حاضر گلیم بافی وقالین همچنین در رونق خود باقی اس و سایر انواع بافندگی در حال انقراض است.
مردم وسایل ذخیره غله جات شان را خود تهیه می کردند، جوال را برای قنار یا ذخیره و حمل ونقل آرد وسایره غله جات از موی و پشم درست می کردند و انبان را از پوست حیوانات درست می کردند جانماز از پوست گوسفندان کوهی و بز کوهی درست می کردند و کتابها را از پوست پوش می کردند از پوست حیوات مشک آب و از گل کوزه آب برای ذخیره و خنک ساختن آب استفاده می کردند همچنین از پوست حیوانات مشک های برای ذخیره و نگهداری ماست و شیر و روغن تهیه می کردند و از پوست خیگ و از سریش (شریش) دبه روغن درست می کردند. حالا دیگر زیاد خبر از وسایل دست ساخته ای کمتر بگوش می رسد البته دانش ساخت این وسایل دستی تا هنوز وجود دارد و در برخی موارد کم گردیده و در حال انقراض است.
صندوق های چوبی و دروازه چوبی با نقش و نگار های بسیار ظریفی می ساختند که نجاران فعلی توان ساخت آنرا کمتر دارند البته کسانی وجود دارد که می توانند وسایل و ظروف چوبی با ظرافتی بسازند اما بسیار به ندرت.
از گیاهی بنام لوخ تناب می بافتند وا استفاده می کردند، وسایل وابزار غلبه(گاورانی) را خود می ساختند که تا حال خود می سازند، وسایل وابزار کار را می ساختند و هنوز می سازند.
فنی دوزندگی هنوز به قوت خود باقی است، و دوختنی های از شماره دوزی، خامک دوزی، گل دوزی وغیره انواع دوخت ها تهیه می کنند.
فن صابون سازی هم در این منطقه از قدیم رایج بوده و فعلا هم پیره زنانی وجود دارد که از لاشه و روغن حیوانات صابون تهیه می کنند، اما مردم این زمان کمتر خود را زحمت می دهند، و به اصطلاح نان خود را پخته می خواهند.
بصورت کل دیده می شود که تمام بخش های زندگی مردم در گذشته وابسته به صنایع دستی خود شان بود است که در حال حاضر زندگی مردم بیشتر به وسایل و تولیدات ماشینی وابسته گردیده و برخی صنایع دستی محلی در حال انقراض است.
در اخیر باید گفت که مردم این محل در گذشته با صنایع دستی بیشتری آشنا بودند و همه نیاز شان را خود شان در قریه و محل خود و زندگی اقتصادی شان کمتر به بیرون از محل وابسته بودند تقریبا می شود گفت که نمونه بارز از استقلال را تمثیل می کردند، اما حالا وابسگی مردم به بازار و کالای صنعتی زیاد شده و برخی صنایع دستی این محل در حال انقراض است. 
مواصلات: در گذشته کدام سرک و راه مواصلاتی  موتر رو نداشته  اما راه های مواصلاتی کاروان رو وجود داشته که مهمترین راه مواصلاتی راه پیلوند، زقند، دورنوی  وبرخی راهای دیگر بوده است که با عبور از شاخه ازسلسله کوه سیاه کوه به منطقه شیرخاچ و یا چشت شریف ولایت هرات وصل می شده است. از جمله راه های یاد شده راه پیلوند که نه تنها راه مواصلاتی عمده قریه جات گاوکوش بلکه راه مهم مواصلاتی  کاروان ها و غافله ها ی ساغر، وتولک وحتا سایر مناطق مانند تیوره وپسابند بوده که از آن عبور می کرده و به چشت و هرات برخی محصولات محلی را انتقال می داده  واز هرات بصورت عموم غله جات  و سایراقلام مورد نیاز مردمان محل را انتقال می داده است.
اما در سالهای اخیر همان راه مواصلاتی پیلوند به راه موتر رو تبدیل  و به مهم ترین راه مواصلاتی ولسوالی های تولک، ساغر شهرک و برخی مناطق همجوار تبدیل گردید اما حالا که بند سلما بسته شده این راه مواصلاتی در حال مسدود شدن است، هرچند مسدود شدن این راه مواصلاتی خبرخوشی برای مردم نیست اما در پهلوی آن، بسته شدن بند سلما برای همه مردم افغانستان خبر خوشی بوده و خوشحال کننده  است.
و در پهلوی این یک مژده و خوشبری  دیگری برای تمامی کسانی است که از راه پلوند رفت و آمد می کردند، و آن اینکه خوشتبختانه راه مواصلاتی دیگری از قریه درونوی یکی دیگر از قریه جات غرب گاوکوش به طرف ولسوالی چشت شریف در حال باز گشایی وتکمیل شدن است که به مراتب کوتاه از راه پیلوند است این مسیر جدید که از قریه دهن پیلوند به طرف غرب تا قریه دهن درونوی امتداد یافته پس ازان به وادی یا شیله درونوی مستقیم به طرف شمال تا سر بند و کوتل  قولق که به اصلاح به آن کوتل روی پهلو گفته می بدون کدام کوتل قابل توجهی ادامه می یابد و پس از گذشتن از پشته قولق و پایان شدن از کوتل ده زبر، به قریه ده زبر در قسمت پایان بند سلما به مسیر چشت- هرات وصل می گردد.
مزیت های که این راه  دارد، اولا کوتاه بودن آن است، دوم اینکه مسیر بیابانی کم دارد بناءً از امنیت بهتری برخوردار است و مسافرین و موتر داران با تشویش کمترمی توانند از این را عبور نمایند.
راه های مواصلاتی دیگری هم وجود دارد که این منطقه را به مناطق از ولایت غور وصل می کند، از جمله راه غال رمه ولعل بندان که منطقه گاوکوش را به منطقه چهار راه وازآن طریق به ولسوالی تولک، ساغر، لسوالی شهرک ، دولینه، پسابند وتیوره ومرکز ولایت غور وصل می کند، همچنین راه مواصلاتی گاوکوش دهن حصار است که منطقه گاوکوش را به قریه جات غربی ولسوالی شهرک واز آن طریق به ولسوالی وسایر مناطق ولایت غور وصل می کند.
اما متأسفانه ناوه گاوکوش به طرف غرب خود به سمت ناوه تگاب اشنان راه مواصلاتی موتر رو ندارد ویکی از نیاز های شدید مردم گاوکوش ومردم تگاب اشنان نیز به حساب می امید است که در آینده مسئولین امور در زمینه توجه نموده راه مواصلاتی را از ولسولی شهرک تا آخرین قسمت قریه جات گاکوش در امتداد دریای تگاب اشنان ادامه یافته به منطقه تگاب اشنان وصل گردد که از آنها این مسیر به هرات وصل است، تحت کار گرفته شود  و این دو منطقه مهم ولسوالی تولک که از آب فراوان برخور دار هستند نیز به هم وصل گردند.

یاد داشت های از غلام نبی حنیفی

نوشتن دیدگاه