مجلات و کتب

نظر محمد غوری

13Jan2015 10:57PM
0
ازدواج در غــــــــــــــــور
 

عروسی 
تفحص )تحقیق)عرف ، عادات وکلتور ، حادثه جدید نه ، بلکه جز ثقافتی به شمار میرود که بررسی وموشگافی ژرف انسان را به دوره فهم عامیانه ویا برعکس به انحطاط وافول آن معاضدت وچهره واقعی ومصنوعی ایجاد گرانش را عریان می نماید. چنانچه کشور باستانی ما روزگاری مهد مدنیت ها ، گذرگاه فرهنگها وپرورشگاه فکر وتهذیب انسانی بوده فرهنگ های مختلف وفراوان را درسینه دارد که به طور مختصر شمه یی از رسم عروسی مردم غور خدمت خوانندگان تقدیم میگردد.عروسی که هدف اصلی آن تشکیل خانواده پیوند وصمیمیت بین دو جنس پسر ودختر در شرایط مساعد جهت تداوم نسل وبقامی باشد که در غور به شکل ذیل صورت میگیرد.


1 – عروسی مروجی وتعویضی:
دراین عروسی ابتدا دختر از طرف فامیل پسر پیشبینی وانتخاب میشود، نخست پیشبرد امور محوله به صورت سری به دوش یک الی دوخانم جهت دیدن دختر میباشد که بعداً روی موضوع توافق صورت گرفت آن وقت پیشبرد امور علنی میشود وبعداً یک دسته از موسفیدان با پدر پسر یکجا به خانه پدر دختر جهت طلبگاری (خواست گاری)می روند. اگر دختر پدر نداشت نزد کاکا یا برادر کلان یا تعداد از موی سفیدان قوم قسم خواستگاری میروند این حالت یا پروسه را خواستگاری یاد میکنند. البته این پروسه دوامدار میباشد، یعنی چند مرتبه به نزد فامیل دختر واشخاصیکه درین مورد صاحب صلاحیت میباشد رفت وآمد ها صورت میگیرد وشرایط بعدی وضع میشود. پس از قبول جانبین فیصله میکنند که تا همین اشخاص به روز معین غرض گرفتن لفظ به خانه دختر بیایند . در روز معین همان اشخاص به خانه داماد نان چاشت را صرف وبا اقارب دیگر رهسپار منزل عروس میشوند ، فامیل عروس به خاطر پذیرایی از خواستگاری اگر بین چاشت وشب بود، چای وکلچه بازاری اگر به شب بود نان ترتیب میدهند. قبل از صرف نان یا چای یکی ازبزرگان ویا اقارب داماد به زبان رسا سخن را چنین آغاز میکنند: پدر دختر ویا یکی از صاحبان صلاحیت را گرفته میگوید که این چای ویا این نان از بهر چه ترتیب شده ، عین کلمات یعنی مطلوبه خود را باز به لب می آورد، متعاقباً ، صاحب صلاحیت فامیل عروس نیز موضوع را به این عبارت صبیه ام ، خواهرم ، برادرزاده ام خواهر زاده خود را به "فلانی" نام پسر قنقال "نامزد" نموده ام که بار دیگر طرف قبول طرفین واقع میگردد.
در این هنگام مقداری نقل در پتنوس که روی آن با دستمال ابریشمی یا گل سیب یا سبندی پوشانیده شده توسط برادر عروس و یا کاکایش در مجلس مقابل پدر پسر میگذارد در این وقت مهمانان کف زده از نقلی که بین پتنوس و دستمال است کم کم به اعضای مجلس داده میشود. بعد از آن فامیل داماد مقدار پولی را که قبلاً در نظر گرفته در یک بشقاب یا پتنوس خالی به عوض خانچه به فامیل عروس میپردازند، در هنگام گذاشتن پول در مشقاب این بیت را زمزمه میکنندالبته این بیت در بین مردم ولسوالی تیوره ،پسابند ،شهرک وبعضی از قسمت های تحت شهرسروده میشود:-

جمادی چند دادم جان گرفتم     به حمد الله عجب ارزان گرفتم

بعداً محفل ختم شده، فامیل داماد خانچه و شیرینی را با سرور و شادمانی حصۀ شیرینی باقی مانده را در دستمال دیگریکه بدست عروس دوخته شده باشد، خانچه و شیرینی را از نزدیکان داماد مثلاً برادر، کاکا، پسر ماما، بر سرخود گذاشته رقص کنان جانب خانه داماد میروند و تا این وقت در خانه داماد، اقارب و همسایه های موصوف همه بالای درو بام چشم به راه، دقیقه شماری میکنند، چه وقت آن ها با خانچه عودت میکنند، در خانه داماد اقارب خیلی نزدیک اجتماع نموده به آواز خوانی و دایره نوازی میپردازند، کسانیکه خانچه را تا خانه داماد انتقال میدهد از طرف فامیل داماد برای شان شیرینی با دستمال ابریشمی و لنگی تحفه مینمایند، البته تحفته به توانایی فامیل داماد ارتباط دارد.


پای وازی قبل از نکاح:-
از یک تا چند ماه بعد از لفظ گیری نظر به امکانات، فامیل دختر (دختر خیل) دامادش را پای وازی مینمایند، در این پای وازی داماد را پدر، کاکاها،ماماها و برادران وی را همراهی مینمایند، برنج، روغن، گوشت و غیره را که داماد به خانه خسرش برده یکجا به هم میخورند، البته در این روز فرخنده که زمینه رفتن داماد بعد از همین روز به خانه نامزدش مجوز قانونی پیدا میکند، بعد از صرف طعام مهمانان بعد از خداحافظی به خانه های خود میروند به جز داماد که شب را به خانه خسرش سپری مینماید، یعنی بعد از این مراسم داماد میتواند از فامیل خسرش خبر گیری نماید.


طوی بُری:-
بعد از مرحله لفظ گیری وقتیکه فامیل داماد آماده عروسی شد،فامیل داماد یک مقدار خرچ ((که به نام وجه یاد میشود)) شامل آرد، روغن، برنج گوشت ،بته وغیره را به منزل نامزد روان کرده برای ایشان اطلاع میدهند که ما فردا شب به تعداد چند نفر محدود جهت طوی بری می آییم، بعداً فامیل نامزد هم یکتعداد از نزدیکان خود را که عمدتاً معززین و موی سفیدان می باشند دعوت میدهند، شب موعود تعدادی از موی سفیدان هر دو طرف در منزل عروس خیل می نشینند، بعد از جر و بحث ها و لطیفه پردازی های متواتر سر انجام لستی که از طرف فامیل دختر تهیه شده به فامیل داماد میدهند، فامیل مذکور بعد از ملاحظه و ابراز نقطه نظر خود با تعدیلاتی که در لست وارد میکنند موافقه نموده که اشیای شامل لست عبارت اند از: وجوه نقده (طویانه) جنس شامل آرد، برنج روغن، چوب،بته ، قند، چای،تیل، نمک، تنباکو و سایر اجناس ضرورت عروسی، بر علاوه لست ضروریات عروس شامل گردن بند،چوری نقره یی و طلایی، انگشتر، گوشواره، میخک بینی، چند دست لباس درج لست میگردد که همین پروسه را طوی بری میگویند.


وجه بردن و رخت بردن:-
دو سه روز قبل از شب نکاح یعنی بعد از طوی بری تمام اجناسیکه قبلاً از طرف فامیل عروس پیشنهاد شده و فامیل داماد به آن موافقه نموده بودند، مطابق لستی که قبلاً به آن تفاهم صورت گرفته بود، تمام اجناس را که شامل، گوشت، برنج، آرد، روغن، قند، چای، تیل، چوب و غیره را بالای مرکب ها (الاغ، خرها) اسپ ها بار نموده به قسم کاروان،موی سفیدان به جلو کاروان و به تعقیب آن بر وسیله نقلیه توسط یک جوان و نوجوان همراهی میشود، بعد از رسیدن به خانه عروس خواهران، زنان برادر بالای اجناس مذکور "که به نام خرچ یاد میشود" چهار مغز، قند خشتی، بادام، خسته، پیسه ریزه (پول سیاه) میریزند، آن هایی که خرچ آورده اند با سایر جوانان دور و بربه خوشی و شادمانی آن ها را جمع نموده حتی بعضی از جوانان قبل از آنکه چهار مغز به زمین بیفتد از هوا آن را میگیرند، بعداً موی سفیدان به جلو و نوجوانان و جوانان به عقب آن در حرکت افتیده به جای معینی که خانه یا باغچه یا بر سرصفه های حوض نشسته چای آماده شده را جمعاً صرف مینمایند، قبل از اینکه فامیل داماد اجازه بخواهند که به صوب منازل شان رهسپار شوند، به همه آنهاییکه خرچ آورده اند دستمال، کمربند های که قبلاً از طرف دختر در جریان نامزدی و قبل از آن گل دوزی "خامکدوزی" بافته شده بود در پطنوس به مجلس آورده شده بعداً توسط برادر، کاکا یا کدام یک از اقارب نزدیک به کسانیکه خرچ را انتقال داده است، تقسیم میکنند، مجلس با دعای خیر و سعادت خاتمه میپذیرد.
به فردای همان روز خانم ها یعنی اقارب قشر اناث داماد شامل دوشیزه گان و نوجوانان به شمول همسایه ها تمام اشیاء و لباس هایی را که از طرف فامیل داماد تهیه شده در بکس های مخصوص گذاشته بر سربکسی های ابریشمی و یا دستمال های بسیار زیبا گذاشته و بکس را خلیفه (سلمان) به شانه خود پیشاپیش خانم ها حمل نموده، دختران جوان و نوجوان به تعقیب دایره ها را به صدا در آورده و اقارب شاه آن ها را توسط آهنگهای محلی بدرقه مینمایند، زمانیکه به منزل عروس رسیدند فامیل عروس یعنی مادر، خواهران، خاله ها، عمه ها و خانم های برادران عروس هم بالای بکس رخت، چهار مغز، نقل، بادام، خسته وقند می ریزند و دختران آنها را با شوق جمع مینمایند، کسانیکه رخت آورده اند یعنی اقارب شاه با اعضای فامیل عروس مشترکاً در یک محل معین نشسته سازه های دایره با خواندن های محلی و رقص و پایکوبی اقارب شاه بدرقه میشود، این عملیه تا وقت های نان چاشت دوام میکند، بعداً مشترکاً نان چاشت را صرف نموده بعد از صرف طعام چاشت، هم خانم ها و دوشیزه گان به شکل دایروی نشسته، یکی از اقارب نزدیک شاه که صدای رسا و دلنشین داشته باشد ایستاده شده تمام محتوی داخل بکس را یک یک بیرون نموده به همه نشان میدهد، البته اشیای داخل بکس حاوی دو کتگوری میباشد، یکی آن مربوط عروس، دومی آن به اقارب عروس شامل، مادر، خواهران، خانم های برادر و سایر اعضای نزدیک عروس، البته جنسیت و مقدار آن مربوط به اقتصاد داماد میباشد، همه را نشان داده و هم محفل ختم شده و کسانیکه فامیل داماد را بدرقه نموده رخصت شده، نزدیکان دوباره به خانه داماد میروند.


شب خینه (حنا) :-
بعد از آوردن رخت توسط اقارب شاه یعنی یک شب قبل از عروسی فامیل دختر تمام جوانان و نوجوانان "قشر اناث" ده و قریه به شمول دختران، کاکا، عمه، خاله را به منزل عروس دعوت مینمایند، قبل از صرف طعام شب و بعد از آن عده یی دوشیزه گان دایره می نوازند عده یی آهنگهای محلی را به آواز بلند خوانده، به نوبت پایکوبی مینایند سایرین چک چک "کف" میزنند، محفل تا نیمه های شب دوام میکند، البته قبل از ختم محفل "خینه" حنا که قبلاً توسط فامیل عروس "ترشده" در ظرف معین که در اطراف آن شمع ها روشن شده توسط نواختن دایره و خوانده های :-


حنا بیارید به دستش بمالید— حنا خینه با نقش و نگینه – ما حنا نداریم از کجا بیاریم..

چشمت به من و دل به جای دیگری

من یار تو باشم و تو یاری دیگری


در مذهب عاشقان رواکــــــی باشد

من دست تو بوسم تو پای دیــگری


حــــنا بـــــیارید با دستش بــــمالید

 

حــــنا خـــینه با نـــقش و نــگینه
بیا که برویم از این ولایت منو و تو

تو دست مرا بگیر و من دامن تو


جایی برویم که هر دو بیمار شویم

تو از غم بی کسی و من از غم تو


حــــنا بـــیارید با دســـــتش بمالید

ما حـــنا نداریم از کابـــــل بیاریم


آه حـــــــــنا خینه با نقش و نگینه

ما حــــــــنا نداریم از کجا بیاریم

حنا با پایکوبی و خوشی زایدالوصفی از طرف دوشیزه گان در محفل آورده میشود به تعقیب آن یکی از بزرگان که پدر یا برادر عروس خینه را بدست عروس گذاشته به تعقیب اکثریت نزدیک به تمام مدعوین به دست های یکدیگر خینه گذاشته همدیگر را و در مجموع عروس را تبریک گفته سعادت، نیکبختی و طول عمر را به عروس آرزو مینمایند.
نا گفته نباید گذاشت که قبل از غروب آفتاب خینه پیچ هایی که توسط عروس قبلاً دوخته شده آنرا در یک پطنوس با عده یی نقل و شیرینی به خانه داماد روان میکنند، عین همین مراسم خانه عروس، در منزل شاه برگذار شده و توسط همین "کلک پیچ" حنای دست شاه را می بندند. 
اگر خانه داماد با منزل عروس نزدیک باشد، فامیل شاه جوانان ده و رفقای هم بازی شاه تخت خینه ترتیب داده به منزل عروس میبرند، تخت خینه را نوازنده های محلی که شامل دهل و سرنای میباشد همراهی نموده سایرین اکثریت نزدیک به تمام به پایکوبی میپردازند، اگر منازل یکی از دیگری دور باشد، چون در آنجا سرک های فرعی وجود ندارد، بناءً به پای پیاده پیموندن 20 – 30 کیلومتر فاصله رفت و آمد و آن هم در شب ممکن نمیباشد بناءً فامیل های شاه و عروس هر کدام در منزل خود شب حنا را تجلیل مینمایند.


محفل عروسی:-
فردای آنروز بازهم فامیل های شاه و عروس نزدیکان خود را به شمول دوستان توسط رقعه "البته در گذشته کارت ها وجود نداشت" یا شفاهی به این شرح که فردا طوی (عروس) فلان بچه پسر فلان خان صاحب شما صبح یا پیشین (یعنی به نان چاشت یا شب) خبر هستید. آن ها البته مردها به وقت معین به خانه داماد حاضر میشوند. در این اثناء سازهای محلی که عبارت از دهل و سرنای است به یک عالم شور و شوق به نواختن آغاز مینمایند، مدعوین به خصوص جوانان قشر ذکور هیجانی شده به پایکوبی میپردازند، باید متذکر شد که یک تعداد دوستان دور و کسانیکه مشکل داشته باشند بعد از صرف طعام از زحمت کشی آنها اظهار سپاس و شکران نموده آن ها را مرخص میسازد. باقی مانده که نزدیکی شاه میباشند. هم در یک صفه که شاه در صدر مجلس قرار میگیرد نشسته بعداً لباس های شاه که شامل لنگی، کرتی، بالا پوش و دستمال را که قبلاً در یک پطنوس گذاشته شده است توسط اقارب نزدیک داماد آورده شده پیش روی شاه و شخص متنفذ که در پهلوی شاه نشسته گذاشته آن ها لباس های متذکره را به جان شاه مینمایند که این مراسم را "شاه پوشانی" میگویند، بعد از تبریکی گفتن ها شاه را بالای اسپ سوار نموده ودر تحت شهر بعداز مراسم شاه پوشانی ،شاه همراه با چندتن خویشاوندان راهسپار خانه عروس میشوند. البته شاه بعد از سواری اسپ به زیارت گذشته های خود رفته دعا مینماید، بعد از بازگشت از زیارت جلوی اسپ را یکی از جوانان نزدیک شاه گرفته رو به سوی خانه عروس در حرکت می افتند، کسانیکه در این مراسم شاه را همراهی مینمایند به نام "گنجی شاه" یادمیشود، در جریان راه موی سفیدان و جوانان در مجاورت آن ها توسط تفنگ های ساچمه یی فیر مینمایند. بر علاوه خرسندیی که توسط فیرها صورت میگیرد همان ساز محلی که شامل دهل و سرنای است شاه را تا خانه عروس همراهی میکنند، با به صدا آمدن همین ساز، مناطق دور و نزدیک حتی به فاصله های دور از 4 – 6 کیلومتر مردم را از این مراسم آگاهی بدست می آورند، باید متذکر شد که یکی از تفاوت های عروسی در کوهستان با عروسی های شهری در این است که در شهر ها بدون کارت خبری، در مراسم کسی حضور نمی یابد، اما در آنجا تمام کسانیکه صدای دهل و سرنای و فیرهای تفنگ را می شنوند، بدون دعوت در مراسم اشتراک می نمایند، حتی در خوشی تا سطح پایکوبی سهم میگیرند. 
از خانه شاه تا منزل عروس در جریان راه از پهلوی هر حویلی چه نزدیکی یعنی اقارب و یا سایرین که موکب شاه از نزدیک حویلی آن ها عبور مینماید، مردمان آن قلعه چهار مغز، خسته، بادام، نقل، قند خشتی بلاخره هر چه که "خداوس" باشد بالای سر شاه نثار مینمایند.
شاه در این سفر علاوه بر مردان و جوانان دو سه خانم به نام عروس طلب هم همراهی میکنند. بعد از رسیدن به خانه عروس تفنگ های بدون ساچمه و مرمی به صدا در می آیند و شاه بالای اسپ نشسته، از هر طرف بالای شاهیسه ، چهار مغز، بادام، قند ... می ریزند، شاه در فکر خود و جوانان و نوجوانان تلاش به خاطر گرفتن و جمع نمودن چهار مغز،... ساعتیری ها، هلهله ها و خنده ها یکه از اقارب نزدیک عروس نزدیک اسپ موکب شاه آمده، شاه را به پایین شدن از اسپ دعوت می نمایند، بعداً شاه را در جای معین یعنی در صدر مجلس رهنمایی می نماید، بعد از صرف طعام شب، شاهدان به نزد عروس رفته به این عبارت " مادرک من، خواهرک من پدر وکیل مهر نفس خود کی را انتخاب نمودی "البته این کلمات چندین مرتبه تکرار میشود، سر انجام عروس یکی از اقارب و یا بزرگان محل را به نام پدر وکیل انتخاب مینماید. بعداً شاهدان وارد مجلس شده نکاح انجام می پذیرد. باید متذکر شد که محفل در همین جا ختم نمی شود، پدر یا برادر عروس کمر عروس را با یک دستمال گل سیب یا ابریشمی بسته میکند و بالای سرش به دست چپ یک پایه قند را گرفته به دست راست قند شکن را، بر سر قند حواله نموده، قند را میده میده نموده همه کسانیکه در محفل حضور دارند، دهن خود را توسط توته های قند شیرین مینمایند، پدر در این هنگام برای دختر دعای خیر نموده یعنی عروس را دعا میدهد، متعاقباً عروس را در بالای اسپ جا به جا نموده، در پهلوی اسپ عروس اسپهای دیگه ی هم وجود دارد که بالا اسپها دو سه خانم از فامیل عروس، عروس را همراهی نموده که به نام "مرٌ عروس" یاد میشود.
بعد از رسانیدن عروس به خانه داماد همه تفنگ ها به صدا می آیند، یکی از اقارب نزدیک شاه پدر، برادر، کاکا یا مامای شاه یک طرف دولی را باز نموده از عروس دعوت خروج را مینماید به این عبارت:"سرو مال ما از خداست و بعد از آن از خودت، همه را برایت بخشیدیم" قبل از اینکه عروس از اسپ پایین آید مطابق توان شاه، گوسفند، بز و یا مرغ را ذبح مینمایند، بعداً عروس ازاسپ پایین شده توسط بانوان و دوشیزه گان خوش الحان به همراهی دایره آهنگ آهسته برو به این عبارت خوانده میشود:

 

آهسته برو ماه مان آهسته برو- دختر خان آهسته برو – ماه مان آهسته برو – 
در قیل چنار دو مار پیچان دیدم

در گردن یار عقیق و مرجان دیدم
دست انداختم عقیق و مرجان بگیرم

از طالع بد یاره پریشان دیــــــــدم
آهسته برو ماه مان آهسته برو

دختر خان آهسته برو – ماه مان آهسته برو
دریا که کلان شود نگاهش کی کند

دو دل که یکی شود جدایش کی کند
هر کس که جدا کند عزیزش بمیرد

مــــــانند دلم خانه گکش در بگیرد.
آهسته برو ماه مان آهسته برو _ دختر خان آهسته برو – ماه مان آهسته برو

 

بدین منوال دوبیتی های زیادی به خوانش گرفته میشود، البته به طرف راست عروس شاه دست چپ عروس را بدست خود گرفته آهسته آهسته به طرف تختی که از دوشک ها ترتیب شده رهنمایی میشوند، ساز و آواز و رقص دوام می نماید، البته در گذشته های نه چندان دور همین اولین دیدار شاه و عروس بود. در اینجا باز هم یک بانوی کار آگاه، خوش صدا و با جرئت و نزدیک شاه به پیش آمده پول را از جیب خود گرفته که این مبلغ ... از طرف مادر شاه خانه اش آباد، به همین منوال همه اقارب و دوستانیکه از قشر اناث میباشد "روی نما گی" میپردازند، روی دستمال همه پول ها گذاشته شده که این پروسه را به نام "روی نما گی" روی نما یک" سیالی " یاد میکنند، پول مذکور توسط یک بانو حساب میشود، مجموعه آن در یک دستمال ابریشمی یا سندی بسته آنرا به عروس میدهند.


ناشتایی
صبح عروسی یا یک روز بعد آن فامیل عروس مقداری برنج، گوشت، کوفته، تخم ستاره یا کلچه تخم و چند قرص نان چپاتی را تهیه نموده که مقدار آن باز هم به توانایی فامیل ها ارتباط میگیرد، البته برنج را بعد از دم دادن سایر ملحقات آن یعنی گوشت، کوفته و تخم را در داخل دیگ بالای برنج گذاشته و نان های چپاتی را در مجاور دیگ بالای زنبیل گذاشته و یک دوشیزه خواهر، خواهر زاده، دختر خاله، دختر ماما و یا برادر زاده عروس به طرف خانه عروس در حرکت می افتد، البته نان را قبل از ظهر انتقال میدهند به همین دلیل وی را چاشتی مسمی نموده اند، به مجرد رسیدن نان تهیه شده، عروس و شاه هر دو بالای دیگ آمده محتوی دیگ را به عروس نشان میدهند و چمچه (کفگیر) اول را عروس کشیده، بعداً همه نان چاشت را فامیل شاه به اقارب و خویشاوندان خود میفرستند.


شاه سلامی
دو سه شب بعد از عروسی، شاه با دو سه نفر از اقارب نزدیک خود، یعنی پدر، کاکا، ماما برادر خود مقداری از خجور، روغن جوشی، کلچه تندوری (خانگی) و تخم جوش داده را گرفته خانه خسر میروند، اگر خانه خسرش نزدیک باشد بعد از صرف طعام شب اگر دور باشد قبل از نان شب و قت تر میروند، نان شب را همه یکجا میخورند، بعد از صحبت های دوامدار اجازه مرخصی می خواهند و شاه و هم سفرانش دوباره به خانه خود می آیند.


تخت جمعی
به طور اوسط از یک هفته الی دوازده روز بعد از عروسی این مراسم برگذار میگردد. به ترتیبی که مادر عروس تمام نزدیکان فامیل خود را خبر مینمایند که ما هفتی "تخت جمعی" میرویم. به روز موعود، همه به منزل مادر عروس جمع می شوند، تمام اشیای قبلآتهیه شده که به نام "جهیز" یاد میشود به ترتیب در بکس ها گذاشته، بکس ها را بر سر خلیفه ده گذاشته، همه به ترتیب سن از عقب بکس به طرف خانه عروس در حرکت می افتند. به مجرد رسیدن به خانه شاه باز هم دایره ها به صدا می آیند و دوشیزه گان به صدا و پایکوبی میپردازند، بعد از صرف طعام چاشت جهیز به معرض نمایش قرار می گیرد.
جهیز عبارت از احتیاجات اولیه عروس میباشد و متناسب به طویانه و اقتصاد فامیل عروس، یعنی هر قدر پول طویانه زیاد اخذ شده باشد، به همان اندازه جهیز قوی می باشد، طور متوسط جهیز شامل گلیم، جای نماز، زیورات نقره یی، طلایی امیل لباس های مختلف مخصوصاً اشیای خامکدوزی شده از طرف عروس فیصدی بیشتر آنرا تشکیل میدهد.
این همه اشیاء در حضور داشت همه مهمانان یعنی فامیل پدر عروس و فامیل شاه در میدان گذاشته شده باز هم یکی از خانم های نزدیک عروس به پا می ایستد و یک یک اشیاء را با دست بلند کرده میگوید: این دستمال روی عروس "خانیش آباد" متعاقباً سایر مدعوین که از طرف فامیل عروس دعوت شده اند آن ها همه سیالی "تحفه" های خود را می پردازند.وبعدآ عروس به خانه پدر خود میرود.عروس مدت یک هفته الی ده روز به خانه پدر خود می ماند، در ختم این مهمانی باز هم مادر شاه یا خشو با دوسه نفر نزدیکان شاه آمده یک شب یا چاشت را سپری می نمایند و عروس را دوباره به خانه اصلی اش میبرند.


نظرمحمد "طوفان"

1391/7/5
 

نوشتن دیدگاه