مجلات و کتب

جام غور

23Jun2015 11:40PM
0
احساس همدردی: مولوی لا عبدالله

از طرف شعرا واهل ادب الله یار

اسلام این دین تابناک درهمه حالات اندوه وماتم به  پیروان خود صبررا تاکید ویگانه راه نجات توصیه کرده است. اکنون که جفای روزگار یکی پی دیگری درمنطقۀ الله یار آشوب به پا میکند وبزرگ مردانی را یکی بعد دیگری بکام نابودی میکشاند، جز صبر وحوصله مندی کاری ازدست مان پوره نمیباشد. با اتکا به حکم الهی ونیز حکم دیگر قرآنی که باید خودرا به مظلومان غم شریک دانسته  و بخاطرازدست رفتن ایشان آه سردهیم وافسوس بکشیم . به امید اینکه این آه وافسوس به جرقۀ بزرگی تبدیل وباعث حل مشکل آدم کشی وشرارت پیشگی گردد. اینک بخاطر غم شریکی با مولوی محمد از قریه سیاب ناوۀ غار موشک وکودیان الله یارکه ایشان یکی از ملا امامان شناخته شدۀ الله یار درزمان جهاد بود، شعرا واهل ادب احساسات خودرا بیان فرموده اند . دست اندرکاران ماهنامۀ جوانان الله یار خودرا دراین فاجعه شریک دانسته وبا جمع آوری احساسات اهل درک ومنطق آنهارااز طریق ماهنامه وسایت جام غور به نشر میرسانند تا بلکه بگوش واحساس شرارت پیشگان اثر گزارشود وبه قلب ودماغ ایشان رهنما گردد تا دیگر دست ازاین عمل بردارند ومطیع ذات حق سبحانه شوند.

مولوی محمد ازشاخۀ قیصروقاضی مناطق الله یار های جوند وبادغیس بود. مردم تمام دعاوی خویش را به حل او می سپردند. وی تافعلا زنده ودرقریه سیاب زندگی دارد.
دراین اواخر روزگار بااو سرناسازگاری را پیشه کرد وبه چندین مصیبت گرفتارش ساخت از جمله آخرین مصیبت این بود که بتاریخ 27 قوس سال جاری به تعداد 400 نفر ازالله یاران شریر وجنگ جو بالای قریه خاکسترک حمله بردند ودراثر مشتعل گردیدن جنگ،  فرزند بزرگ مولوی بنام ملا عبدالله به خاطر دفاع از جان وناموس اهالی قریه از طرف حمله گران بشهادت رسید. انا الله وانا الیه راجعون.
بمناسبت قتل موصوف شاعران الله یار تعزیت نامه ها ومرثیه هائیرا عنوانی عالم موصوف ارسال کردند که درذیل بمطالعه دوستداران شعر وادب وضد جنگ وشقاوت تقدیم میگردد:
شاعر روی گلی نور بنام حاجی نورمحمد از قریه غارگردک  پیام تسلی دهنده ایرا با این سروده تقدیم وی کرده است:

قاضی القضات غور وبادغیس ای عالی جناب
صد ســــــــلامت میرســاند بنده ازقلب کباب
 
آه ُواویــــلا ز ظـــلم قــــوم پـســت الله یــــار
هریکی شان درمسیر بغض و کین دارد قرار
 
کشتُ کشتار های بی تذویر، حقارت را به بـیـن
جنگ هرقریه به قریه ظلم وغارت را به بین
 
ملا عبدالله نبــــود لایـــــق که گردد ســرنگون
ناوکِ دشــــمن وجودش را نموده غرق خون
 
مــادرِ پیری ضعیفــش برسرش ماتم ســراســت
این چنین جورُجفـآ برهر مسلمان کـی رواست؟
 
فامیل و همــشیره گانـــش تلخیی مــرگه چـــشید
لحظه ئی که این حدیث قتل مرحوم را شـــــنید
 
قـــال الله راجــــعون گـــفتنــد بنــامــش دمــــبدم
جمله اخوانـــش ازین حادثه اندر رنج وغــــــم
 
بـــــاش صابر ای جناب از تقدیر امری جــلــیل
کــن طلـب ازنزد رحمـــن دمبدم صبر جمــــیل
 
بــرمســلمانان مــــیراث گردید شــــهادت ازازل
هیچکس را نیست خلاصــی ازدم تیغ اجـــــــل
 
شــکر میدارم زالطاف خــــــــداونـــــد ســــلیم
که قاضی زاده چـــشید از میوۀ باغ نعــــــــــیم
 
سیف ابروی گلــی نور کرد شاعررا شـکار
ازکباب جگـرش مخمـورشد هـرمورومار

 

الحاج نورمحمد شاعر محلی قریۀ غارگردک الله یار
تاریخ رسید این شعر: 25.02.2012
برابر با 6.12.1390.

مولوی لا عبدالله

عکس ازمقتول ملا عبدالله

 

شاعر دیگری بنام مستعار"فانی " که همان ملا عبدالعزیز غارخواهد بود ، درمرثیۀ شهید ملا عبدالله سرودۀ خودرا چنین عنوان داده است:
 
بمناسبت درگذشت فرزند مولوی صاحب استاد باشندۀ سیاب

ای ورق ازمـن به مولانا ســلام
عالم دین قاری شیرین کـــلام
 
گـــوی با استــــاد دانــــا ازادب
تعزیت ازعمق قلبم بی نصـب
 
ای تو استاد شـــــــریعت عالمی
شد دلت رنجورزدست ظالمی
 
میـــــوۀ قلــب ترا بگرفــت حق
امتحان ازجــانب رب الفــــلق
 
سالخورده عالمی شیرین سخـن
ازتوپرنورهرکجا دشتُ دمــن
 
تســـلیت گـــویم تــرا ازراه دور
رفته گان رابخشدآن حی ّغفور
 
تن زپیری نا توانُ خـــسته شــد
عشرت فانی برویت بسته شـد
 
شمن نا مـــرد قلـبت چاک کـرد
ارجمندت رامگردرخاک کرد
 
همچو یعقوت دیده ات بی نورگشت
ازخجالت دشمنانت کورگشـت
 
ازخــداخـــواهم تـــرااستـاد دیــن
باجــــوار صابرانش همقـرین
 
التـــجادارم مــن از رب جلـــــیل
تادهد استـــاد را صبرجـــمیل
 
فانی مسکین غریق صدگناست 
امـــیدش فــرداجــوارانبیا ست
 

تاریخ رسید: 17.12.1390

 

سرودۀ ملا احمد شاه " احمد زاده" در مرثیۀ شهید ملا عبدالله  فرزند مولوی محمد باشندۀ سیاب الله یارکه بتاریخ 27 قوس از طرف گروه آدم کش دراثر حمله بالای قریه خاکسترک درحین دفاع از جان وناموس اهل ناتوان قریه  به شهادت رسید:

 

صد هزار افسوس که امروز از کنارم رفته است
ازکنارم چی که از ملک ُ دیارم رفته است
 
بود وی سـردفـــترُ  سـرخیل جمله دوســتان
بی مجال این مقتدای نامــــدارم رفته است
 
جای شان خالی بود آن اخوی بالا مقـــــــام
طوطی خوش لهجۀ ازمرغزارم رفته است
 
کی قــــلم تحریر بتواند به شان آن سخـــن
ســرور سالار مـن از سردیارم رفته است
 
عــزتــــش بود ذلّــتی بـــردشمنان ســرزمین
لاله چون گلگون کفن ازلاله زارم رفته است
 
انتـــقامـــت را خـــدای کبریا جــبران کـــند
چونکه برحــق بود ماهِ ده چهارم رفته است
 
روزُشــب گوید احمدزاده بدوستان این سخن
ملا عبدالله مونــس وغمـگـسارم رفـته است


بااحترام
از طرف شعرا واهل ادب الله یار
چغچران، حوت 1390

نوشتن دیدگاه