مجلات و کتب

جام غور

22Dec2014 06:00PM
0
بازیګرهاليوود ازغوراست

 


 
Scott Reiniger

Scott Reiniger
 

اسکات راينگر (Scott Reiniger) از بازيگران فيلمهای هاليودی که در فيلم "سپيده دم مردگان" (Dawn of The Dead) نقش داشته، متوجه شده که يک شاهزاده افغان از ولايت غور است.
آقای راينگر از نوادگان "جوسيا هارلان" (Josiah Harlan) اولين آمريکايی بوده که به افغانستان رفته. در آنهنگام و بدنبال قراردادی که وی به امضاء می رساند، نوادگان آقای هارلان برای ابد لقب شاهزاده غور را بدست می آورند.
آقای راينگر زمانی از اين لقب خود مطلع شد که بن مکنتاير (Ben Macintyre) کتابی درباره اجداد آقای راينگر به چاپ رساند.آقای راينگر درباره واکنش به اين مطلب و اين خبر به بی بی سی گفت : "در ابتدا اين موضوع بسيار فراواقعی (سورئال) به نظر می رسيد."
وی پس از آنکه برادر کوچکترش به نام هارلان پس از خواندن نقدی بر کتاب آقای مکنتاير به او نامه ای الکترونيکی فرستاد، از اين موضوع مطلع شد که از شاهزادگان ولايت غور در غرب افغانستان است. آقای مکنتاير می گويد از اين خبر بسيار شگفت زده شده است . به گفته آقای مکنتاير از آنجاييکه جوسيا هارلان فقط يک دختر داشته ، پيدا کردن نوادگان وی بسيار کار دشواری بوده و اين خبر برای او بسيار جالب است.
در همين حال آقای راينگر گفته که قصد ندارد بطور رسمی در خصوص لقبش اقدامی بکند. وی افزوده که به نظر او برادرش بايد اين لقب را داشته باشد. او گفت: "او مورخ است و بنابر اين فکر می کنم بايد اين عنوان را داشته باشد." آقای راينگر گفته که بياد دارد که پدرش درباره جوسيا هارلان و اسکندر برای او زمانی که بچه بوده، داستانهايی تعريف می کرده.
آقای مکنتاير که در خصوص مشکلات افغانستان پس از حملات 11 سپتامبر 2001 در آمريکا تحقيق می کرده متوجه شده که نام جوسيا هارلان در نوشته های مختلف بسيار تکرار شده است. وی پس از تحقيقات متوجه می شود که جوسيا هارلان قراردادی را با هزاره های افغانستان در "شاهزاده نشين غور" به امضاء رسانده است.
آقای هارلان که در پنسيلوانيا متولد شده در اوايل قرن 19 به افغانستان می رود. وی با قصد شاه شدن به افغانستان می رود. وی با شاه افغانستان که در آنهنگام در تبعيد بوده دوست می شود و شاه اورا بخدمت می گيرد تا در کابل شورش بپا کند. آقای هارلان در بازیهای سياسی مهارت داشته و مرتب از يک سو به سوی ديگر ملحق می شده.
اما مهارت نظامی آقای هارلان باعث می شود تا دوست محمد خان، امير کابل، او را با عنوان قوماندان اردوی افغانستان استخدام کند. در سال 1839 دوست محمد خان از آقای هارلان می خواهد تا به جنگ شاهزاده ای در آنسوی کوههای هندوکش برود.
در اين ماجرا است که آقای هارلان با هزاره ها و بخصوص رفيع بيگ، شاهزاده غور، در آن موقع قراردادی به امضاء می رساند.
در اين قرارداد آقای هارلان موافقت می کند تا با ارتشی قوی و مجهز برگردد و مناطق همسايه مناطق تحت کنترل رفيع بيگ را اشغال کند.
در ازای اين اقدام رفيع بيگ موافقت می کند تا حاکميت غور را تا ابد به آقای هارلان و وراثش اعطا کند. آقای مکنتاير می گويد اين موافقت نامه ااعتبار دارد اگرچه او اضافه می کند کسی که بخواهد اين لقب را در اين مقطع زمانی اعاده کند بايد شهامت داشته باشد.
 
ګرفته شده از سایت www.hadeseh.com
 

نوشتن دیدگاه