مجلات و کتب

جام غور

23Jun2015 05:49PM
0
شهید استاد ذبیح الله جان

 

استاد ذبیح الله جان در حدود سال 1368 در قریه ملنگاه ولسوالی تیوره ولایت غور چشم به جهان هستی گشود وی تعلیمات ابتدای در قریه فوق الذکر فرا گرفت و در سال 1375 شامل صنف اول لیسه مرکز تیوره گردید وی دوران مکتب را به در پهلوی هم قطاران خود با درجات عالی به پایان رسانید قابل ذکر است که استاد شهید در علوم دینی، قرائت قرآن کریم نیز از جمله قاریان توانا بود استاد ذبیح الله جان بعد از سپری نمودن امتحان کانکور با کسب نمرات معیاری در سال 1387 در دارالمعلمین عالی سید جمال الدین کامیاب و مدت دو سال تعلمیات خود در رشته ادبیات دری با کسب درجات عالی به پایان رسانید. وی بعد از فراغت در سال 1390 در لیسه مرکز تیوره به حیث استاد برحال در رشته ادبیات استخدام و رسما وارد کار دولتی خویش گردید این استاد شهید از جمله استاد های نهایت زحمت کش در پیش برد تعلیم و تربیه نسل جوان کشور بود. استاد شهید در در ماه حوت سال 1392 ه ش بخاطر امتحان اختصاصی معلمین به مرکز غور آمد بعد از سپری نمودن امتحان رقابتی معلمین در هنگام باز گشت بسوی خانواده های شان در مسیر راه در قریه سرتیده ولسوالی شهرک توسط گروه خدا نا ترس، وطن فروش که صلاَ ارزش صحبت کردن یک دانشمند را ندارند به شکل بسیار بی رحمانه که حتی یهود و نصارا به نوع بشر انجام نمی دهند آ نها به شهادت رساندن. این مزدوران پاکستانی که دین خود را درمقابل پیسه می فروشند و لاف اسلامی می زنند و اسلام بد نام ساخته اند.

 

شهید استاد ذبیح الله جان

شهید استاد ذبیح الله جان

 

باز گشت همه بسوی اوست 
ذبیح الله جان چقدر زیبا و معصومانه شهید شدی و ترک دیار فانی را وداع گفتی و زیبا تر از آن به آرزوهایت رسیدی خوشا به حالت که دنیا و آخرت خود را به خدای خویش معامله کردی و بهشت برین را برای خود برگزید و پرستوار کوچ کردی و در میان آن همه شور نواء خاطره شدی و ذهن ما را فراسوی عشق کشاندی و هر بار که به تو می اندیشم و به یادت برگ، برگ دفتر خاطرات ذهنم را می گشایم خبر خوبی، جز نیکی و پاکی چیز دیگر احساس نمی کنیم ما نه گفته ایم که رفته ای، و برای همیش خاموش شده ای، بلکه هر لحظه تو با مایی در نگاه های مشتاقانه دوستانت در نماز ها بر اشتیاق هم شهریانت و ناله های بلبل عاشق منزلگه جاوید بر تو مبارک باد توی که آسمان در سیاهی چشمانت می درخشد و نگاهت آرامش میدهد و از پیکر پاکی در خون غلطیده ات بوی گل لاله در مشام می رسید و پس روحت شاد و یادت گرامی باد.

اگر دار بقاء خواهی، سری دار فنا بگزین
فن شو از وجود خود که تا یابی بقاء او

 

نوشتن دیدگاه