مجلات و کتب

جام غور

24Jun2015 12:12AM
0
حاجی گل ستاره از آسمان مقاومت و جهاد

آسمان شهرک گریه کن

باز ستارۀ از آسمان مقاومت وجهاد سقوط کرد. باز هم دوستداران اسوۀ مقا ومت نماد از پاکدلی وشجاعت به ماتم نشستند ؛ باز اسطورۀ از قافله قامت بر افراشته گان راه عزت وآزادی آماج گلوله ها وپرنگ های ابلیس زمان گردید. بازخفاشان شبتاز وتاریک دل با کمال قساوت وسنگد لی پیکر قافله سالار جهاد ومقاومت را با باران گلوله های شیطانی شان مشبک ساختند. قهرمانیکه روسها نتوانست وی را به قتل برسانند اما امروز چه نا جوانمردانه تنش بخون رنگین شد.
 با این جنا یت دیگر نوائی روح بخش  بلبل صلح در غور به گوش ها طنین نخواهد انداخت وهمه آرزوها ی بنام صلح وآزادی نا تمام خواهد ماند.عاقبت ؛این معما باید حل شود.سال که گذشت اشخاص با نفوذ وبا إعتبار از یک کاروان به کام مرگ سپرده شد؛ که گوئی  توطئــۀ ســازمان یافتۀ از طرف دجالان زمان در دست اجراست..اگر پیام وپیامــد{  دی دی آر و دایاک} چنین باشد الحــذر از پیروزی چنین پروســۀ ئی؟

 یک سال میگذرد که تفنکداران شیطان سرشت وبد اخترو وابسته به مافیا و تروریزم در ولسوالی شهرک ولایت غور حادثه می آفرینند وفامیل هارا داغدار ساخته اند اما حاکمان جبون وبزدل ولایت غور درپی معامله ومسامحه با عاملین این جنایات اند..مگر وارثین بخون غنوده های کربلای خونین شهرک نمیدانند که قاتل کیست ؟

یقینا میدانند. مگر این دل های داغدار وچشمان اشکبار که دیده بر پیکر بخون غلطیدۀ پدر دارند نمیدانند که  آبشخور این قاتلین تا دامن حاکمان مان امتداد دارد.؟ باصد دریغ.کسانیکه طرفدار صلح وامنیت بودند درولایت غور با تسلیمی سلاح خودرا دست بسته به دشمن سپرده اند؛ وچون مرغ بال شکسته شکار صیادان مسلح بد شگون وسیه اختر شده ومیشوند.آنانیکه با خوش باوری بر اداره وحکومت هر روز قربانی میدهند چه اشتباه بزرگی را بنام إعتماد به دولت مرتکب شده اند..

امروز کسا نیکه سلاح خودرا تسلیم نکرده اند حاکمان غور را به گـروگان گرفته اند واز موقف زور وقدرت از ایشان امتیاز میگیرند. اما کسانیکه با همه قدرت وتوانائی وبا خوش با وری کاذب بر حکومت مردمی ومنتخب؛ تمام امکانات خودرا تسلیم دلقکان دی دی آر نموده اند چون گوسفند بی دفاع بدست گرگان درنده وبی رحم سپرده شده اند .حقیقت این است که دولت دیگر قادر به تأمین امنیت و تطبیق عدالت نیست. ولسوال سابق شهرک با قاضی محکمه از طرف همین گروپ  به قتل رسید؛شهاب الدین جوان پاکدل دیگربه همین قافله پیوست؛ دزدی های مکرر در مسیر راه ها از طرف همین گروپ صورت گرفت. مسافرین بی دفاع در همین منطقه مورد چپاول قرار گرفتند این همه حوادث در فاصلۀ زمانی کمی صورت گرفت اما حاکمان بی عاطفه جبون وبی مروت بجائی دستگیری قاتلین ایشان را به مهمانی خواستند وروزرا رایگا ن شام نمودند. وبر ادامۀ جنایت تشویق شان نمودند.............

مردم غور بدرستی میدانند که در ولایت شان دیگر ادارۀ که به مردم دل بسوزاند وامنیت را تأمین نماید وجود ندارد .مردم را باهم در آویختند وخود شان نظاره میکنند هرکس دیگر باید امنیت خودرا تأمین نماید اینها چه کاره اند که بشما دل بسوزانند

 

ترا نـــادان امـــیـد غـمگساری هــــا زافـــرنگ است    *    دل شـــاهـین نســوزد بهــــر آن مــرغ کــه در چنگ است

 

  مگر باز باید منتظر نشست که دولت چه میکند ؟دولت آنچه را در حق قاتلین ارباب محمد ومولوی نسیم انجام داد در حق قاتلین حاجی گل نیز انجام میدهد قاتلانیکه با قاتلین کارمندان مؤسسۀ صحی{ ورد وژن} ارتباط زنجیره ای دارند. مگر میشود دشمنی های سابقه را بهانه گرفت.کدام درد رسیده به محکمه ودولت شاکی شد که حاجی گل از محکمه وداد رسی سر پیچی کرده باشد؟ وکدام مدعی طی پنج سال  حکومت مردمی به زور گوئی حاجی گل مواجه شده بود..نه خیر ا و چون رعیت کاملا مطیع از دولت وچون فرد عــادی بدون حمل سلاح به زنده گی خود ادامه میداد کـه سر انجام شکار إعتماد وخوش باوری خود به دولت شد.بازهم دریغ وافسوس......

آری یاران حاجی گل این جنایت اول وآخر نخواهد بود .دیگر در قفس مکر شیاطین زندگی ننگین ونکبت بار است.دیگر دفاع خودی واجب است.

نوشتن دیدگاه