مجلات و کتب

جام غور

24Jun2015 12:14AM
0
شهيد حاجي عبدالغفورخان دولتياري

شهيد حاجي عبدالغفورخان دولتياري

شهيد حاجي عبدالغفورخان دولتياري

بسم الله الرحمن الرحیم 

من المومنین رجال صدقوا ما عهدوالله علیه
زنده جاوید شـــــــــــــهید قــــــهرمان ،ســـــتاره فروزان تاریـــخ پرافتــخاراســـــــــلام مــــــیهن عزیزما افغانــــــستان نام گرامی اش   الـــحاج عبدالغــــفور فرزند الـــحاج ملامـــحمد متخـــلص به (دولت یاری)
درسال 1316 دردهکده معروف به ده مرده دولت یار مرکز چغچران ولایت غور غرورآفرین دریک خانواده متدین وخداپرست چشم به جهان گشود.
ازینکه پدرش علاقه سرشاری به علم ومعرفت داشت فرزندش را جهت فراگــــیری علوم دینی تعلیمات اختصاصی درمدرســــه همان روستا شامل وپس ازگذشت چند سال دوره تعلیم درعنفوان جوانی مسؤلیت ریاست شرکت ازطرف حکومت وقت به دوشش گذاشته شد باوصف اشتغال به این وظیفه دقیقه  از خدمت برای اســـــلام ومســــلمین دریغ نکرده عمــر گرانبهایش راوقف خدمت جامعه ووحدت مسـلمین نمود تا آنکه کودتای ننگین هفت 1357 ثور صفحات سیاه را درتاریخ افغانستان ببار آورد این شخصیت مبارز ورزمنده وراد مرد دلیر که سال ها نورایمان واســـلام درقلب پاکش شعله ور بود برای تحقق بخشیدن آرمان والای اسلام ودرک رسالت تاریخی شان به مبارزه اســـــلامی اش آغاز قیام حق طلبانه خود رابا رســـوخ عقیده علیه ملـحد ین بی وقفه ر وبراه انداخته بدون هراس از مــرگ درطرح وپی ریزی هدف اصیل اسلامی خویش کدام ترس وبیم نداشته برای رسیدن به مطلب آزادی اســلام قدم بمتانت برمیداشت ونه تنها مرد شــمشیروسخن بود بلکه مردتدبیر وقلم بود اومؤسس وبنیان گذارجهاد مقدس درین خطه میــــهن بود تاآنکه بتاریخ 2قوس 57 دسته ازخود فروختـگان خون آشام به شکل ناگهانی دست ظلم وغارتگری را بسوی این علمبردار اســــلام وهمراهان هدفمندشان مانند میرزاکمال الدین (کمالی) ومـیرزاگل آقا وحاجی عبــدالغفورقریه صوفک وخلــیفه نوراحمد حاجی عبدالمؤمن ومحــمد عارف محصـل بادیگر پیشتازان تحریک اســــلامی دراز کرده ونهایت روش ظالمانه وستـمگارانه رهسپارسلول های نمناک وتاریک زندان نموده بعد ازدوویاسه ماه مظالم وشــکنجه های جانگاه وطاقت فرساهمـگی آنها را بحال نیمه نفس به طرف محبــس پلچرخی کابل آن کشـــتارگاه وقصاب خانه آدم کشی بردند دیگران همه به هدف عالی که داشتند به رفیق اعلی پیوستند.
 

(اناالله واناالیه راجعون )

تنها این برادر به قدرت آفریده گار توانا ازوضع ضـعف وناتوانی که به اثرلت وکوب داغ وخانه وناخن کشی ودیـگر مظالم وحشـــیانه دروجودش جای سالم نمانده ودرسیـــمایش آثار وامیـد زندگی دیده نمی شد ازنظرپلید آنها بر کنار مانده بعد از سـپری شدن چهارده ماه اسارت درپلچرخی بعد ازتحول 6 جدی بتاریخ 16/10/59 ازحبس رها گردید بعد ازبدست آوردن اجساد شهدا مانند برادرش عبدالغفار وخواهرزاده اش شاه وزیر وآنهاییکه قبلآ ذریعه ملحد ین بدرجه والای شــهادت نایل آمده بودند، اما باردیگربابرادران مبارز یکجاشده درسنـــگر مبارزه علیــه ملحدین ونوکران حلقه بگوش شان مردانه وار بجهاد مقدس شان ادامه بخشیده شب وروز درتلاش اســـتحکام صفوف وحدت مجاهدین بود بسا شهامت ودلیری های چشــمگیر وخدمات شایسته وقابل قدری را از خود بجا گذارده یگانه چشــم امـید برای پیروزی های سرنوشت ساز برای مســـلمان ها وبرنده ترین شمشیر برای شگافتن سینه پرفساد دشمن ســفناک بودسرانجام برای طرح پلان شوم ازطرف دشمن بدبختانه بوسیله یکعده خایینین خود خواه درچهل وششمین بهار عمرش درسال 1362 توسط یک حمله وحشــیانه وناجوان مردانه وبکاربرد یک سلســله دسایس پروپاگند ظالمانه بدرجه عالیه شــــهادت نایل آمدند که از آن روز شادی برای ملحدین وروز اندوه وغم برای مســــلمین بود.
روحـــش شـــاد ویاد آن گرامی باد

نوشتن دیدگاه